Blog
با الگویی که استوری تماشا میکنیم، مستند نبینیم/ حل مشکلات فقط وظیفه مردم نیست
به گزارش خبرگزاری رزنیوز، رامتین شهبازی مجری کارشناس این جلسه در ابتدای گفتوگو به ابعاد متفاوت این مستند اشاره کرد و گفت: «کابوک» فیلم جالبی است به این دلیل که ابتدا، مخاطب خود را درگیر و در حال تماشای یک فیلم زیستمحیطی یا بهاصطلاح، یک فیلم اکوسینما میبینید اما در عین حال، در فیلم همواره با نگاهی اسطورهای و کهن الگویی مواجه هستیم. فیلم، خوانشی بسیار اسطورهای دارد و توصیه من به کارگردان این است که حتماً فیلم را به دوستان اسطورهشناس که در زمینه خوانشهای اسطورهای متن کار میکنند، نشان دهید. قطعاً آنها میتوانند خوانشی اسطورهای از فیلم داشته باشند.
رامتین شهبازی ادامه داد: در فیلمی که حدود هشتاد و هشت دقیقه است، ۴۰ دقیقه اول میتوانست کوتاهتر باشد. به نظر میرسد مدتزمان این بخش کمی طولانی شده است. در ۴۰ دقیقه دوم، ریتم حوادث تندتر میشود و ماجرا پیش میرود. درست است که ابتدا میخواهیم ببینیم آسیبهایی که وارد میشود، چگونه است. این موضوع قابل درک است؛ میخواهیم روزمرگی شخصیت موسی الرضا را ببینیم و بهویژه متوجه شویم چه آسیبهایی احتمالاً به او وارد میشود. با این حال، این بخش میتوانست کوتاهتر باشد. نقد من بر مدت زمان فیلم اتفاقاً بر اساس ساختار فیلم «کابوک» است وگرنه فیلمهایی با مدت زمان بسیار بیشتر ساخته شدهاند و زمان آن آثار مورد نقد قرار نگرفته است. کارگردان در نیمه دوم فیلم، مجموعهای از حوادث را پشت سر هم قرار داده که سبب ایجاد یک تضاد با نیمه اول فیلم میشود. بنابراین اگر قرار است صبر کنیم و به فیلم فرصت بدهیم، چرا این صبر در نیمه دوم کمتر میشود؟
جعفر صادقی کارگردان این فیلم سخنانش را با توضیح نام فیلم آغاز کرد و گفت: «کابوک» به معنای آشیانه پرنده است و واژهای باستانی در زبان فارسی محسوب میشود و من دوست داشتم به بهانه این فیلم، این کلمه دوباره مطرح شود. نگاه اسطورهای و کهن الگوها از جمله مواردی است که به نظر من، اگر قرار است قصهای تعریف کنیم، باید به آنها توجه داشته باشیم. ما معمولاً در ادبیات سنتی و پس از آن، در سینمای داستانی، با گونههای مختلفی از روایت مواجه هستیم که ریشه در کهنالگوها دارند. در این فیلم نیز در جاهای متعددی میتوان این مسئله را مشاهده کرد؛ از جمله در رابطه میان طبیعت و انسان، سازشگری در برخی موقعیتها، تعارض منافع و نگاه اسطورهای که پدر دارد. در واقع، این موارد در سراسر قصه حضور دارند. به نظرم به ندرت میتوانیم فیلمی بسازیم که قصه داشته باشد، اما زیر مجموعه اینها نباشد. با این حال، زمانی که مشغول تدوین بودم، به این نگاه فکر میکردم و اینکه باید حواسم به آن باشد و ریتم داستان را متناسب با آن تنظیم کنم و نتنها در این فیلم بلکه در هر فیلمی که میسازم بحث کهن الگوها پسِ ذهنم است.
جعفر صادقی درباره زمان فیلمش گفت: با نهایت احترام به تمام نظرات، ما انسانها کمی کمحوصله شدهایم و فضای مجازی یکی از دلایل آن است. میانگین استفاده ما از فضای مجازی بسیار بالاتر از میانگین جهانی است و این مسئله به روان ما ایرانیها آسیب میزند و اگر جلوی آن را نگیریم، با مشکلات بیشتری مواجه خواهیم شد. این اثر پنجمین فیلمی بود که در ایران ساختم و مثلا فیلم «شگرد» که پیشتر ساخته بودم در ایران با چنین نقدی روبرو شد، در حالیکه خارج از کشور با چنین نقدی روبرو نشد.
