Blog
وقتی «خونسردی در اعلام تعداد کشتهشدگان» ایده ساخت فیلم میشود/ فیلمی که با قرض گرفتن از دوستان و آشنایان ساخته شد
به گزارش خبرگزاری رزنیوز به نقل از روابط عمومی موزه سینمای ایران، این برنامه سهشنبه ۲۸ مهرماه با حضور سعید ابراهیمیفر، نویسنده و کارگردان فیلم «نار و نی» و با مدیریت اصغر نعیمی، فیلمساز، برگزار شد. احمد امینی، بیژن میرباقری، مسعود میمی، محسن امیریوسفی، وحید موسائیان، پانتهآ تاجبخش، رضا سبحانی، سیدجواد حسینی، بهروز معاونیان، باقر مرادی، همایون پایور و حسن آقاکریمی از جمله حاضران این نشست بودند.
اصغر نعیمی: «نار و نی» از آثار خاص و موفق سینمای ایران است
در ابتدای برنامه، اصغر نعیمی با اشاره به جایگاه فیلم «نار و نی» در سینمای ایران گفت: این فیلم از آثار خاص و موفق سینمای ایران است که هم از منظر انتقادی و هم به دلیل موفقیتهای بینالمللی اهمیت دارد.
او حضور نویسنده و کارگردان فیلم در این برنامه را فرصتی ارزشمند برای بازخوانی اثر دانست و از سعید ابراهیمیفر بهعنوان سینماگری خوشنام، خوشذوق و قابل احترام یاد کرد.
از تجربه جنگ تا شکلگیری ایده «نار و نی»
سعید ابراهیمیفر در توضیح چگونگی شکلگیری ایده فیلم، به تجربه سالهای ۱۳۶۵ و ۱۳۶۶ و اوج حملات موشکی عراق به تهران اشاره کرد؛ روزهایی که خانوادهها برای در امان ماندن از حملات، در مکانهای امن جمع میشدند.
او با یادآوری نحوه صحبت برخی رسانههای خارجی درباره شمار احتمالی قربانیان حملات موشکی گفت: آنچه برایش تکاندهنده بود، خونسردی در بیان اعداد و ارقام مربوط به مرگ انسانها بود؛ گویی درباره موجوداتی بیجان صحبت میشد، نه انسانهایی با زندگی و خاطرات.
ابراهیمیفر دیدارهای خود با ساموئل خاچیکیان، کارگردان باسابقه سینمای ایران و خاطرهگوییهای او را از دیگر عوامل شکلگیری ایده فیلم دانست و افزود که کنار هم قرار گرفتن این تجربهها، او را به فکر ساخت فیلمی درباره انسان و خاطراتش انداخت. از آنجا که فعالیت سینمایی خود را با عکاسی آغاز کرده بود، تصمیم گرفت شخصیت اصلی داستان را نیز یک عکاس انتخاب کند؛ ایدهای که بهتدریج به شکلگیری فیلمنامه «نار و نی» انجامید.
فیلمنامهای که با وجود مخالفتها ساخته شد
ابراهیمیفر درباره دشواریهای تولید فیلم توضیح داد که نگارش فیلمنامه در سال ۱۳۶۶ به پایان رسید، اما متن در روند بررسی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پذیرفته نشد. به گفته او، رفتوآمدهای مکرر میان این وزارتخانه و بنیاد سینمایی فارابی و اعمال تغییرات جزئی در فیلمنامه، سرانجام به نتیجه نرسید.
او با اشاره به تصویب قانونی در سال ۱۳۶۷ که امکان دریافت پروانه ساخت با امضای دو کارگردان را فراهم میکرد، گفت از این امکان استفاده کرد و با امضای زندهیاد یدالله صمدی و حسین زندباف، مقدمات تولید فیلم را فراهم آورد.
کارگردان «نار و نی» با تأکید بر محدودیتهای مالی تولید افزود که این فیلم بدون حمایت مالی وزارت ارشاد و بنیاد سینمایی فارابی و با قرض گرفتن از دوستان و آشنایان ساخته شد. او همچنین از همراهی گروهی حرفهای یاد کرد و نقش همایون پایور را در شکلگیری ویژگیهای بصری فیلم بسیار مهم دانست.
