Blog
با چه زبانی باید بگوییم که پیروز شدیم؟
به گزارش خبرگزاری رز نیوز به نقل از تسنیم؛ در نشست علمی جامعه پس از جنگ؛ بررسی راهکارهای تبدیل جنگ به سرمایه اجتماعی؛ محسن کرمی پژوهشگر حوزه فلسفه، استاد دانشگاه با بررسی ابعاد اجتماعی دوران پساجنگ و اشاره به جنگ رمضان اظهار داشت: پیروزی نظامی به خودی خود سرمایه اجتماعی ایجاد نمیکند، بلکه زمانی میتوان از سرمایه اجتماعی سخن گفت که تجربه همکاری، فداکاری، تابآوری و اتکای متقابل مردم در دوران بحران، به مناسبات پایدار اجتماعی در دوره صلح منتقل شود.
کرمی با اشاره به شرایط جوامع پس از جنگ خاطرنشان کرد: اگر در میدان جنگ مسئله اصلی حفظ توان دفاعی و تحمیل اراده ملی بر دشمن است، بعد از جنگ پرسش مهم دیگری شکل میگیرد و آن این است که جامعه با تجربهای که از جنگ به دست آورده، چه خواهد کرد. باید بدانیم که جامعه در جریان جنگ تنها یک تهدید امنیتی را تجربه نمیکند، بلکه با تجربههای اجتماعی مثل همکاری، فداکاری، مسئولیتپذیری، تابآوری و اعتماد متقابل نیز مواجه میشود. بنابراین مسئله اساسی این است که این تجربه مشترک چگونه میتواند از سطح حافظه جمعی عبور کرده و به یک ظرفیت مشترک در زندگی روزمره تبدیل شود.
این پژوهشگر حوزه فلسفه ادامه داد: معمولا دوران پس از جنگ، بازسازی زیرساختها، جبران خسارتها و بازگرداندن اقتصاد به مسیر عادی از مهمترین اولویتها به شمار میآیند، اما اقدامات این چنینی به تنهایی برای بازسازی جامعه کافی نیست، یعنی جنگ علاوه بر ساختمانها و زیرساختهای فیزیکی، روابط میان مردم و همچنین رابطه مردم با نهادهای عمومی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. بنابراین اگر رابطه مردم با یکدیگر و رابطه مردم با نهادهای عمومی پس از جنگ ترمیم و تقویت نشود، بازسازی فیزیکی کشور لزوماً به بازسازی اجتماعی منجر نخواهد شد.
وی با اشاره به ظرفیتهایی که در دل بحرانهای اجتماعی شکل میگیرد، خاطرنشان کرد: از فرصتهای مهمی که در دوران جنگ شکل میگیرد، آشکار شدن شبکههایی است که در شرایط عادی کمتر دیده میشوند. مثلا در زمان وقوع یک بحران ممکن است، همسایه برای اسکان خانوادهای وارد عمل شود، گروهی کوچک بخشی از نیازهای یک محله را تأمین کند یا پزشک، استاد دانشگاه، راننده، صاحب فروشگاه و شهروند عادی هرکدام بخشی از بار بحران را بر دوش بگیرند. در نتیجه چنین کنشهایی ممکن است در نگاه نخست کوچک به نظر برسند، اما از منظر سرمایه اجتماعی اهمیت زیادی دارند، زیرا سرمایه اجتماعی در همین روابط و تعاملات شکل میگیرد و به افراد امکان میدهد در موقعیتهای دشوار روی یکدیگر حساب کنند.
این استاد دانشگاه با هشدار نسبت به از دست رفتن شبکههای همیاری به هم پیوسته پس از پایان بحران اظهار داشت: نمیتوان تصور کرد شبکههایی که در روزهای جنگ و بحران شکل گرفتهاند، به صورت خودکار در دوره صلح نیز باقی میمانند. تجربه جوامع مختلف نشان داده است که اگر شبکههای همیاری به شکل مناسبی به دوره عادی منتقل نشوند، با پایان وضعیت اضطراری به تدریج از میان میروند.
کرمی ادامه داد: یکی از وظایف مهم سیاستگذاری پس از جنگ باید شناسایی همین ظرفیتها و فراهم کردن امکان ادامه فعالیت آنها باشد. گروهی که در روزهای جنگ به یک محله کمک کرده است، میتواند در دوره صلح به یک شبکه داوطلبانه محلی تبدیل شود و دانشگاهی که در زمان بحران توانسته بخشی از نیازهای فوری کشور را پاسخ دهد، میتواند همان تجربه را در قالب یک مرکز پژوهشی دائمی ادامه دهد. از این رو، مسئله الزاماً ایجاد سازمانهای جدید نیست، بلکه مهمتر از آن، از دست ندادن سازمانیافتگیای است که جامعه در دل بحران به صورت طبیعی تولید کرده است.
پژوهشگر حوزه فناوری و ارتباطات با تأکید بر اینکه سرمایه اجتماعی تنها به روابط میان شهروندان محدود نمیشود، اظهار داشت: بخش مهمی از سرمایه اجتماعی به رابطه مردم با نهادها بازمیگردد و دوره پس از جنگ میتواند نقطهای تعیینکننده در این زمینه باشد. شهروندی که در دوران جنگ احساس کرده سهمی در دفاع از کشور دارد، در دوره بازسازی نیز انتظار دارد سهمی در تصمیمگیری درباره آینده کشور داشته باشد. اگر از مردم تنها در مقام حامی یا تحملکننده هزینهها انتظار همراهی وجود داشته باشد، اما در فرآیند بازسازی نقشی برای آنان تعریف نشود، فاصله میان جامعه و نهادها بار دیگر افزایش خواهد یافت.
کرمی با تأکید بر ضرورت مشارکت واقعی مردم در دوران پساجنگ خاطرنشان کرد: مشارکت اجتماعی نباید به حضور نمادین مردم در برنامهها محدود شود. مشارکت واقعی زمانی شکل میگیرد که شهروندان بتوانند بر بخشی از مسائل مربوط به زندگی خود اثر بگذارند. از این منظر، در مناطق آسیبدیده، اولویتبندی پروژههای بازسازی نمیتواند صرفاً پشت میزهای اداری انجام شود. ساکنان مناطق، انجمنهای محلی، متخصصان دانشگاهی و فعالان اجتماعی اطلاعات و دانشی در اختیار دارند که در گزارشهای رسمی به طور کامل ثبت نمیشود. وارد کردن این دانش محلی به فرآیند تصمیمگیری، هم کیفیت سیاستگذاری را افزایش میدهد و هم احساس تعلق مردم به فرآیند بازسازی را تقویت میکند.
این استاد دانشگاه عدالت در بازسازی را یکی از عوامل مهم تولید اعتماد دانست و اظهار داشت: جامعه پس از جنگ فقط میزان خسارتها را ارزیابی نمیکند، بلکه نحوه جبران خسارتها را نیز میبیند. اینکه چه کسی زودتر خانه خود را تحویل میگیرد، کدام منطقه در اولویت قرار میگیرد، منابع عمومی چگونه توزیع میشوند و چه کسانی به تسهیلات دسترسی پیدا میکنند، همگی به پرسشهایی درباره عدالت تبدیل خواهند شد.
وی خاطرنشان کرد: اگر شهروند احساس کند رابطه و نفوذ میتواند مسیر دستیابی به منابع پساجنگ را کوتاه کند، تجربه مشترک جنگ به تجربهای متفاوت در دوره بازسازی تبدیل خواهد شد. کسانی که در یک بحران مشترک کنار یکدیگر ایستادهاند، ممکن است در دوره بازسازی خود را در موقعیتهای نابرابر ببینند و همین مسئله سرمایه اجتماعی را فرسوده کند. بنابراین، عدالت در بازسازی فقط یک ضرورت اخلاقی نیست، بلکه یک سیاست برای تولید و حفظ اعتماد عمومی است.
کرمی همچنین نحوه مواجهه با حقیقت و اطلاعرسانی پس از جنگ را از دیگر عوامل مؤثر بر سرمایه اجتماعی دانست و اظهار داشت: در دوران جنگ، اطلاعرسانی به طور طبیعی با ملاحظات امنیتی همراه است، اما جامعه پس از جنگ نیازهای متفاوتی دارد. مردم میخواهند بدانند چه اتفاقی افتاده، چه میزان خسارت وارد شده، منابع چگونه هزینه میشود و چه درسهایی از جنگ گرفته شده است.
این پژوهشگر حوزه فناوری و ارتباطات خاطرنشان کرد: اگر این پرسشها بیپاسخ بماند، فضای ایجادشده میتواند با روایتهای غیررسمی، شایعه و تفسیرهای متناقض پر شود. اعتماد عمومی نیز با درخواست صرف برای اعتماد کردن شکل نمیگیرد، بلکه زمانی ایجاد میشود که شهروند بتواند فرآیند تصمیمگیری را ببیند و درباره آن داوری کند. وی افزود: انتشار منظم اطلاعات مربوط به بازسازی، ارائه گزارش هزینهها، توضیح اولویتها و حتی پذیرفتن خطاهای مدیریتی، ممکن است در کوتاهمدت دشوار باشد، اما در بلندمدت میتواند از سرمایه اجتماعی حفاظت کند. جامعه بالغ جامعهای نیست که در آن هیچ خطایی رخ ندهد؛ جامعه بالغ جامعهای است که نهادهای آن بتوانند خطا را توضیح دهند و برای اصلاح آن اقدام کنند.
کرمی با اشاره به ضرورت تغییر منطق حکمرانی از دوران بحران به دوران صلح اظهار داشت: دولت در دوران جنگ ناچار است در بسیاری از حوزهها متمرکز و سریع عمل کند، اما منطق اضطرار نباید بدون تغییر وارد دوره صلح شود. جامعهای که در بحران توانسته است کنشگر باشد، در دوره بازسازی نباید به تماشاگر تبدیل شود.
وی در ادامه به اهمیت حفظ دانش تولیدشده در دوران جنگ و به ویژه جنگ رمضان اشاره کرد و خاطرنشان کرد: هر جنگ حجم زیادی از دانش درباره رفتار مردم، نقاط ضعف و قوت نهادها، مدیریت بحران، تابآوری اقتصادی، نقش رسانهها، ظرفیت دانشگاهها و تغییر رفتار خانوادهها تولید میکند. از همین منظر، اگر این تجربهها ثبت و تحلیل نشود، نسل بعدی فقط روایت جنگ را به ارث خواهد برد.
این استاد دانشگاه افزود: دانشگاهها در دوران کنونی پس از جنگ زمضان نباید صرفاً درباره جنگ مقاله بنویسد یا در جایگاه راوی گذشته باقی بماند، بلکه باید بتواند از تجربه جنگ، دانش سیاستگذاری استخراج کند که چه چیزی کار کرده، چه چیزی کار نکرده، کدام شبکههای اجتماعی در بحران مؤثر بودهاند، کدام تصمیمها هزینه بیشتری ایجاد کردهاند و چگونه میتوان برای بحرانهای آینده آمادهتر شد. در نتیجه چنین رویکردی میتواند حافظه جنگ را از یک امر صرفاً احساسی به یک سرمایه عقلانی تبدیل کند؛ سرمایهای که در سیاستگذاری، مدیریت بحران و تقویت تابآوری اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد.
کرمی در پایان این نشست خاطرنشان کرد: پیروزی نظامی زمانی میتواند منجر به یک دستاورد تاریخی شود که آثارش در زندگی اجتماعی پیدا شود. اگر جامعه بتواند از تجربه همکاری، شبکههای همیاری، احساس مسئولیت جمعی و ظرفیت تابآوری برای ساختن مناسبات جدید استفاده کند، جنگ تنها یک حادثه نظامی باقی نمیماند، بلکه به تجربهای تبدیل میشود که ظرفیت اجتماعی تازهای برای کشور ایجاد کرده است. از همین رو، اگر پس از پایان جنگ رمضان شبکههای اجتماعی شکلگرفته در بحران فراموش شوند، مشارکت اجتماعی کنار گذاشته شود، بازسازی بدون عدالت پیش برود و فاصله اطلاعاتی میان مردم و نهادها افزایش یابد، سرمایهای که در روزهای سخت شکل گرفته بود به تدریج مصرف خواهد شد. بنابراین، جامعه پس از این جنگ با یک انتخاب مهم مواجه است که پیروزی را به خاطر بسپارد یا از آن برای آینده استفاده کند، چرا که حافظه جنگ میتواند روایت گذشته را حفظ کند، اما تبدیل تجربه جنگ به سرمایه اجتماعی، زمانی رخ میدهد که جامعه پس از عبور از بحران، آموختهتر، متصلتر و توانمندتر از گذشته وارد زندگی صلحآمیز خود شود.
انتهای پیام/