اخبار سیاسی

معاون ارتش: با توجه به گستره یگان‌های ارتش در کشور، در جنگ اخیر آسیب‌های زیادی دید/ وقتی صدای اولین انفجار آمد، بلافاصله همه در مواضع خود قرار گرفتند

به گزارش خبرگزاری رز نیوز، امیر «علیرضا شیخ» معاون اجرایی ارتش در ویژه‌برنامه «منور» خبرگزاری دفاع مقدس به تبیین ماهیت جنگ در فرهنگ دفاعی جمهوری اسلامی ایران، تجربیات میدانی خود و تحلیل سه گام راهبردی نظام اسلامی در مقابله با تهدیدات پرداخته است.

بنابر روایت دفاع پرس، مشروح این گفت‌وگو در ادامه می‌خوانید.

جنگ را در فرهنگ ملت‌ها و به‌ویژه در ایران چگونه تعریف می‌کنید؟

جنگ واژه‌ای است که در فرهنگ ملت‌ها کمتر به ابعاد مختلفش نگاه می‌شود و بیشتر به بحران و شرایط خاص آن پرداخته می‌شود؛ در ایران از گذشته‌های دور تا به امروز، فراز و نشیب‌های زندگی ما بر اساس همین درگیری‌ها و جنگ‌ها شکل گرفته است. از دل این جریانات مختلف تاریخی، موفقیت‌ها و سرفرازی‌هایی که امروز می‌بینیم، بخشی از آن حاصل جنگ بوده است؛ لذا جنگ ابزاری است برای تحمیل اراده در دنیا؛ اما در جمهوری اسلامی ایران و در نظام مقدس ما، جنگ به نوعی ایستادگی در مقابل دشمن و مقاومت در برابر زیاده‌خواهی دشمن معنا می‌شود؛ زیرا در فرهنگ دفاعی ما، به مقوله جنگ به عنوان استیلا و برتری در مقابل دیگران نگاه نمی‌کنیم، بلکه به‌عنوان مقاومت و ایستادگی در مقابل زیاده‌طلبی و زیاده‌خواهی دشمن می‌نگریم.

جنگ‌های تحمیلی اول، دوم و سوم، جنگ هرمز و درگیری‌های پس از آن، به نوعی خاطرات تلخ و شیرین زیادی را در خود جای داده و برای کسانی که در صحنه بودند، این وقایع صحنه‌های بسیار متفاوتی ایجاد کرده است؛ بسته به اینکه از لنز دوربین چگونه به این قضیه نگاه کنیم و دنبال چه چیزهایی بگردیم. اگر دنبال دردها و رنج‌ها، شکست‌ها و پیروزی‌ها، اخلاق، انسانیت یا هر سوژه‌ای باشیم، در صحنه‌های ایجادشده در جنگ می‌توانیم این‌ها را ببینیم. از مقاومت و ایستادگی مردم، از نترسیدن و شجاعت رزمندگان، از احساس مسائل اخلاقی در حوزه‌های مختلف که با دیدن صحنه‌های جنگ ایجاد می‌شود، حس انسانیت و بخش‌های دیگر، همه از لنز دوربین قابل ثبت است؛ اما وقتی از زاویه نگاه ناظر به موضوع نگاه می‌کنیم، در هر صنفی شاید به گونه‌ای متفاوت باشد. برای منِ سرباز، دیدن صحنه‌های جنگ از لنز دوربین و از نگاه سربازی، متفاوت از آن چیزی است که در بقیه دوربین‌ها ثبت می‌شود.

جنگ تحمیلی ۴۰ روزه برای ما از ۹ اسفند شروع نشد؛ بلکه از گذشته و قبل از آن، ما درگیر جنگ بودیم با برنامه‌ریزی‌ها و راهکارها و موارد دیگر؛ اما وقتی که جنگ آغاز شد، مخصوصاً جنگ ۴۰ روزه، طبعاً با یک هجمه‌ای از فناوری همراه بود؛ به گونه‌ای که جمهوری اسلامی ایران در گام اول، وقتی ضربه را دریافت کرد، مبتنی بر برنامه‌ریزی‌های از قبل انجام‌شده، توانایی جذب ضربه را در خود ایجاد کرد؛ لذا این بزرگترین پیروزی جمهوری اسلامی ایران بود که توانست خود را پس از هجمه سنگین انجام‌شده بازآرایی کند و به سرعت پاسخ دشمن را بدهد.

