Blog
جنگ تمدنها؛ هیچ مهاجمی نتوانسته تاریخ فرهنگی ایران را خدشهدار کند


به گزارش خبرگزاری رز نیوز به نقل از تسنیم، حجت الاسلام والمسلمین محسن الویری عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) در نشست علمی «اسکندر، والرین، روبیو؛ فرجام رویای سلطه بر ایران» که توسط دانشگاه باقرالعلوم و خبرگزاری رز نیوز به نقل از تسنیم برگزار شد، با اشاره به پنج تجربه تاریخی مواجهه ایران با تمدنهای دیگر، گفت: ایرانیان در طول تاریخ ضمن ایستادگی در برابر مهاجمان و جلوگیری از سلطه کامل آنها، از دستاوردهای مثبت تمدنهای دیگر نیز بهره بردهاند و توانستهاند آنها را در فرهنگ و تمدن خود جذب کنند.
الویری در سخنانی با عنوان «نگاهی تمدنی به پیشینه مواجهه ایران با مهاجمان» اظهار کرد: پرسش اصلی این بحث آن است که آیا مواجهه کنونی غرب با ایران به رهبری آمریکا، پیشینه تاریخی دارد و اگر چنین پیشینهای وجود دارد، چه رهیافتی برای آینده میتوان از آن به دست آورد. عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) با بیان اینکه ایران تقریباً هر 700 سال یکبار در معرض تهاجم بیگانه قرار گرفته است، افزود: تجربه تاریخی مواجهه ایران با مهاجمان نشان میدهد که ایرانیان در این رویاروییها قدرت تمدنی خود را به نمایش گذاشته و توانستهاند به بقای خود ادامه دهند. در این مسیر، آنها صرفاً به تثبیت موقعیت خود اکتفا نکردهاند، بلکه از دستاوردهای مثبت تمدنهای دیگر نیز بهره بردهاند و در نهایت، فرهنگ و تمدن مهاجمان را در خود جذب کردهاند.
وی پنج تجربه تمدنی ایران را شامل مواجهه با تورانیان، یونانیان و رومیان، اعراب مسلمان، مغولان و در نهایت تمدن غرب برشمرد و به تشریح ویژگیهای هر یک از این مواجههها پرداخت. الویری با اشاره به نخستین تجربه مواجهه تمدنی ایران با تورانیان گفت: درباره اینکه تورانیان نژادی متفاوت از ایرانیان بودهاند یا گروههایی از ایرانیان که بر سر مسائل اقلیمی در برابر یکدیگر قرار گرفتهاند، بحثهای تخصصی وجود دارد؛ اما آنچه در تاریخ اساطیری ایران مطرح است، حمله تورانیان به ایران و رویارویی ایرانیان با آنهاست. ماجرای هفتخان رستم از مواجهه با تورانیانی آغاز میشود که به ایران حمله کرده و بخشهایی از سرزمین را گرفته بودند. بر اساس این روایت اساطیری، ایرانیان توانستند تهاجم را دفع کنند و در عین حال، از جنبههای ایجابی و دستاوردهای تمدنی طرف مقابل نیز غافل نمانند. در این مواجهه، اقتباس از برخی دستاوردها و حتی پیوندهای خانوادگی میان سران ایرانی و تورانی نیز مطرح بوده است. این پیوندها میتوانستند زمینه انتقال برخی ارزشهای اخلاقی و تثبیت اخلاقگرایی در میان ایرانیان را فراهم کنند.
اینپژوهشگر با اشاره به ادامه حضور عناصر ترک در سرزمینهای اسلامی در دورههای بعد، گفت: حتی اگر این دیدگاه را بپذیریم که حضور ترکها در دوره اسلامی ادامه همان نبرد دیرین ایرانیان و تورانیان بوده است، باز هم باید به تأثیر تمدنی این مواجهه توجه کنیم. با وجود ترکبودن حاکمان سلجوقی، یکی از مهمترین دورههای ترویج و تثبیت زبان فارسی و گسترش دیوانسالاری فارسی در همین دوره رقم خورد؛ در حالی که زبان رسمی دستگاه حکومتی آنان فارسی بود.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) همچنین با اشاره به بازتاب واژه «ترک» در ادبیات فارسی، به ابیاتی از حافظ اشاره کرد که در آنها این واژه با بار معنایی مثبت به کار رفته است؛ از جمله بیت «اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را…» و نیز «من غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستی…». الویری تأکید کرد: بررسی ریشههای این کاربردها و پیوند آنها با تعبیرهایی مانند «ترکتازی»، به بحثی مستقل نیاز دارد؛ بهویژه آنکه در اینجا منظور از ترک، نژادهای ترک است، نه ترکزبانان اصیل ایرانی.
