Blog
اعتراف روزنامهنگار آمریکایی به فروپاشی حقارتبار پهلوی و شکست غرب




به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری رز نیوز به نقل از تسنیم، «شاه شاهان: انقلاب ایران؛ روایتی از غرور، توهم و خطای محاسباتی فاجعهبار» نوشته اسکات اندرسون روزنامهنگار آمریکایی یکی از مستندترین و پرجزئیاتترین آثار سالهای اخیر در حوزه تاریخنگاری انقلاب اسلامی و مرتبط با سقوط رژیم پهلوی است که توسط انتشارات دوبلدی در آمریکا و پنگوئن در بریتانیا منتشر شده است.
این کتاب در19 فصل و 3 بخش اصلی به همراه پیشگفتار، موخره و کتابشناسی مفصل تدوین شده که کالبدشکافی دقیقی از سالهای پایانی رژیم پهلوی و علل سقوط آن ارائه میدهد.
بخش اول کتاب، بهسوی تمدنی بزرگ نام دارد و به به ریشهیابی شخصیت محمدرضا پهلوی، درباریان، نقش ملکه، فضای اقتصادی برخاسته از درآمدهای نفتی، توهمات شاه در هزارتوی قدرت و اثرات پروانهای سیاستهای غلط داخلی و خارجی میپردازد.
بخش دوم گسست شیرازه نام ئتارد که، روند شکلگیری انقلاب، ائتلافهای پنهان و آشکار، آرامش فریبنده پیش از طوفان، وقایع خونین میدان شهدا (جمعه سیاه) و درماندگی رژیم در برابر خشم عمومی را تصویر میکند.
بخش سوم، سقوط، شامل فصولی درباره رازهای واشنگتن و تهران، بستهشدن دیوارهای بحران بر دور شاه، انتظار برای رهبری انقلاب، گزینههای شکستخورده آمریکا، امحای اسناد طبقهبندیشده و در نهایت فرار و فروپاشی نهایی است.
اندرسون با استناد به اسناد آرشیوی و دیپلماتیک، نشان میدهد که دولت آمریکا تا چه حد در شناخت واقعیتهای اجتماعی ایران دچار اشتباه و حماقت دیپلماتیک بود. واشنگتن کورکورانه به داستانسراییها و گزارشهای ساختگی خود شاه و ساواک تکیه کرده بود. نویسنده بر این باور است که سقوط رژیم پهلوی محصول ترکیبی از بزدلی ارادهها و کفایت نداشتن ساختاری در دو سوی تهران و واشنگتن بود. شاه کاملاً از مردم خود منفک بود و کوچکترین صدای اعتراض را به بیگانگان نسبت میداد.
کتاب مورد اشاره اذعان دارد غرب و رژیم شاه از درک عمیق ریشههای مذهبی جامعه و رهبری دینی به عنوان نیروی پیشران انقلاب کاملاً ناتوان بودند و ظهور جریان دینی را دستکم گرفتند.
اندرسون در این کتاب با جزئیاتی گیرا، به شرح کوتهبینیها و خطاهای اطرافیان متملق شاه و مهمتر از آن سیاستگذاران آمریکایی میپردازد؛ کسانی که بارها پیامدهای اتکای واشنگتن به شاه را هم در مورد پایگاه داخلی قدرت او و هم در خصوص جایگاه آمریکا در منطقه بهغلط محاسبه کردند.به گفته اندرسون شاه و هزینههای هنگفت او برای خرید تسلیحات آمریکایی (بهطوری که در زمان سقوطش، ایران پنجمین ارتش بزرگ جهان را در اختیار داشت) چنان برای ایالات متحده اهمیت داشت که سیاستگذاران آمریکایی دچار نوعی آسودگی کاذب شدند.
این کتاب که نامزد نهایی جایزه پولیتزر، کتاب برجسته نیویورک تایمز، پرفروشترین کتاب نیویورک تایمز و نامزد نهایی جایزه حلقه منتقدان کتاب ملی در بخش غیرداستانی بوده، حماقت حیرتآور دولت آمریکا را برملا میکند و با بررسی خیزش ملیگرایی مذهبی، بینشهایی بنیادین درباره ناآرامیهای جهانی امروز به دست میدهد.
اندرسون در کتاب خود ایننکته را بررسی میکند که چگونه پادشاهی که خود را وارث امپراتوریهای بزرگ ایران میدانست، در کمتر از دو سال تاجوتختش را از دست داد؟ چگونه حکومتی برخوردار از ثروت نفت، ارتشی قدرتمند و حمایت آمریکا، در برابر انقلابی که بسیاری وقوعش را پیشبینی نمیکردند، فروپاشید؟
مولف مورد اشاره، با گزارشگری دقیق، شخصیتپردازی زنده و روایتی پرکشش، واپسین سالهای سلطنت محمدرضا شاه و روزهایی را بازسازی میکند که سرنوشت ایران در کشاکش دربار، خیابان و محافل قدرت جهانی رقم میخورد.
اینکتاب که نسخه گالینگور آن سال 2025 و نسخه کاغذیاش سال 2026 منتشر شده، با استقبال منتقدان بینالمللی روبهرو شده است. والاستریت ژورنال از روایت فراگیر و گیرا و توانایی نویسنده اثر در زندهکردن شخصیتهای تاریخی ستایش کرده و پابلیشرز ویکلی کتاب را روایتی از خطاهای متکبرانهای توصیف میکند که پیامدهایی فاجعهبار برای شاه به بار آوردند.
کتاب بلافاصله پس از انتشار، در اوت 2025 توانست به جدول پرفروشترینهای کتاب گالینگور روزنامه واشینگتنپست راه یابد و رتبه 9 را به خود اختصاص دهد.
نیویورک تایمز این اثر را یک درس تاریخ جذاب، نفسگیر و پرکشش توصیف کرد و نوشت که خواندن این کتاب برای درک ریشههای بحرانهای خاورمیانه بیش از همیشه ضرورت دارد. گاردین آن را روایتی مقتدرانه از چگونگی رقم خوردن سرنوشت و سقوط آخرین شاه ایران دانست. این نشریه بر توانایی اندرسون در تشریح زوایای پنهان گسست رژیم از واقعیت تأکید کرد.
واشینگتنپست این روزنامه کتاب را در فهرست پیشنهادی مطالعات تابستانه خود جای داد و آن را روایتی خواندنی از سقوط یک امپراتوری متکی بر توهم و اشتباهات محاسباتی توصیف کرد.
در مجموع، رسانهها و منتقدان غربی این کتاب را به خاطر پردهبرداری از ابعاد پنهان وابستگی مرگبار پهلوی به غرب و تحلیل واقعبینانه از علل گسست رژیم از تودههای مردم و هویت مذهبی جامعه ایران، تحسین کردهاند.
در ایران، نشر نشان به تازگی ترجمه فارسی این کتاب را با عنوان «شاهنشاه» با ترجمه سید علی موسوی منتشر کرده است.
در مقدمه مترجم بر این کتاب آمده است:
«اهمیت یک کتاب تاریخی گاه نه در تعداد صفحات آن، بلکه در پرسشی است که پس از پایان خواندن در ذهن خواننده باقی میگذارد. شاهنشاه نوشته اسکات اندرسون از همین دست کتابهاست؛ روایتی از یکی از مهمترین و سرنوشتسازترین رخدادهای تاریخ معاصر ایران، یعنی انقلاب1357 و سقوط نظام شاهنشاهی.
اندرسون در این کتاب به دنبال پاسخ به یک پرسش ساده اما بسیار دشوار است: چگونه حکومتی که در اواخر دهه 1350از نظر نظامی، اقتصادی و بینالمللی یکی از قدرتمندترین حکومتهای خاورمیانه به شمار میرفت، در فاصلهای کوتاه فروپاشید؟
در روایت او، پاسخ را نمیتوان در یک عامل یا یک شخصیت جستوجو کرد. انقلاب ایران حاصل برخورد مجموعهای از عوامل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و مذهبی بود؛ اما در کنار همه این عوامل، چیزی که بیش از همه توجه نویسنده را به خود جلب میکند، خطاهای محاسباتی کسانی است که در آن روزها قدرت تصمیمگیری داشتند.
از این منظر، کتاب اندرسون فقط تاریخ انقلاب ایران نیست. داستان قدرتی است که نشانههای ضعف خود را نمیبیند؛ حکومتی که تصور میکند کنترل اوضاع را در دست دارد، در حالی که فاصله میان او و جامعه هر روز بیشتر میشود»
انتهای پیام/
لینک خبر در وبسایت tasnimnews