صحنه‌های بسیار متفاوتی را می‌شود در این عرصه یاد کرد. از دیدگاه سربازی، ما بلافاصله به بحث موازنه قدرت و قدرت پاسخگویی وارد شدیم. در آن لحظات جنگ، به دنبال این بودیم که چگونه می‌توانیم بلافاصله و بلادرنگ پاسخ بدهیم. این را ما در دفاع مقدس اول تجربه کردیم و در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه نیز تجربه کردیم؛ لذا از لنز دوربین منِ سرباز، هدف اصلی ما پاسخگویی به‌موقع و سریع بود؛ لذا به سرعت پای کار آمدیم و توانستیم در کمترین زمان ممکن به هجمه دشمن پاسخ دهیم و وضعیت تثبیت کنیم.

تثبیت ضربه و تثبیت یورش، بزرگترین موفقیت حوزه دفاع نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بود که توانست دشمن را در موضع خودش متوقف و با بازیگری‌های متفاوت، صحنه را عوض کند.

از منظر یک نظامی در گیر جنگ، بزرگترین دغدغه شما در آن لحظات چه بود؟

برای ما نظامی‌ها که در سنگر مقابله و رویارویی مستقیم با دشمن قرار داشتیم، بزرگترین دل‌مشغولی و آن چیزی که بیشتر به چشم ما می‌آمد، چگونگی مقابله با حریف بود که در صحنه برای ما ایجاد شده بود؛ لذا لحظات بسیار متفاوتی را در پای لانچرهای پهپاد داشتیم. دوستان ما در نیروی هوافضای سپاه هم پای لانچرهای موشک حضور داشتند و صحنه‌های بی‌بدیلی خلق شد که هرکدام از این‌ها قابلیت تبدیل به یک رمان را دارد یا در بعضی حوزه‌ها می‌تواند به یک سناریو و فیلم حماسی و دفاع مقدسی تبدیل شود.

نمونه‌هایی از رشادت‌های رزمندگان را برای مخاطبان ما بازگو کنید.

گوشه‌ای از این رشادت‌ها را می‌خواهم عرض کنم که شاید از دیدگاه منِ سرباز، وقتی بازگو می‌شود، بعضی مواقع برای مردم غیرقابل باور باشد. از صحنه‌هایی که یک سرباز منقضی خدمت، پایان خدمت داده شده، سربازی را ترک نمی‌کند، می‌ایستد و به فرمانده می‌گوید: در زمانی که شما در صحنه جنگ هستید، ترخیص از خدمت برای من معنا ندارد. آنجایی که آن فرمانده می‌ایستد پای پهپاد تا بتواند به لحظه عمل کند و به دنبال رصدکردن لحظه‌ای دشمن است. شهید «دانا» فرمانده پهپادی نیروی دریایی، آن حادثه بزرگ و زیبا را خلق می‌کند. شهید زارع که با دوش‌پرتاب در دشت مهیار به جنگ دشمن رفت و آن‌گونه به شهادت رسید که تجمع و تمرکز نگاه دشمن را به سمت خودشان آورد. صحنه‌هایی این‌گونه که شاید کسی با حساب دو دوتا چهارتای معمولی، پای کار نیاید.

در شهر تهران و حوزه مسئولیت‌تان چه صحنه‌هایی از درگیری‌ها و حضور مردم را شاهد بودید؟

ما در شهر تهران طبعاً با توجه به حوزه کاری که داشتیم، درگیری‌های زیادی داشتیم و شاهد صحنه‌های بسیار زیادی از درگیری‌ها، اصابت‌ها و حضور مردم بودیم. من در حوزه سربازی خودم زیاد به این مسئله نمی‌پردازم؛ زیرا حوزه‌های داخلی ماست؛ اما اینکه مردم در این عرصه‌ها چه کار کردند، بسیار جالب است که بازگو شود تا بدانیم عقبه نیروهای مسلح وقتی به مردم و به جمعیت وصل شود، چه قدرتی را ایجاد می‌کند.

در اصابت‌هایی که در شهر تهران انجام می‌شد، بعضاً به دلیل نزدیکی یا به دلیل حوزه مسئولیتی، در محل حادثه و در جوار پیکر شهدا حضور داشتیم و صحنه‌هایی از ایستادگی رزمندگان و همچنین هم‌یاری و پشتیبانی مردم در کمک به امدادگران را می‌دیدیم که بسیار شیرین بود. بعضی جاها هم که صحنه تلخی ایجاد می‌شد، حضور مردم موجب مایه دلگرمی و تسلی بود.

از روزهای آغازین جنگ تحمیلی ۴۰ روزه و واکنش نیروهای مسلح بگویید.