وی افزود: اگر قرار باشد ما با همان الگویی که استوری تماشا میکنیم، فیلم بلند ببینیم، به نظر من این فیلم میتوانست در ۲۰ دقیقه جمع شود. اما اگر قرار باشد به سینما، بهمثابه سینما، احترام بگذاریم، باید اجازه دهیم که بیننده، صرفاً اطلاعات دریافت نکند؛ بلکه باید احساس را نیز دریافت کند و برای این امر باید همذاتپنداری کند. مخاطب به زمانی نیاز دارد تا با موسیالرضا ارتباط برقرار کند. وقتی فیلمی میخواهد فشاری را که طی یک سال به خانواده وارد میشود نشان دهد، من بهعنوان بیننده باید تحمل داشته باشم و ۱۰ دقیقه از آن را لمس کنم. بنابراین به نظرم اگر قرار باشد تجربهای منتقل شود، یعنی آن چیزی که انسانها در تعارض منافع خود با طبیعت تجربه و احساس میکنند، باید آن رخوت را هم به بیننده منتقل کنم. به نظرم وقتی قصهای آغاز میشود، باید به شخصیتها اجازه بدهیم که ابتدا با منِ بیننده ارتباط برقرار کنند. من نمیتوانم ریتم و تمپویی را که از دقیقه چهلم به بعد در اختیار دارم، از دقیقه اول آغاز کنم. این نوع فیلمسازی، امضای فیلمسازی من است. من اجازه میدهم که ابتدا ارتباط بیننده با شخصیتها شکل بگیرد. درست است که تعداد اتفاقات از نیمه دوم فیلم بیشتر میشود، اما این انتخابی آگاهانه از سوی کارگردان و تدوینگر است. چون میخواهم به مخاطب اجازه بدهم که مثلا رفتوآمد این پرندگان را تماشا کند. وقتی یک بار آن را تماشا کرد، دیگر نیازی ندارم که از دقیقه چهل به بعد دوباره آن را نشان بدهم. همچنین احساس میکنم بیننده دوست دارد ببیند که این پرنده چگونه بلند میشود، سر بلند میکند و بازمیگردد. من دوست دارم آن سکوت و آرامشی را که در آن بخش از طبیعت وجود دارد، تماشاگر ببیند و تجربه کند.
جعفر صادقی در ادامه گفت: چالش اصلی این خانواده این بود که پدر اعتقاد داشت این پرندگان رحمت خدا هستند و باید از آنها محافظت کنند. چون پدر و بزرگتر خانواده چنین اعتقادی داشت. سایر برادرها نیز به احترام و در حمایت از نظر پدر تصمیم گرفتند که این کار را انجام دهند. اما موسیالرضا، چون پرندگان بیشتر روی درختان او نشسته بودند، بیشترین آسیب را متحمل میشد. در میانه فیلم نیز میبینیم که او میگوید: «آقا، شما متقبل این هزینهها نمیشوید، اما من دارم این هزینهها را متقبل میشوم. از طرفی شما از جاهای دیگری هم درآمد دارید، ولی من ندارم» در واقع، تنها کسی که از این وضعیت ضرر میکرد، موسیالرضا بود؛ با این حال، او به احترام نظر پدر و برادرانش و با توجه به اعتقادات آنها، از پراندن پرندگان جلوگیری میکرد. اما درباره اینکه چرا پرندگان به آنجا آمده بودند، در چندین بخش فیلم صحبت شده است. حتی در ابتدای فیلم نیز موسیالرضا میگوید که نمیدانم چرا حتی یکی از این پرندگان به باغ همسایه نمیروند. ما واقعاً نمیتوانستیم راستی آزمایی کرده و علت حضور آنها را مشخص کنیم. حتی پرندهشناسی که به باغ آمد، در یکی از سکانسها درباره این موضوع صحبت کرد و گفت که بسیار عجیب است و برای خودش هم جای تعجب دارد که چرا این پرندگان این مکان را انتخاب کردهاند. همانقدر که این مسئله برای مخاطب مبهم بود، برای من هم مبهم بود. ما نتوانستیم دلیل انتخاب آن نقطه را بفهمیم و نمیدانیم که آیا سال آینده نیز همین مکان را انتخاب میکنند یا به نقطه دیگری میروند.
