Blog
بنبست حکمرانی دوحزبی در واشنگتن
گروه سیاسی خبرگزاری رز نیوز به نقل از تسنیم– روند برگزاری انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا در نوامبر 2026، بار دیگر پرده از بحران ساختاری نظام سیاسی ایالات متحده برداشته است؛ نظمی فرسوده که در آن، سازوکار جابهجایی قدرت نه بر مبنای «شایستگی و برنامهمحوری»، بلکه بر مدار «نفرت متقابل و رأی سلبی» تنظیم شده است. نشانههای تشویش و فرسایش در قلعههای سنتی جمهوریخواهان—از تگزاس و فلوریدا گرفته تا سنگرهای مستحکمی چون کارولینای جنوبی—بیش از آنکه بازتابنده تحول درونی اردوگاه رقیب باشد، نماد گرفتار شدن دموکراسی آمریکایی در تله بیافقی و ناکارآمدی است.
کارت برنده دموکراتها در کارزارانتخاباتی کنونی ، نه جامعیت طرحهای اقتصادیشان برای معیشت بحرانزده جامعه آمریکاست، نه راهکاری بدیع برای ترمیم خدمات عمومی، و نه حتی فهم و درایتی در علاج بحرانهای پیچیده داخلی و شکستهای تحقیرآمیز سیاست خارجی (که ناکامیهای مکرر منطقهای تنها بخشی از سیاهه آن است). برگ برنده جریان دموکرات، صرفاً «آشفتگی ساختاری، انشقاق درونی و خطاهای راهبردی جمهوریخواهان» است.
اگر پیروزی برای نامزدهای الاغهای آبیرنگ رقم بخورد، نه یک «آریِ آگاهانه» به قابلیتهای حکمرانی آنان، بلکه یک «نهِ قاطع و اعتراضی» از سر ناچاری به عملکرد افراطی فیلهای سرخ و بهویژه شخص دونالد ترامپ است.
تحولات در ایالتی مانند کارولینای جنوبی،که از سال 2006 همواره حیاطخلوت بیدغدغه جمهوریخواهان بوده است، این واقعیت را عریان میسازد. دستپاچگی سران محافظهکار و تزریق سراسیمه میلیونها دلار برای بقای نامزدهایی نظیر دارلین گراهام در برابر نامزد دموکرات، از تَرَک برداشتن دیوارهای حاشیه امنیت خبر میدهد.
صرف منابع حیاتی در دژهای خودی، دست جمهوریخواهان را در ایالات خاکستری و نوسانی مانند پنسیلوانیا، جورجیا، آریزونا و نوادا خالی میکند. در این گرداب، ترامپ که زمانی پیشران انگیزش تودهها بود، اکنون با دوقطبیسازی افسارگسیخته، به سوهان روحِ رأیدهندگان حومهنشین، زنان، قشر تحصیلکرده و حتی جمهوریخواهان کلاسیک بدل شده و بزرگترین «پاس گل ناخواسته» را به حریفی میدهد که خود هیچ ابتکار ایجابی در چنته ندارد.
اما زاویه حیاتیتر این تصویر، به آسیبشناسی کلیت ساختار قدرت در واشنگتن بازمیگردد. زمانی که پیروزی یک جناح، معلول ورشکستگی اخلاقی و سیاسی جناح مقابل باشد، جامعه در «دور باطل سلبی» گرفتار میآید؛ چرخهای معیوب که در آن مردم برای رهایی از بحرانآفرینیهای حزب حاکم، به دامان حزبی دیگر میگریزند که ناکارآمدی پیشین آن، مولد همان وضع موجود بوده است.
این تعویض مکرر نقشها بدون ارائه هیچ افق روشن تمدنی و حکمرانی، نشان میدهد که دوحزبگرایی در ایالات متحده کارکرد کارآمد خود را از دست داده و به پوششی برای بازتولید بحران بدل شده است.
نتیجه محتوم چنین فرآیندی آشکار است! نظامی که مشروعیت خود را نه از رضایت و باور تودهها، بلکه صرفاً از هراسافکنی نسبت به «شرِ رقیب» تغذیه میکند، در سراشیبی فروپاشی مشروعیت گام برمیدارد. انتخابات نوامبر 2026، صرفنظر از آنکه چه ترکیبی از کرسیها را رقم بزند، پردهبرداری از آخرین فازهای احتضار ساختار دوحزبی است؛ ساختاری پوک و بیمغز در آمریکا که دیگر قادر به پاسخگویی به گسلهای جمعیتی، اجتماعی و ژئوپلیتیک جامعه نیست و استمرار بقای آن در آیندهای نزدیک، توهمی بیش نخواهد بود.
انتهای پیام/