وقتی که صدای اولین انفجار آمد، بلافاصله همه در مواضع خود قرار گرفتند و اقداماتشان را از لحاظ فعالیت آفندی شروع کردند. برخی از همکاران عزیزم نیز که در محل خدمت حضور نداشتند، بلافاصله خود را به مواضع رساندند. شهدای بزرگی داشتیم که در زمان آغاز جنگ در مرخصی بودند، اما بلافاصله پای کار آمدند و به انجام وظیفه پرداختند و در این راه شهید شدند. شهید «بوستان‌افروز» یکی از آن عزیزان است که شاید نام ایشان آورده شده، اما بسیاری از شهدای دیگر را داریم که اسمی از آنان آورده نشده است، اما در گمنامی، خالق ارزش‌های بزرگی برای نظام جمهوری اسلامی ایران بودند.

با توجه به گستره تجهیزات و یگان‌هایی که ارتش در سراسر کشور داشت، در جنگ تحمیلی اخیر طبیعتاً آسیب‌های زیادی دید. نیروی دریایی ما هم طبعاً درگیر بود و آسیب‌هایی را متحمل شد. مظلومیت شهدای ناوشکن دنا نیز کمتر از شهدای مظلوم مدرسه شجره طیبه میناب نیست.

آن عزیزانی که در نیروی زمینی، هوایی و پدافند بودند، هرکدام قصه خودشان را دارند. قصه خلبان‌های اف۵، قصه خلبان‌های سوخو و آن‌هایی که توانستند در سخت‌ترین شرایط، خالق ارزشمندترین حوادث باشند و اقتدار نظام جمهوری اسلامی ایران، قدرت و مانایی و اراده جمهوری اسلامی ایران را در ماندن در صحنه تهدید و مقابله با دشمن نشان دهند، هرکدام داستان یک فیلم، یک روایت و یک حادثه تاریخی است که در آینده باید در تاریخ این کشور ثبت شود.

مجاهدت همه عزیزان ما در نیروهای مسلح اعم از نیروی دریایی سپاه، نیروی هوافضای سپاه و نیروهای پهپادی ارتش جمهوری اسلامی ایران که در محور آفندی حضور داشتند و ایستادگی دوستان ما در پدافند که مانایی‌شان در صحنه تهدید تا آخرین لحظه، داستانی دیگر از شهامت و شجاعت است که بایستی حتماً به آن‌ها پرداخته شود. زندگی هر یک از این عزیزان در نیروهای مسلح، صفحه‌ای از قصه تاریخ جنگ است که باید به آن پرداخت.

با توجه به تلخی و شیرینی‌های جنگ، چگونه می‌توان این حوادث را برای نسل آینده به شکل تأثیرگذاری بازگو کرد؟

من به تلخ و شیرین این حوادث و خاطرات نمی‌خواهم بپردازم، به این خاطر که جنس کار ما حماسه است و حماسه عجین با تلخی و شیرینی است؛ اما لذت این کار، پیروزی در قسمت انتهاست که می‌تواند همه اینها را قابل هضم کند. 

تمدن جمهوری اسلامی ایران قابلیت هضم این پدیده‌ها را در خودش دارد که از دل اینها بتواند مجدداً طرحی نو در اندازد و ایران جدیدی را زنده کند؛ لذا در عرصه دفاع مقدس، داستان‌هایی هست که از راویان، سینماگران و هنرمندان درخواست می‌کنم با لایه‌برداری از اینها و با ورق زدن این تقویم، حوادث و خاطرات آن‌ها را برای آینده ثبت کنند تا رشادت و ایستادگی این ملت در مقابل هژمون دنیا و آن چیزی که دنیا امروز دقیقاً بر آن تأکید می‌کند، ثبت شود.

از دستاوردهای بزرگ جمهوری اسلامی ایران در مقابله با ابرقدرت‌های نظامی جهان بگویید.

ایران با تمام تنگناهای تحریمی و محدودیت‌هایی که داشته است، توانسته در مقابل قدرت نخست نظامی دنیا که خودش مدعی ۵۰ درصد توان دنیا و فناوری دنیاست، بایستد و او را به چالش بکشد و این‌گونه زمین‌گیر کند. بزرگ‌ترین پیروزی جمهوری اسلامی ایران و رزمندگان ما، بازکردن مشت هژمون است که توانست عیار نظامی این کشور و این ابرقدرت را نشان دهد.