کارگردان «کابوک» افزود: من در ابتدای مسیر فیلمسازی مستند هستم و با هر قدمی که به جلو برمیدارم، تجربه بیشتری کسب میکنم. امروز وقتی فیلم را تماشا میکردم، در بخشهای متعددی احساس میکردم که اشتباه کردهام. در قسمتهای دیگری احساس میکردم که اگر پشت میز تدوین بودم، این بخش را زودتر تمام میکردم. اینها بخشی از فرایند سینماست. هرچه جلوتر میرویم، تلاش میکنیم به فیلمی که ساختهایم بازگردیم، به آن نگاه کنیم و از آن بیاموزیم. این طبیعت فیلمسازی است و من خودم سعی میکنم مهمترین منتقد فیلمهای خودم باشم. اما میخواهم مرزی میان دو موضوع قائل شوم. یکسری اصول در تاریخ سینما وجود دارد که آقای دکتر شهبازی نیز به آنها اشاره کردند اما موضوع دیگر شناخت و بهکارگیری این اصول است. من بهعنوان کارگردان، در حال تجربه کردن هستم و تلاش میکنم ببینم چگونه میتوانم این اصول را در کار خودم پیاده کنم. باید بسیار خام باشم که در فیلم سوم یا چهارم خودم ادعا کنم که به انتهای سینما رسیدهام، همهچیز را میدانم و کار بسیار خارقالعادهای انجام میدهم. بنابراین توضیحات من به این معنا نیست که آنچه میگویم حتماً درست است؛ بلکه صرفاً میخواهم توضیح بدهم مسیری که طی کردهام و برداشتی که در ذهن داشتهام، چه بوده است و در نهایت نیز با توجه به بازخوردی که از مخاطب میگیرم باید تلاش کنم میزان موفقیتم در برقراری ارتباط با مخاطبان را افزایش دهم. اساساً قرار نیست این موضوع به بحثی برای اثبات درستی یا نادرستی دیدگاه من تبدیل شود.
وی در ادامه گفت: وقتی با اتفاقی که در این باغ افتاده بود مواجه شدم، قصد نداشتم آن را بهصورت نمادین مطرح کنم یا برای آن معنایی سمبلیک بسازم؛ اما به نظرم میتوان ارتباطی میان این ماجرا و مسائل بزرگتر جامعه برقرار کرد. ما در کشور با مسئلهای مشابه، در مقیاسی بزرگتر، مواجه هستیم. در فیلم، زمانی که برادرها پیشنهاد میدهند از آن به بعد هزینهها را با یکدیگر تقسیم کنند، موسیالرضا آرام میشود و میگوید که پیشنهاد خوبی است. اما تا پیش از آن، هیچکس چنین پیشنهادی نداده بود. ما همین معضل را در کشور خودمان هم داریم. اگر پرندگان به جامعه کوچکی مانند این باغ هجوم بیاورند، یا اگر در کشور فشار اقتصادی، سیاسی یا فرهنگی بر مردم وارد شود، زمانی که مردم احساس کنند این فشار بر همه آنها وارد میشود، تابآوریشان افزایش پیدا میکند. اما اگر قرار باشد ما در گوشهای بنشینیم و زیان و فشار بر دوش فرد دیگری باشد، در حالی که فقط وانمود میکنیم با او شریک هستیم، مسئله متفاوت میشود. ممکن است بگوییم که ما هم در این ماجرا شریک هستیم، اما در واقع، فشار بر دوش ما نیست. فقط وانمود میکنیم که این پرنده روی دوش ما هم نشسته است، در حالی که موسیالرضا بهتنهایی این فشار را تحمل میکند.
این کارگردان در پایان گفت: تمام تلاش من در این فیلم این بود که به این نکته اشاره کنم و نگذارم فراموش شود: اگر در این کشور مشکلات و فشارهای اقتصادی وجود دارد، نباید موسیالرضاهای جامعه خود را تنها بگذاریم. نباید فشار بیشتری بر مردم خودمان وارد کنیم و به آنها بگوییم که شما باید بهتنهایی با این مشکلات کنار بیایید، در حالی که ما خودمان چنین فشاری را تحمل نمیکنیم و از منابع دیگری درآمد داریم. در واقع، موسیالرضاهایی هستند که زیر بار این فشارها در حال نابود شدناند. تلاش من این بود که این وجه انسانی داستان بر مخاطب تأثیر بگذارد و این پرسش را مطرح کند که اگر مشکلی در این جامعه بزرگتر به وجود میآید، آیا همه ما به آن توجه داریم و مسئولیت خودمان را در قبال آن میپذیریم؟ این هدف من در ساخت این فیلم بود. نمیدانم تا چه اندازه توانستهام این موضوع را روشن کنم.
«کابوک» تولید مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی است.
۵۹۲۴۳