Blog
طراح لایحه عفاف و حجاب: احتمال واقعیِ وقوع مجدد جنگ بین آمریکا و ایران در دو سه ماه آینده بسیار اندک است/ گوشت بدن اصحاب اپستین زیر دندان ایران است
به گزارش خبرگزاری رز نیوز، ابوالفضل اقبالی، یکی از طراحان لایحه عفاف و حجاب که در مجلس تصویب و سپس با مصوبه شورای عالی امنیت ملی ابلاغ نشد، در یادداشتی در خبرگزاری فارس با عنوان «تحلیلی درباره امکان وقوع جنگ» نوشت:
من کارشناس نظامی نیستم اما به عنوان یک مشاهدهگر صحنه معتقدم که «احتمال واقعیِ» وقوع مجدد جنگ تمام عیار نظامی میان آمریکا و ایران در دو سه ماه آینده بسیار اندک است. این سخن به معنای عدم وجود تحرکات نظامی دشمن نیست. زیرا واقعیت صحنه اتفاقا نشانگر تشدید نشانههای تنش است. بلکه ادعای من مبتنی بر مولفههای عقلانیت و محاسبه در میان نیروهای تعیینکننده جبهه مقابل است.
به زبان ساده اگر بخواهم توضیح دهم اینکه به نظر من اگر آمریکا و رژیم قبل از نهم اسفند امکان دیدن و ارزیابیِ آثار جنگ با ایران را داشتند حتما گزینه جنگ نظامی را از دستور کار خود خارج میکردند. خیلیها در تحلیلهای خود، علت تصمیمِ حمله به ایران را به روانشناسی و شخصیت پراختلال ترامپ و نتانیاهو ارجاع میدهند. در حالیکه اصلا اینگونه نیست. این سخنان ناشی از عدم شناخت ساختار حکمرانی در آمریکاست. در آمریکا روندهای تصمیمساز به قدری قدرتمند و پیچیده هستند که حتی کسی در جایگاه رئیس جمهور نیز امکان دلبخواهی عمل کردن را در آن ندارد. از قضا رفتار و گفتار ترامپ در این یک سال اخیر بسیار در چارچوب نظم کلان سیاسی امنیتی آمریکا بوده است و دقیقا دارد بر مبنای تجویزهای اندیشکدههای مطرح آمریکا عمل میکند.
امروز ارزیابی آمریکا درباره جنگ با ایران با ارزیابی ماقبل نهم اسفند زمین تا آسمان متفاوت است. عقلانیتِ حاکم بر حکمرانیِ آمریکا برخلاف نادانان و مزدوران داخلی ایران به این جمع بندی قطعی رسیدهاند که «جنگ نظامی مزیت ایران است». در شرایطی که آمریکا تقریبا هیچ هدف نظامی متفاوت و جدیدی از نهم اسفند تاکنون در ایران ندارد، ایران هر لحظه لیست اهدافش را بهروزرسانی کرده و تکههای جدیدی از گوشت بدن اصحاب جزیره اپستین زیر دندانهایش قرار میگیرد.براین اساس در محافل تصمیمساز در آمریکا، شروع مجدد جنگ نظامی با ایران پرریسکترین و کمفایدهترین گزینهی روی میز است.
تنگه که راهکار نظامی ندارد، به لحاظ فنی و نظامی طرح جدیدی برای نابودی شهرهای موشکی و تاسیسات هستهای ایران به ترامپ ارائه نشده است، گزینههای ارزشمند ترور در ایران دیگر مانند نهم اسفند به سادگی در دسترس نیستند، خیابانهای ایران هم که کماکان برای شورش و براندازی مساعد نیست. در مقابل اما قدرت آفندی و پدافندی ایران در این هفت ماه به نحو چشمگیری متحول شده است، قیمت نفت برخلاف نهم اسفند ۶۰ دلار نیست بلکه ۱۱۰ دلار است، تاسیسات ارزشمندی از اینترنت جهانی و فناوریهای هوش مصنوعی اکنون در لیست اهداف ایران گنجانده شدهاند که امحاء آنها کابوس سرمایهداران آمریکا و اروپاست و دهها مولفه تعیین کننده دیگری که جنگ را به مزیت ایران فعلی تبدیل کردهاند.
اما در مقابل همه اینها نخبگان سیاسی در آمریکا به این نتیجه عملیاتی رسیدهاند که «سایهی تهدید»، «بلاتکلیفی» و «فشار اقتصادی» پاشنه آشیل فضای اجتماعی ایران است و تنها روزنهی امید برای رژیم و ترامپ برهم خوردن تعادل و انسجام داخلی جامعه ایران است. لذا تمام این تحرکات نظامی را به حساب تصمیم عاجل برای حمله به ایران نگذارید بلکه به حساب ایجاد التهاب و تشویش در فضای داخلی ایران بگذارید.
روندهای تصمیمساز در آمریکا به هیچ وجه قبل از بروز رخنه در فضای داخلی ایران اجازه اقدام مجدد نظامی را به ترامپ نخواهد داد.البته در این میان باید محذورات رسانهای و افکار عمومی آمریکا را نیز برای طبقه حاکم در آمریکای فعلی را در تحلیلها لحاظ کرد که در یادداشت دیگری به این سناریو هم خواهم پرداخت.