اخبار فرهنگ و هنر

شهرستانی: روبیو تاریخ 2500ساله دشمنی غرب را احضار کرد

شهرستانی: روبیو تاریخ 2500ساله دشمنی غرب را احضار کرد

به گزارش خبرگزاری رز نیوز به نقل از تسنیم، دکتر سیدحسین شهرستانی، عضو پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی در گفتگوی اختصاصی با سرویس اندیشه، به تحلیل سخنرانی اخیر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا در آتن پرداخت و ابعاد تمدنی تقابل کنونی غرب با ایران را تشریح کرد. وی در ابتدای این گفت‌وگو گفت: مهم‌ترین موضوع همان عنوان جنگ تمدنی است. این سخنرانی بیش از هر چیز به ما نشان می‌دهد که این جنگ، جنگ تمدنی است. ارجاع روبیو به یونان باستان و ایران باستان نشان می‌دهد که تقابل، تقابل کوتاه‌مدت و امروزی نیست؛ تقابلی دیرینه است. روبیو تلاش کرد با احضار تاریخ تمدن غرب و آن تقابل‌ها و دوگانگی‌های تاریخی در وضع معاصر، دعوتی فراهم کند برای اروپا تا وارد این جنگ شود.

شهرستانی افزود: این نشانه قدرت ایران است که ابرقدرت جهان باید اروپا را با ارجاع به یونان و آتن و فرهنگ باستانی، مسیحیت و اروپای جدید پای این جنگ بکشاند. آمریکا برای اینکه از پس ایران مقتدر انقلابی برآید باید کل این تاریخ غرب را قسم‌مایه کند تا اروپا را به این جنگ بکشاند. یکی از دلالت‌هایش این است که مقیاس این جنگ، جنگ تمدنی است. وی ادامه داد: وقتی بفهمیم مقیاس جنگ، جنگ تمدنی است، چند توهم کنار می‌رود. یکی اینکه این دشمنی از شعارهای مرگ بر آمریکای مردم ایران شروع شده؛ مثلاً ما مرگ بر آمریکا گفتیم و آمریکا با ما دشمن شده، ناراحتش کردیم و حالا حمله کرده‌اند. یا از سیزده آبان پنجاه و هشت. نه؛ تقریباً پانصد سال قبل از میلاد مسیح، یعنی حدود دو هزار و پانصد سال پیش این تقابل بازگشت دارد.

شهرستانی تأکید کرد: دوم اینکه تصور کنیم اگر در یک سری از منافع و پرونده‌هایی که سرش اختلاف نظر داریم مثل پرونده هسته‌ای یا موشکی یا مقاومت منطقه، اگر در یک سری پرونده‌های جزئی کوتاه بیاییم و عقب‌نشینی کنیم، این جنگ منتفی می‌شود. وقتی جنگ تمدنی است یعنی ریشه‌های تاریخی عمیق دارد. مسئله سر کوتاه‌مدت و دم‌دستی نیست. وی درباره محتوای سخنرانی روبیو گفت: کل سخنرانی متن بسیار مهمی است. حالا خودش هم ننوشته ولی متن مانیفست آمریکایی جدید است. خیلی بحث مهمی توش مطرح شده و صبغه‌های فلسفی جدی دارد. این متن تجاوزکاری و قدرت‌طلبی را عملاً تئوریزه می‌کند. دیگر آن نقاب‌های حقوق بشری و نقاب‌های صلح جهانی تو این متن کنار زده می‌شود و حتی تمسخر می‌شود. در متن روبیو به صراحت مسئله این است که آمریکا یک خوی تعدی‌گرانه و امپریالیستی و استکباری دارد و این را به مثابه وام و ارثی که از تمدن پیشین غرب گرفته دارد ارث می‌برد. یعنی پیش از این یونان و روم هم همین سبقه را داشتند و سدی که مقابل این پیشروی تجاوزکارانه در طول تاریخ از دو هزار و پانصد سال پیش تا امروز ایستاده، ایران بوده است.