این بازکردن مشت در دنیای نظامی بسیار معنا دارد؛ چون مشخص‌کردن اندازه قدرت یک ادعاست. جمهوری اسلامی ایران به خوبی پوست‌اندازی کرد و هسته اصلی قدرت خویش را نشان داد که توانش چقدر است. دنیا دید که فناوری و تجهیزات در مقابل اراده و ایستادگی یک ملت نمی‌تواند کاری از پیش ببرد. این دستاورد بسیار بزرگی است که مطمئناً در آینده در تئوری‌های مختلف و ادبیات مختلف دفاعی دنیا جا باز خواهد کرد و ملت ایران اسلامی ان‌شاءالله الگویی برای تغییر معادلات صحنه جنگ خواهند بود.

در عرصه دفاع، سه گام موفقیت نظام جمهوری اسلامی ایران را چگونه تحلیل می‌کنید؟

گفتن تلخ و شیرین‌های دفاع را باید به عهده راویانی بگذاریم که بهتر می‌توانند روایت کنند. جنگ‌های تحمیلی و دفاع‌هایی که ما علناً با دشمن رویارویی داشتیم، مقاطع مختلفی از تمدن ایرانی اسلامی ما را به تصویر کشید. دفاع مقدس اول ما مشخصاً برای ایران هویت‌سازی کرد و یک بازیابی هویتی بود که اراده ملی را در مقابل دشمنی که با تجهیزات فراوان و حمایت دنیا پای کار آمده بود، نشان داد.

در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، ما معادلات بازدارندگی را به چالش کشیدیم و موفقیت‌های بزرگی کسب کردیم و در جنگ تحمیلی ۴۰ روزه، تثبیت موقعیت نظامی و قدرت نظامی خودمان را در منطقه و در دنیا به اثبات رساندیم. این سه گامِ موفقیت نظام جمهوری اسلامی ایران در بازیابی هویتی، در ایجاد بازدارندگی و تغییرات مؤلفه‌های بازدارندگی و در قسمت تثبیت قدرت بوده است که دنیا امروز جمهوری اسلامی ایران را به‌عنوان یک قدرت می‌شناسد.

سخن پایانی خود را بفرمایید.

دشمنی که با تمام توان آمده بود تا این قدرت را به قول خودش مضمحل و نابود کند و به اصطلاح خودش، تمدن ایران را نابود کند، دید که در مقابل این قدرت باید سر تعظیم فرود آورد و این قدرت را بپذیرد.

پذیرفتن قدرت جمهوری اسلامی ایران در دنیا، بزرگ‌ترین پیروزی و دستاورد اقتدار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است که امیدواریم خداوند توفیق دهد تا بتوانیم به‌عنوان وارثان این ارزش‌های بزرگ برای آینده، این ارزش‌ها را حفظ کنیم و ان‌شاءالله ادامه‌دهنده آن باشیم. با همان اقتداری که عزیزانمان ایجاد کردند، نسل آینده هم ان‌شاءالله پرچم اقتدار نظام اسلامی را بر قلل دنیا برافراشته خواهند کرد.

ما توانا هستیم، ملت ما تواناست و به این خاطر که ظلم و زور را نمی‌پذیرد، با تمام هستی‌اش در میدان است تا بتواند معادلات را عوض کند و آن چیزی که خودش هست را نشان دهد. ماهیت وجودی ایرانی، عدم پذیرش زور است و این یعنی اینکه ایرانی در مقابل قدرت ایستادگی می‌کند تا پای جان. نظام جمهوری اسلامی ایران و رزمندگان ما هم با همین مؤلفه دارند کار می‌کنند.

امروز هم این بازی‌هایی که در صحنه انجام می‌شود، دست و پا زدن‌های دشمن است برای اینکه بتواند در صحنه جنگ موفقیت‌هایی کسب کند؛ اما بازیگری‌های درست و حساب‌شده نظام جمهوری اسلامی ایران و شناخت کاملی که از جبهه حریف وجود دارد، دشمن را در دستیابی به اهدافش ناکام خواهد گذاشت و ان‌شاءالله به لطف خداوند، به برکت حضور مردم در صحنه و با رشادت‌های رزمندگان اسلام در میادین نبرد پرچم پیروزی را بر دوش خواهیم کشید.

امیدواریم که میدان، خیابان و دیپلماسی، سه رکن اساسی همگرا و هم‌افزا بتوانند پرچم جمهوری اسلامی ایران را برافراشته نگه دارند؛ به برکت خون شهدا؛ ان‌شاءالله.

29218

لینک خبر در وبسایت مرجع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *