Blog
اقتصاد اسلامی در کشاکش میان وضعیت مطلوب و موجود
به گزارش خبرگزاری رز نیوز به نقل از تسنیم، حجتالاسلام سیدمحمدکاظم رجایی، استاد تمام اقتصاد مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، در نشست بررسی و نقد کتاب «اقتصاد اسلامی» که با همت انجمن اقتصاد اسلامی حوزه با همکاری گروه اقتصاد موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) و اندیشکده قدر در بستر فضای مجازی برگزار شد؛ با تشریح مبانی این اثر، عبودیت، نگاه توحیدی به انسان و تفاوت آن با مبانی اقتصاد متعارف را از محورهای اساسی اقتصاد اسلامی دانست و دکتر حسن سبحانی، استاد تمام اقتصاد دانشگاه تهران، نیز با تأکید بر فاصله میان رفتار اقتصادی موجود و رفتار مطلوب، این مسئله را از چالشهای روششناختی اقتصاد اسلامی عنوان کرد.
محمدکاظم رجایی در ابتدای این نشست با اشاره به روند تدوین کتاب اقتصاد اسلامی اظهار داشت: دغدغه نگارش کتابی در حوزه اقتصاد اسلامی سالها وجود داشت و در ابتدا تلاش شد دیدگاههای اسلامی در کتاب «اقتصاد خرد با نگرش اسلامی» گنجانده شود، اما به دلیل آنکه مباحث اسلامی به اندازه کافی مورد استفاده قرار نمیگرفت، ضرورت تدوین مستقل آن احساس شد. مباحثی همچون تقاضا در بازار اسلامی، عرضه و تقاضا، شکلگیری قیمت و مقدار در بازار اسلامی و سایر مباحثی که طی سالهای تدریس اقتصاد اسلامی در دانشگاههای علوم اقتصادی، امام صادق(ع)، قم و دیگر مراکز آموزشی مطرح شده بود، به تدریج در قالب مقالات و کتابهای مختلف شکل گرفت و زمینه تدوین اثر حاضر را فراهم کرد.
رجایی با اشاره به مبانی فصل نخست کتاب گفت: اقتصاد سرمایهداری تحلیل خود را از کمیابی منابع و نامحدود بودن خواستههای انسان آغاز میکند و در نتیجه، مسئله تخصیص منابع مطرح میشود، اما در این نگاه، انسان عمدتاً از مبدأ و معاد جدا شده و به عنوان موجودی مادی با انگیزههایی مانند نفعطلبی، حداکثرسازی سود و حداکثرسازی مطلوبیت مورد بررسی قرار میگیرد. در اقتصاد اسلامی باید همه ابعاد انسان، بهویژه ساحت روحانی و رابطه او با خداوند مورد توجه قرار گیرد. انسان موجودی ابدی است که نیازمند هدایت الهی و حرکت به سمت قرب ربوبی است و بر همین اساس، فعالیت اقتصادی نیز باید در چارچوب عبودیت تعریف شود. انسان باید همه امکانات خود، از جمله زمان، پول، تواناییهای ذهنی و جسمی را موهبت و امانت الهی بداند و آنها را در مسیری که خداوند تعیین کرده است به کار گیرد. در چنین شرایطی، تخصیص بهینه منابع نیز معنای متفاوتی پیدا میکند و استفاده صحیح از امکانات الهی در جهت رضایت خداوند قرار میگیرد. نمونه این مسئله را میتوان در برخی صنایع پیشرفته کشور مشاهده کرد؛ زمانی که نیروی انسانی با روحیه عبودیت فعالیت میکند، توان و زمان خود را امانت الهی میداند و تلاش میکند از آن به بهترین شکل استفاده کند، نتیجه آن میتواند افزایش بهرهوری و پیشرفت سریع در حوزههایی مانند صنایع موشکی و هوافضا باشد.
استاد اقتصاد موسسه آموزشی وپژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به فصل دوم کتاب اظهار کرد: در این بخش، میان علم اقتصاد، مکتب اقتصادی و نظام اقتصادی تفکیک شده و از دیدگاه شهید صدر درباره این مفاهیم استفاده شده است. علم اقتصاد با هستها و رفتارهای تحققیافته سروکار دارد، در حالی که مکتب اقتصادی به بایدها و نبایدها و ارزشها مربوط میشود. بر این اساس، تا زمانی که جامعهای با ویژگیهای کامل اسلامی شکل نگرفته و رفتارهای اقتصادی آن قابل مشاهده و مطالعه نباشد، نمیتوان به معنای دقیق کلمه از علم اقتصاد اسلامی سخن گفت و آنچه در اختیار داریم، مکتب اقتصاد اسلامی است.
رجایی با اشاره به فصل سوم کتاب نیز گفت: در این فصل مبانی معرفتشناختی، هستیشناختی و ارزششناختی اقتصاد اسلامی و همچنین روش استنباط بررسی شده است. در استنباط اقتصادی، موضوعشناسی اهمیت اساسی دارد و نمیتوان یک مفهوم اقتصادی را صرفاً از ادبیات اقتصاد متعارف گرفت و سپس حکم شرعی آن را استخراج کرد. باید مفهوم، سابقه تاریخی، تحول معنایی و مبانی زیرین آن بهصورت عمیق بررسی شود. برای مثال، مفهوم اجتهاد در طول تاریخ دچار تحول شده و معنای آن در ادبیات ابوحنیفه با معنایی که بعدها در فقه شیعه و نزد محقق حلی پیدا کرد، یکسان نیست. بنابراین در اقتصاد نیز باید ابتدا مبانی نظری اقتصاد سرمایهداری شناسایی شود و سپس این مبانی با قرآن و سنت مقایسه و بر اساس آن، نظریه اقتصادی اسلامی ساخته شود.
وی با اشاره به فصل مربوط به رفتار انسان اقتصادی اظهار کرد: در اقتصاد متعارف، مطلوبیت یکی از مبانی اصلی رفتار مصرفکننده است و ریشه آن را میتوان در فلسفه اخلاق جرمی بنتام و مفهوم لذت و درد دنبال کرد. در کتاب تلاش شده است این مبانی با استفاده از منابع اسلامی مورد بررسی قرار گیرد و بر اساس آن، انسان اقتصادی اسلامی انسانی معرفی شود که به دنبال حداکثرسازی لذت واقعی است، نه لذت کاذب؛ لذتی که با فطرت، اراده و حقیقت انسان سازگار باشد. رجایی همچنین چهار ویژگی را برای بازار اسلامی برشمرد و افزود: تطابق با شرع، حاکمیت اخلاق، معیت دولت و مردم و صداقت، چهار ویژگی مورد توجه در بازار اسلامی هستند.
این استاد با اشاره به رفتار مصرفکننده اذعان کرد: با بررسی روایات مربوط به تجارت در وسائلالشیعه، اصولی برای رفتار مصرفکننده و تولیدکننده استخراج شده است که رعایت ارزشها، تقدیر معیشت، معیت دولت و مردم و تعاون اجتماعی از جمله آنهاست. در تحلیل تقاضا، عواملی مانند قیمت، درآمد و سلیقه مورد توجه قرار گرفته و ارزشهای فرد نیز در سلیقه او منعکس میشود. بنابراین ارزشهای فردی و فرهنگی میتواند بر مطلوبیت کالاها و در نتیجه بر رفتار تقاضا اثر بگذارد.
رجایی درباره رفتار تولیدکننده نیز اظهار کرد: در این بخش تفاوت مؤسسه تولیدی مسلمان و غیرمسلمان بررسی شده و منحنی عرضه کوتاهمدت برای کالاهای ضروری مورد توجه قرار گرفته است. در جامعه اسلامی نمیتوان در شرایطی که کالاهای ضروری مورد نیاز جامعه تأمین نشدهاند، منابع را صرف کالاهای لوکس و تجملی کرد. به همین دلیل، نیازهای ضروری و تأمین آنها در تحلیل تولیدکننده مورد توجه قرار گرفته است. بحث بهرهوری نهایی عوامل و سهم نیروی کار و سرمایه نیز بر مبنای مطالعات انجامشده، بهویژه مباحث شهید صدر، در کتاب مطرح شده است.
استاد اقتصاد مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) مسئله بهره و ربا را از مباحث مهم اقتصاد اسلامی دانست و گفت: در این زمینه مطالعاتی در قالب کتاب «ماهیت بهره و کارایی اقتصادی» انجام شده و خلاصهای از آن در اثر حاضر نیز آمده است. در کتاب، ماهیت ربا و بهره تعریف شده و توضیح داده شده است که صاحب پول در قرارداد قرض نمیتواند صرفاً به دلیل مالکیت پول، سهمی از تولید دریافت کند؛ بلکه اگر قرار باشد صاحب دارایی در فعالیت اقتصادی سهم داشته باشد، باید از سازوکارهایی غیر از قرض استفاده شود که این مسئله با بحث بانکداری اسلامی نیز ارتباط پیدا میکند. در اقتصاد سرمایهداری گاهی چنین تلقی میشود که نتیجه مکانیسم بازار، عادلانه است؛ اما در اقتصاد اسلامی باید توزیع درآمد و ثروت بر مبنای عدالت و آموزههای قرآن بررسی شود. بخشی از مباحث این کتاب حاصل مطالعات قبلی درباره «الگوی توزیع درآمد و ثروت از منظر قرآن» و همچنین عدالت و شاخصهای آن است.
وی با اشاره به الگوی پیشرفت فرهنگمحور گفت: به جای واژه توسعه، از مفهوم پیشرفت استفاده شده و تلاش شده است الگویی ارائه شود که در آن خانواده، تربیت انسان صالح و فعالیت اقتصادی در کنار شاخصهای فرهنگی و اجتماعی قرار گیرند.
در ادامه، حسن سبحانی، استاد تمام اقتصاد دانشگاه تهران، ضمن تقدیر از تلاش علمی رجایی گفت: گستردگی مباحث کتاب از اقتصاد متعارف و مباحث قرآنی و روایی تا معرفتشناسی، هستیشناسی و روششناسی، نشاندهنده حجم بالای مطالعات مؤلف است، اما همین گستردگی میتواند در برخی بخشها به ابهام منجر شود. برخی مفاهیم اقتصادی در بستر فکری مشخصی شکل گرفتهاند و اگر قرار باشد همان مفاهیم در یک چارچوب ارزشی متفاوت مورد ارزیابی قرار گیرند، لازم است زمینه و مبانی شکلگیری مفهوم اولیه نیز به اندازه کافی توضیح داده شود. برای مثال، اگر مفهومی مانند بهینگی یا مطلوبیت از اقتصاد متعارف گرفته شود و سپس متغیرهایی مانند قرب الهی به آن اضافه شود، لازم است توضیح داده شود که این تغییر چارچوب چگونه انجام شده و چرا میتوان بر اساس آن درباره مفهوم اولیه داوری کرد.
استاد اقتصاد دانشگاه تهران یکی از مسائل مهم کتاب را تفاوت میان رفتار واقعی و رفتار مطلوب دانست و گفت: در بخشهایی از کتاب، انسان اقتصادی اسلامی، انسانی است که باید تربیت شود و رفتار اقتصادی او بر اساس آموزههای اسلامی شکل بگیرد. این در حالی است که اقتصاد متعارف عمدتاً رفتارهای موجود انسانها را بررسی میکند. بنابراین این سؤال مطرح میشود که چگونه میتوان رفتارهای تحققیافته را با رفتاری مقایسه کرد که هنوز در جامعه به شکل گسترده تحقق پیدا نکرده و به مجموعهای از شرایط و تربیت خاص وابسته است. همین مسئله در بحث مطلوبیت و انواع لذت نیز وجود دارد و از نظر روششناختی باید روشن شود که نظریهای که بر اساس رفتار مطلوب شکل گرفته، چگونه میتواند با نظریهای که از رفتار موجود استخراج شده، مقایسه شود.
وی همچنین درباره مفهوم حداکثرسازی تصریح کرد: در برخی بخشهای کتاب، حداکثرسازی مطلوبیت مادی مورد انتقاد قرار گرفته، اما در بخش دیگری گفته شده است که مؤمن به دنبال حداکثرسازی مجموع مطلوبیت دنیا و آخرت است. به نظر میرسد خود حداکثرسازی موضوع منفی نیست، بلکه باید دید چه چیزی حداکثر میشود و این حداکثرسازی در چه جایگاهی قرار دارد. حتی حداکثرسازی یک منفعت محدود نیز به معنای افراط نیست. وی پیشنهاد کرد این مفاهیم به گونهای تنظیم شوند که تفاوت میان هدف غایی و اهداف واسطهای روشن شود و کاربرد مفهوم حداکثرسازی در بخشهای مختلف کتاب با یکدیگر هماهنگ باشد.
سبحانی در بخش پایانی سخنان خود با تأکید بر نگاه یکپارچه اسلام به زندگی گفت: اسلام یک سبک زندگی است و نمیتوان اقتصاد، فرهنگ، اخلاق و سایر ابعاد آن را به صورت کاملاً جدا از یکدیگر دید. اقتصاد اسلامی در واقع اقتصاد همین سبک زندگی است و اگر انسانها در یک سبک زندگی اسلامی تربیت شوند، رفتار اقتصادی آنها نیز به صورت طبیعی از همان سبک زندگی تأثیر خواهد پذیرفت. هدف این است که نظام آموزشی و اجتماعی زمینهای ایجاد کند که این سبک زندگی در رفتار اکثریت جامعه ظهور پیدا کند؛ در این صورت، رفتار اقتصادی افراد نیز متناسب با همان سبک زندگی شکل خواهد گرفت. مسئله دشوار اینجاست که در طول تاریخ، شکلگیری اکثریتی از انسانها که به صورت کامل بر اساس آموزههای دینی رفتار کنند، محقق نشده است. بنابراین اقتصاد اسلامی با یک چالش روششناختی مواجه است؛ از یک سو درباره چگونگی رفتار انسان مطلوب سخن میگوید و از سوی دیگر، اقتصاد متعارف رفتار انسان موجود را تحلیل میکند. اگر کتاب مورد بازنگری قرار گیرد، میتوان بخشهای مقایسهای را کاهش داد و مباحث ایجابی درباره چیستی اقتصاد اسلامی را محور قرار داد. در این صورت عنوان «اقتصاد اسلامی» با محتوای اثر تناسب بیشتری خواهد داشت و اگر قرار باشد رویکرد مقایسهای حفظ شود، بهتر است این رویکرد در ساختار و عنوان کتاب نیز به شکل روشنتری منعکس شود.
انتهای پیام/