شهرستانی تصریح کرد: مسئله این است که ایران همواره مانع هژمونی یکپارچه آمریکا دست‌کم در این حوزه تمدنی اروپا و غرب آسیا بوده. ایران مانع این تجاوزات بوده و تاریخ جهان تاریخ تقابل ایران و غرب بوده است. بنابراین نکته دیگری که باز این سخنرانی برای ما آشکار می‌کند این است که ایران یک منزلت عظیمی در تاریخ جهان داشته. اینکه امروز ایران مقاومت می‌کند در برابر آمریکا و در برابر این نظم ظالمانه هژمونیک، تصادفی نیست. ایران همواره یکی از نقاط مهم تعیین نظم آینده تمدنی در جهان بوده است.

وی افزود: تاریخ جهان این است: تاریخ جهان در آغاز تقابل دو امپراتوری ایران و یونان بود. حالا البته ما خیلی در مورد یونان نمی‌توانیم واژه امپراتوری به آن معنا به کار ببریم. تا قبل از اسکندر یونان از بین رفت، روم آمد جایگزین یونان شد. البته ایران هم تو این فاصله مورد تعدی و تجاوز یونانی‌ها قرار گرفت؛ اسکندر حمله کرد. شهرستانی در ادامه به تصویر «وحشی‌گری و بربریت» که روبیو از ایران ارائه داده اشاره کرد و گفت: دقیقاً همین ادامه سؤال همین بود که اصلاً این برساخت تمدنی که روبیو دارد مطرح می‌کند از تمدن ایران که در راستای آن سیاست توجیه‌گرانه خودشان است برای اینکه این جنگ را به هر شکلی که هست پیش ببرند. و به درستی هم اشاره شد که این نقاب حقوق بشر با خروج آمریکا اخیراً از سازمان حقوق بشر جهانی رقم خورد و افتاد و این در واقع یک مانیفست بود برای این حرکت‌ها و تجری‌های آن‌ها.

وی تأکید کرد: چه نیازی وجود دارد که این‌ها بیایند این برساخت تمدنی را علیه ایران مطرح کنند و ایران را متهم به بربریت کنند در صورتی که یک تاریخ روشنی از تمدن را ما داریم در طول تاریخ جهان؟ نکته مهمی است. در طول تاریخ غربی‌ها دیگری‌شان را به بربریت متهم می‌کردند. شهرستانی گفت: این کتاب یونانیان و بربرها که حالا ترجمه هم شده در واقع نشان می‌دهد همان دوره تاریخی یونانی‌ها دیگری خودشان را که مهم‌ترینش هم ایران بوده، این‌ها را در واقع تصویر تمدن‌زدایی‌شده و انسان‌زدایی‌شده از دیگری خودشان ارائه می‌دهند. و این در واقع یکی از ضرورت‌ها و یکی از عناصر ضروری این جنایتی است که می‌خواهند آن را انجام دهند. یعنی اول انسانیت‌زدایی می‌کنند از دشمن‌شان و بعد هر بلایی می‌خواهند سرش بیاورند.

شهرستانی ادامه داد: کاری که نتانیاهو می‌کند. نتانیاهو الان برای جوامع غربی از شهروندان فلسطینی، از مردم فلسطین، زن و مرد و کودک فلسطینی، نه مجاهدان حماس مثلاً، انسانیت‌زدایی کرده. یعنی راحت آدم می‌کشند و تصویر یعنی در پخش زنده این‌ها بعد از هفت اکتبر در سراسر جهان پخش زنده کشتار راه انداختند. چون این‌ها یک آپاراتوس رسانه‌ای، یک اختاپوس رسانه‌ای دارند که از دو هزار و پانصد سال پیش از نمایشنامه ایرانیان آیسخولوس که در مورد جنگ ایرانیان و یونانیان نخستین تئاتر تاریخ است، در واقع این‌ها این فرایند را شروع کردند. ارسطو هم همین را تئوریزه کرده. جالب است ارسطو همین در واقع دیگری‌سازی را البته با انصاف بیشتری نسبت به آن بعضاً نمایشنامه انجام داده. خب می‌دانید ارسطو وزیر اسکندر بود وقتی اسکندر اینجا فتوحات انجام می‌داد. بنابراین چه به لحاظ هنری آیسخولوس چه به لحاظ تئوریک ارسطو، این‌ها از دو هزار و پانصد سال پیش این تجاوز را تئوریزه می‌کنند.