همایون پایور: فیلمنامه «نار و نی» از ابتدا تصویری نوشته شده بود
در ادامه نشست، همایون پایور، مدیر فیلمبرداری «نار و نی»، درباره تجربه همکاری با ابراهیمیفر گفت که هنگام مطالعه فیلمنامه، بلافاصله دو بار آن را خوانده و از همان ابتدا احساس کرده است که این فیلم برای اوست.
او با اشاره به نزدیکی دیدگاههای بصری خود و کارگردان توضیح داد که در طراحی تصاویر، تصمیم گرفتند صحنههای مربوط به کودکی شخصیت اصلی در کاشان را با پلانهای ثابت ثبت کنند تا جنبه عکاسانه و ترکیببندی قابها برجستهتر شود. در مقابل، با آغاز بخشهای مربوط به تهران، حرکتهای محدود دوربین در نظر گرفته شد.
پایور همچنین با اشاره به شیوه نورپردازی فیلم گفت که تصاویر مربوط به کاشان بدون استفاده از نور مصنوعی و با بهرهگیری از نور خورشید و انعکاس آینهها فیلمبرداری شدند.
سعید ابراهیمیفر در بخش دیگری از نشست، درباره شباهتهای مطرحشده میان «نار و نی» و آثار سرگئی پاراجانف گفت: «نار و نی» بیش از آثار پاراجانف، از اشعار سهراب سپهری تأثیر گرفته است.
او با اشاره به تأثیر ناخودآگاه آثار هنری بر ذهن هنرمندان، تأکید کرد که مشاهده فیلمهای مختلف میتواند بر تجربه و جهان ذهنی فیلمساز اثر بگذارد، اما این مسئله لزوماً به معنای الگوبرداری مستقیم نیست.
ابراهیمیفر اتهام تقلید از فیلمسازان دیگر را رد کرد و توضیح داد که «نار و نی» حاصل الگوبرداری آگاهانه از فیلمی مشخص نبوده، بلکه اثری شهودی است که در روند شکلگیری آن، گروهی هماهنگ با درک مشترک از جهان فیلم همکاری داشتهاند.
سینمای اندیشهمحور در برابر سینمای تجاری
کارگردان «نار و نی» در ادامه، با طرح دیدگاه خود درباره مسیر سینمای معاصر، سینما را به دو جریان کلی تقسیم کرد: سینمایی که مخاطب را به اندیشیدن دعوت میکند و سینمایی که سرگرمکردن را در اولویت قرار میدهد.
او با ابراز نگرانی از غلبه نگاه تجاری بر سینمای جهان، به تجربه سینمای ایتالیا و ژاپن اشاره کرد و گفت که به اعتقاد او، تمرکز فزاینده بر فروش و سودآوری، سینما را از ظرفیت آگاهیبخشی و تفکر دور کرده است.
ابراهیمیفر با تأکید بر ضرورت تداوم سینمای اندیشهمحور افزود که برایش اهمیت داشته است فیلمش بتواند با مخاطبانی از فرهنگها و زبانهای مختلف ارتباط برقرار کند. به گفته او، تجربه نمایش «نار و نی» برای تماشاگران آلمانی، ژاپنی و کانادایی و دریافت پیام فیلم از سوی آنان، نشان میدهد که سینما میتواند فراتراز مرزهای زبانی و فرهنگی با مخاطب ارتباط برقرار کند.
او همچنین با انتقاد از تکرار الگوهای پیشین در بسیاری از تولیدات سینمایی، بر ضرورت حفظ ظرفیت تفکر و انتقال معنا در آثار سینمایی تأکید کرد.
ابراهیمیفر در بخش پایانی سخنانش به فیلم «تکدرختها» اشاره کرد که ۱۲ سال پس از «نار و نی» ساخته شد. او درباره ایده اولیه این فیلم گفت که داستان آن درباره شاعر و نویسندهای است که کتابش را کسی نمیخرد و خودش برای فروش نسخههای چاپشده به بازار کرمان میرود.
به گفته او، در آن مقطع این ایده به ذهنش رسید که فیلم را به شکل سهامی و با مشارکت تماشاگران تولید کند؛ به این ترتیب که مخاطبان در ساخت فیلم سهم داشته باشند و پس از تماشای آن، در صورت نارضایتی، بتوانند پول خود را پس بگیرند.
برنامه «کلاسیکهای کانون؛ سعید ابراهیمیفر با نار و نی» با اهدای لوح سپاس موزه سینمای ایران به این فیلمساز و سپس نمایش فیلم «نار و نی» به پایان رسید.
۲۴۲۲۴۳