الویری در ادامه، مواجهه ایران با یونانیان و رومیان را دومین تجربه تمدنی ایرانیان دانست و گفت: اسکندر مقدونی در فاصله سالهای 356 تا 323 پیش از میلاد توانست حکومت هخامنشیان را از میان ببرد و خرابیهای بسیاری به بار آورد؛ با این حال، ایرانیان برخی از هنرها و معماری یونانی را نیز اخذ کردند و به کار گرفتند. وی با اشاره به منازعات طولانی ایران و روم از دوره اشکانیان تا پایان دوره ساسانیان افزود: حدود 500 سال پس از پایان حکومت هخامنشیان و به آتش کشیدهشدن تخت جمشید به دست اسکندر، در سال 260 میلادی والرین، امپراتور روم، به اسارت شاپور ساسانی درآمد. این رخداد از نظر نظامی اهمیت داشت، اما از منظر تمدنی نیز باید به آن توجه کرد؛ زیرا ایرانیان از حضور اسیران رومی برای انتقال برخی دستاوردهای تمدنی آنان بهره بردند.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) با اشاره به پلهای تاریخی شوشتر گفت: نمونهای از این انتقال، سازههایی است که به دست سربازان رومی در ایران ساخته شدند و بازتابدهنده هنر و دانش فنی رومیان بودند. الویری تأکید کرد: در منازعهای که حدود 700 سال میان ایرانیان و رومیان ادامه داشت، ایران با وجود شکستها و آسیبهایی که متحمل شد، هم از دستاوردهای تمدنی طرف مقابل بهره گرفت و هم توانست سلطه کامل آن را از خود دور کند.
وی سومین تجربه تمدنی ایران را مواجهه با اعراب مسلمان دانست و گفت: در این بحث، از واژه تهاجم برای توصیف ورود اعراب مسلمان به ایران استفاده میشود؛ هرچند درباره ماهیت فتوحات اسلامی و تفاوت آن با دیگر تهاجمها، دیدگاههای دیگری نیز وجود دارد و وی در مباحثی جداگانه به تفصیل درباره آن سخن گفته است. وی با تأکید بر اینکه اعراب مسلمان حاملان دین اسلام بودند، اظهار کرد: ایرانیان با هوشمندی دین اسلام را پذیرفتند و خود را در خدمت آن قرار دادند، اما در عین حال، فرهنگ عربی را بهطور کامل جایگزین فرهنگ خود نکردند و زبان فارسی را حفظ کردند.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) با اشاره به گسترش زبان عربی در بسیاری از سرزمینهایی که اسلام را پذیرفتند، افزود: زبان یکی از مهمترین مؤلفههای فرهنگی است؛ با این حال، ایرانیان ضمن پذیرش اسلام، زبان فارسی خود را حفظ کردند و سپس با الهام از آموزههای اسلامی و بهرهگیری از سرمایه تمدنی پیشین خود، در شکلگیری و گسترش تمدن اسلامی نقشی مؤثر بر عهده گرفتند. الویری با اشاره به کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» اثر شهید مرتضی مطهری گفت: این نگاه بر آن است که اسلام به ایران جهت داد و ایرانیان نیز با صرف سرمایههای مادی و معنوی خود و بهرهگیری از دستاوردهای تمدنی گذشته، حرکتی تمدنی را آغاز کردند و به بخشی اثرگذار از پیکره امت اسلامی تبدیل شدند.
الویری ادامه داد: ایرانیان در حوزههای مختلف، از معارف دینی و قرآنی گرفته تا حدیث، رجال، تاریخ و صورتبندی زبان عربی، نقش برجستهای ایفا کردند. از این منظر، سومین تجربه تمدنی ایران، پذیرش اسلام، حفظ فرهنگ و زبان ایرانی و خدمت به تمدن اسلامی بود؛ تمدنی که ایرانیان در تحقق و گسترش آن نقشی اساسی داشتند. الویری چهارمین تجربه تمدنی ایران را مواجهه با مغولان عنوان کرد و گفت: مغولان در قرن هفتم میلادی به ایران و بخشهایی از جهان اسلام حمله کردند و خرابیهای بسیاری به بار آوردند؛ اما قدرت تمدنی ایران که در این دوره با اسلام درآمیخته بود، زمینه جذب و تغییر مسیر تمدنی مهاجمان را فراهم کرد.
وی افزود: چهارمین حاکم ایلخانی به اسلام گرایش پیدا کرد و به اسلام گروید و هفتمین یا هشتمین پادشاه ایلخانی نیز، افزون بر مسلمانشدن، به مکتب اهل بیت گرایش پیدا کرد؛ هرچند ممکن است در ادامه از تشیع فاصله گرفته باشد. این پژوهشگر با اشاره به آثار تمدنی دوره ایلخانی گفت: برخی از آثار علامه حلی در فضای فراهمشده در دوره ایلخانی شکل گرفت و بناهایی مانند گنبد سلطانیه نیز از آثار برجسته این دوره به شمار میروند. پس از آن، تیموریان و شاخه هندی مغولان، یعنی گورکانیان هند، نیز آثار تمدنی مهمی از خود بر جای گذاشتند. امروز تمدنی مستقل با عنوان تمدن مغولی در معنای مورد بحث او جایگاه برجستهای ندارد. این تجربه از نظر وی نشان میدهد که قدرت تمدنی ایران، با الهام از اسلام و پذیرش آن، توانست مهاجمان را در خود جذب کند و حکومتهای مغولی نیز پس از مدتی در جایگاه خدمتگزاران ایران و اسلام قرار گرفتند. ایرانیان حتی در دوره سلطه مغولان، از مسیر ارتباط با آنان برخی هنرهای تمدنهای دیگر، از جمله هنر چینی، را نیز دریافت کردند. نقاشی مینیاتور از نمونههایی است که در این زمینه مورد توجه قرار میگیرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) با اشاره به تعبیر حافظ درباره «صورتگر چین» افزود: این نمونهها نشان میدهد که مواجهه با مهاجمان صرفاً به دفع نظامی محدود نمانده و انتقال و اقتباس دستاوردهای هنری و فرهنگی نیز بخشی از این تجربه تاریخی بوده است.
الویری پنجمین تجربه تمدنی ایران را مواجهه با تمدن غرب دانست و گفت: از قرن هفدهم میلادی، کشورهای غربی با تکیه بر رشد و شکوفایی خود، بهتدریج به سوی کشورهای اسلامی حرکت کردند و در قرنهای هجدهم و نوزدهم بخشهایی از سرزمینهای اسلامی را به تصرف درآوردند.
وی با اشاره به حضور انگلستان در هند، فرانسه در الجزایر و ایتالیا در لیبی افزود: کشورهای غربی بخشهایی از جهان اسلام را اشغال کردند و به منابع، فرهنگ، صنایع بومی و نهادهای اجتماعی این جوامع آسیب رساندند. ایران نیز از پیامدهای این موج مدرنیته در جهان اسلام در امان نماند و با غارت منابع، تخریب بخشهایی از فرهنگ و تضعیف صنایع بومی و نهادهای اجتماعی مواجه شد.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) با بیان اینکه ایران در مواجهه با تمدن غرب نیز رویکردی متفاوت در پیش گرفت، گفت: ایرانیان، همانند تجربههای تمدنی پیشین، از جنبههای ایجابی تمدن غربی بهره بردند و همه دستاوردهای آن را کنار نگذاشتند؛ اما لایههایی را که از نگاه آنان با سلطهگری و استعمار همراه بود، نپذیرفتند و از عرصه اندیشه و سیاست با آن مقابله کردند.
الویری با اشاره به دیدگاههای مطرحشده از سوی امام خمینی و دیگر اندیشمندان و نظریهپردازان ایرانی گفت: در این رویکرد، استفاده از دستاوردهای مثبت تمدن غرب در حوزههایی مانند اندیشه و فناوری، به معنای پذیرش سلطه و استعمار آن نیست. در مقایسه با تجربههای دیگر کشورهای جهان اسلام، از مراکش تا اندونزی، الگوی ایران در مقابله با سلطه غربی از نظر او ویژگی متفاوتی داشته است؛ زیرا این جریان توانست به تشکیل حکومت و نهادینهشدن اندیشه ضداستعماری و احیای فکر دینی منجر شود.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) گفت: ایران که پیشتر اسلام و سپس مکتب اهل بیت را پذیرفته و این آموزهها با جان و دل مردم آن درآمیخته بود، با الهام از این مبانی توانست الگویی از ایستادگی در برابر سلطه غرب شکل دهد؛ الگویی که در ادامه تجربههای پیشین، به مقابله با مهاجمان و جلوگیری از سلطه کامل آنان انجامید، در حالی که از جنبههای مثبت تجربه انسانی و تمدنهای دیگر نیز چشم نپوشید.
الویری در بخشی از سخنان خود با اشاره به مواجهه کنونی ایران با غرب و اظهارات وزیر امور خارجه آمریکا گفت: این اظهارات نشاندهنده نوع نگاه تمدن غربی و میزان آگاهی آن از تجربههای تمدنی است؛ در مقابل، تاریخ ایران نشان میدهد که این کشور چگونه در مواجهه با قدرتهای مهاجم، ضمن ایستادگی در برابر سلطه، دستاوردهای مثبت دیگر تمدنها را نیز به کار گرفته است. انقلاب اسلامی ایران مهمترین گام در بازتولید تجربه تمدنی معاصر ایران بوده و به باور او، این تجربه در حماسه بزرگ سال گذشته و سال جاری نیز بازتولید شده است.
وی در پایان گفت: اگر پیام انقلاب سال 1357 عمدتاً در محدوده مرزهای ایران مطرح بود، اکنون این پیام فراتر از مرزهای ایران نیز توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. تجربه تاریخی ایران میتواند برای مواجهه کنونی نیز راهگشا باشد. ایران این مسیر را با اتکا به تجربههای پیشین و با آزمونوخطای کمتر پیش میبرد؛ مسیری که با رشادت و جانفشانی رهبر شهید، فرماندهان، دولتمردان و حتی کودکان دبستانی همراه بوده است. این مسیر با اتکا به تجربه تمدنی ایران و بهرهگیری از دستاوردهای مثبت بشری، به نتیجه خواهد رسید.
انتهای پیام/
لینک خبر در وبسایت tasnimnews