وی افزود: امروز هم هالیوود و در کنارش مثلاً تئوریسین‌هایی مثل برژینسکی و هانتینگتون و قبل از این فیلسوفانی مثل هگل و دیگران این‌ها همه تئوریزه کرده‌اند. مارکس که دلش برای منتقد سرمایه‌داری است، آنجایی که به جوامع شرقی برمی‌گردد دلش برای جوامع شرقی نمی‌سوزد. دلش برای کارگر اروپایی می‌سوزد. دلش برای کارگر جوامع غیراروپایی نمی‌سوزد. یعنی خود مارکس هم ستایشگر کمپانی هند شرقی در تجاوزات استعماری‌اش به هند است. این‌ها در برابر جوامع غیرغربی همه‌شان حتی آن‌هایی که منتقد سرمایه‌داری هم مثل مارکس، این‌ها همه یکدست آن استعمار را صحه می‌گذارند. کسی خیال نکند که آن طرف کسی دلش برای ما سوخته.

تمدن اسلامی , افول آمریکا , جنگ رمضان , ایران قوی ,

شهرستانی درباره تلاش برخی جریان‌های داخلی گفت: خب حالا برای آن بدبخت‌هایی که در ایران چشم امید داشتند به این‌ها، خب خیلی پیام روشنی وجود داشت. چون آن‌ها تلاش می‌کردند که یعنی تصور می‌کردند که خب مشکل ایران انقلاب اسلامی است یا نه اصلاً اسلام است. ما ایران را انقلاب‌زدایی می‌کنیم ازش، اسلام‌زدایی می‌کنیم ازش. ایران باستان، کوروش، هخامنشیان. کسانی که دعوت‌نامه فرستاده بودند برای ترامپ، نام باستان‌گرا بودند دیگر، پهلوی‌گرا و باستان‌گرا. این‌ها فکر می‌کردند که در واقع با مفهوم بازسازی مفهومی ایران به مثابه ایران کوروش و هخامنشیان، نتانیاهو هم این بیچاره‌ها را احمق فرض کرده بود و یک روایتی هم برایشان ارائه داده بود دیگر که آقا کوروش ما را نجات داد و ما رابطه تاریخی با کوروش داریم. روبیو پته این‌ها را روی آب انداخت.

تمدن غرب با ایران باستان، اصلاً نه ایران جمهوری اسلامی، نه ایران دوران اسلامی هزاره اسلامی، با ایران باستان دشمنی دارد. چون قبلاً جورج بوش پسر صحبت از جنگ صلیبی کرده بود دو هزار و یک. این تقابل تمدنی که راه انداخته بودند تیتر جنگ صلیبی روش گذاشته بودند؛ یعنی جنگ اروپای یا غرب مسیحی با تمدن اسلامی. حالا بگوییم که اصلاً این‌ها با اسلام مشکل دارند، ما بیاییم اصلاً اسلام هم از ایران بیرون بکنیم. این‌ها پروژه‌شان این است دیگر. دین رسمی هزاره مردم ایران اسلام است. همه هویت ایرانی با اسلام خلاصه می‌شود. فرض کنید این هم اصلاً بگذاریم کنار، باز این‌ها دشمن ایرانند. با همان ایران هخامنشی باستانی هم این‌ها دشمنند. با همین کوروشی که می‌گویند، با همان کوروش و خشایار و نوادگانش، با سلسله هخامنشیان هم این‌ها دشمنند. چون نسبت به آن جنگ صلیبی الان ما یک مرحله عقب‌تر رفته‌ایم. هزار سال عقب‌تر رفته‌ایم. بنابراین خیلی چیزها روشن شد.

شهرستانی تأکید کرد: ما باید خیلی خرج می‌کردیم تا اینکه روشن بکنید این بصیرت را ایجاد بکنید که روبیو ایجاد کرد. گفت خوشتر آن باشد که سر دلبران گفته آید در حدیث دیگران. دشمنان حالا ما را گفت. خب واقعاً خیلی چیزها را روشن کرد. خیلی پرده‌ها را انداخت. وی در ادامه گفت: پس بنابراین تاریخ جهان یک پای تاریخ جهانی ایران است. از دو هزار و پانصد سال پیش تا امروز ایران بود و روم. پس بنابراین این‌ها انسانیت‌زدایی می‌کنند از دیگری چه در تقابل دیرینی که با ایرانیان داشتند چه همین را می‌خواهند یک نژادی بسازند برای امروز و تاریخ را هم تحریف می‌کنند. همه چیز را هم از میانه تعریف می‌کنند دیگر. تاریخ را از میانه تعریف می‌کنند.

وی افزود: خشایارشا در پاسخ به تعدی و تجاوز یونانی‌ها به ساتراپی سارد که این‌ها آمدند معبدها را ویران کردند و کشتار کردند وارد یونان شد. تاریخ را از میانه روایت می‌کنند چنانچه تاریخ تقابل فلسطینی‌ها با اسرائیلی‌ها را هم از میانه روایت می‌کنند. خب دعوا که از هفت اکتبر شروع نشد که این‌ها آمدند سرزمین اشغال کردند. بعدش هم روایت نمی‌کنند که بعد از آن هم اسکندر آمد اینجا تخریب کرد ویران ایجاد کرد. ولی ایرانی‌ها نبودند که تجاوزکار بودند. حتی تو فیلم‌هایشان هم دقیقاً از لشکرکشی خشایار به بعد شروع می‌کنند. یعنی از همان آیسخولوس تا فیلم سیصد تا سخنرانی روبیو این خطه این‌ها انسانیت‌زدایی می‌کند از دیگری.

شهرستانی گفت: بنابراین ولی آن واقعیتی که در پس همه این ناسزاهایی که مستحقش خودشانند به ما می‌دهند یک واقعیتی عیان می‌شود. خب این می‌خواهد به ما ناسزا بگوید ولی یک واقعیتی را عیان می‌کند. آن واقعیت حضور تاریخ تمدنی ایران است. اقرار و اعتراف به نقش تمدنی ایران در هزاره‌های گذشته. اینکه ایران تازه نیامده مثل آمریکا نیست که دویست و پنجاه سال ظهور کرده باشد. ببین آمریکا تو این سخنرانی با انگیزه دیگر. کشور مجعول دویست و پنجاه ساله‌ای که من بارها اشاره کردم نه تاریخ دارد نه نام دارد. آمریکا نام ندارد. آمریکا اسمش چیست؟ ایالات متحده آمریکا. یونایتد استیتس آو آمریکا. اسم کدام اسم آمریکاست؟ ایالات متحده که یک مفهوم حقوقی است. آمریکا هم که اسم قاره است. اصلاً آمریکا اسم شخص مشخصاً اسمی ندارد. الان هم خیلی بحث جدایی‌طلبی ایالات از همدیگه خیلی هست.

به خاطر همین مسئله. یک کشور بی‌تاریخ دارد برای خودش تاریخ جعل می‌کند. ما تو همین فلات سرزمینی این پیوستار تاریخی را داشتیم تا امروز. پس یک کشور بی‌عقبه با یک رژیم جعلی اشغالی می‌خواهند اروپا را بیاورند پای این جنگ برای اینکه با تمدن دیرینه ایران مقابله بکنند. پس این چیزی که دارد الان روبیو اعتراف می‌کند نقش دیرینه تمدنی ایران در معادلات جهانی است. تاریخ جهان این است: ایران بود و یونان. یونان از بین رفت. ایران دچار بحران‌هایی شد ولی باقی ماند. دیگر یونان نقش تمدنی را از دست داد، منتقل شد به روم. بعد در دوره ساسانی ایران بود و روم. روم هم از بین رفت. در دوران چهارصد پانصد سال اخیر تقابل ایران و تمدن اسلامی بود با اروپا. باز قدرت از اروپا هم به آمریکا منتقل شد و حالا تقابل ایران و آمریکاست. و آنی که باقی می‌ماند ماییم. حتماً اینطور خواهد بود. بنابراین در واقع مدلول ضمنی سخن روبیو اعتراف به این نقش تاریخ تمدنی ایران در طول هزاره‌های تاریخی است.

شهرستانی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: الان تازه دارد بیشتر مشخص می‌شود که میزان نفت در منطقه و تورم و این‌ها دلیل ابرقدرت بودن ایران بودن یا نبودنش نیست. این عقبه تاریخی و تمدنی که اتفاقاً روبیو به این مسئله اشاره کرد و مشخص شد. و افرادی هم در داخل زود می‌آیند سراغ مسائل مادی جزئی. می‌گویند آقا پس شما کی گفته ما ابرقدرتیم که گفته مثلاً ما می‌خواهیم ظهور و بروز جهانی داشته باشیم و مواردی از این دست. نشان می‌دهد ما ریشه‌ها را فراموش کرده‌ایم. اگر ریشه‌ها را یک بازخوانی دیگری بکنیم قطعاً ماجرا فرق خواهد کرد. این نکته خیلی مهمی است که اشاره کرد.

شهرستانی ادامه داد: ببینید خیلی‌ها تفسیر می‌کنند به اینکه ایران تو منطقه دارد ماجراجویی می‌کند و این خصلت جمهوری اسلامی است. نه، حوزه نفوذ ایران به نحو ذاتی، هر حکومتی حاکم باشد، ذاتاً ایران حوزه نفوذش تو این منطقه فراتر از مرزهایش است. اگر تو مرزهای خودش محدود بماند اساساً ایده ایران شکست می‌خورد.»

تمدن اسلامی , افول آمریکا , جنگ رمضان , ایران قوی ,

شهرستانی در بخش پایانی با اشاره به ریشه‌های فلسفی سخنرانی روبیو گفت: «همون‌جور که اشاره کردید یک ریشه‌های یک ارجاعات فلسفی و تاریخی توی تاریخ فلسفه غرب وجود دارد توی این سخنرانی اخیر روبیو. من خیلی علاقه‌مند هستم یک حالا در حد بضاعت این برنامه و زمانی که در خدمت حضرت‌عالی هستیم یه اشاراتی داشته باشیم.

وی افزود: خب فراتر از آن ارجاع تاریخی روبیو اینجا یک بحث جدی مطرح می‌کند در نقد سیاست‌های حالا ما می‌گوییم ظاهراً بشردوستانه تمدن غرب. نقد می‌کند صریحاً و می‌گوید که ما یونانی‌های باستان و رومی‌ها را به بالا بنا می‌کردند. این‌ها در واقع حتی جمله‌ای دارد می‌گوید که برای آن‌ها سرآمدی‌جویی و برتری‌طلبی جوهر وجود انسان است. آن‌ها بنای‌شان را رو به بالا بنا می‌کردند اما ما توی این سال‌های اخیر هی دم از حقوق بشر می‌زنیم و هی در واقع شرمساریم از پیروزی‌های خودمان و خودمان را مدیون جهان می‌دانیم که چرا مثلاً قدرت و غلبه داریم و این‌ها و باید دوباره برگردیم به آن روحیه سرآمدی‌جویی و قدرت‌طلبی و برتری‌جویی که میراث فرهنگ یونانی و عصر کلاسیک و فرهنگ رومی بوده.

شهرستانی تأکید کرد: ببینید آن بخش از سخنرانی روبیو که به مفهوم توموس یونانی اشاره می‌کند و بعد در واقع یک نوع نقد می‌کند اخلاق یا اندیشه‌های حقوق بشری خود غرب را، اولاً به لحاظ فلسفی کاملاً مضمون نیچه‌ای دارد. یعنی آن بحث نیچه و مباحثی که نیچه مطرح می‌کند در نقد اخلاق مسیحی و مفهوم اراده معطوف به قدرت و ابرمرد. اصلاً تعبیر ابرمرد را تقریباً اشتباه نکنم توی سخنرانی به کار برده روبیو. آن اخلاق ابرمردی و اخلاق قدرت‌طلبی اراده معطوف به قدرت.

در این باره تصریح کرد: اینجا چند تا نکته وجود دارد. یکی اینکه روبیو توی سخنرانی خودش تلاش کرده به مثابه سیر تاریخ غرب، خب بخش مهمی از فرهنگ غربی فرهنگ مسیحی است، تمدن مسیحی است، از فرهنگ مسیحی هم وام بگیرد برای اینکه سابقه تمدنی ایجاد بکند در حالی که این سخنرانی‌اش یک سخنرانی صددرصد ضد مسیحی است به خاطر همون ریشه‌های نیچه‌ای. نیچه این افکار خودش را در آنتی‌کریست یا در دجال مطرح می‌کند. من حالا جایی تعبیر کردم که سخنرانی روبیو بیانیه دجال است، مانیفست آنتی‌کریست است، ضد مسیحی. این اندیشه اصلاً هر کسی با مباحث فلسفی معاصر آشنا باشد برایش روشن است. دارد اخلاق مسیحی را نقد می‌کند که در واقع حالا آن انگاره اخلاق مسیحی این است که شما مثلاً دیگری را هم دوست بدار، شفقت مسیحی. در طول تاریخ نه اروپای قرون وسطی نه اروپای جدید هیچ‌وقت به این اخلاق پایبند نبوده و این اخلاق مسیحی همیشه روبنا و روپوشی بوده برای تجاوزات و تعرضات این‌ها. میسیونرهای مسیحی پیش‌قراول لشکرکشی‌های استعماری بودند چنانچه شعار حقوق بشر در واقع یک ابزار استعماری بوده در اختیار غرب.

وی در ادامه افزود: نکته مهم این سخنرانی این نیست که آن‌ها قبلاً مدارا و شفقت داشتند الان دیگر ندارند. نه. الان حتی تن نمی‌خواهند بدهند به ظاهرسازی که قبلاً می‌کردند. همه چیز را دارند عیان می‌کنند. عیان می‌کنند ویژگی آمریکا به طور کلی و آمریکای دوره ترامپ قدرت‌طلبی و استیلاجویی برهنه و عریان است. من یک بحثی کردم پیش از این و آن نسبت بین آمریکا و اروپا. تفاوتی که آمریکا با اروپا دارد مشابه تفاوتی که روم با یونان دارد. همین اتفاق قبلاً در انتقال تمدن غربی از یونان به روم هم افتاده. همین نسبت بین روم و یونان هم وجود دارد. فضایی که ما از تمدن یونانی می‌بینیم این میلیتاریسم تو یونان هم هست، اسکندر نمادش است، ولی در یونان شما ارسطو دارید، شما آکادمی افلاطون را دارید، شما دموکراسی آتنی را دارید، شما آن فضای در واقع ادبی و هنری که در آتن در دولت‌شهرهای یونانی وجود دارد. یعنی تمدن یونان یک صبغه‌ای از حقیقت‌جویی و هنر و فضیلت را روپوش آن میلیتاریسم نظامی خودش قرار می‌دهد. در روم این دیگر وجود ندارد. شما می‌دانید تمدن روم یک جور دلاوری و سلحشوری و خونریزی و تجاوز و تعدی برند و آشکار است. امپراتوری. همین نسبت بین آمریکا و اروپا وجود دارد.

شهرستانی خاطرنشان کرد: اروپا همون تعدیات و تجاوزات را دارد ولی اروپا بالاخره شعار روشنگری را می‌دهد، شعار آزادی و برابری و برادری، شعارهای انقلاب فرانسه، آرمان‌های انقلاب فرانسه، دم از دموکراسی می‌زند، دم از حقیقت‌جویی می‌زند. مسئله آمریکا حقیقت است؟ اروپا به ظاهر این اروپایی که ما با کانت می‌شناسیم، ولی آمریکا همین را هم نمی‌دهد دیگر. آمریکا فلسفه آمریکا پراگماتیسم است. آمریکا دیگر اصلاً صحبت از این حرف‌ها نیست. تو آمریکا خیلی جالب است اصلاً خیلی‌ها معتقدند پست‌مدرنیسم اروپایی نتیجه مواجهه روشنفکران اروپایی و فرانسوی با آمریکاست. چون پست‌مدرنیسم ماهیتش در واقع شکستن بتواره‌های تمدن اروپایی کلاسیک است دیگر. یعنی مدرنیته کلاسیک یک بتواره‌هایی دارد: آزادی، اومانیسم، علم، عقلانیت، روشنگری. خب تو پست‌مدرنیسم این‌ها همه شکسته می‌شود، این‌ها همه متزلزل می‌شود. خیلی‌ها معتقدند که پست‌مدرنیسم نتیجه مواجه روشنفکر اروپایی با واقعیت آمریکاست. یهو می‌بیند آمریکا به مثابه فرزند تمدن اروپایی یک نظم و سامانی برپا کرده که تو این نظم و سامان آن ارزش‌های کهن اروپایی دیگر جایگاهی ندارد. این‌ها دیگر دنبال این حرف‌ها نیستند. جویندگان طلا، سرمایه، پول، سرمایه‌داری صریح و آشکار، قدرت‌طلبی صریح و آشکار که به خاطرش حاضرند هر کاری بکنند، هر کاری، هر خط قرمزی رد بشود.

وی در ادامه تصریح کرد: آره. پراگماتیسم آمریکایی توجیه فلسفه آمریکا. پراگماتیسم. دانشگاه آمریکایی دنبال حقیقت نیست. دانشگاه آمریکایی دنبال قدرت است. دانشگاه آمریکایی چیست؟ شما علوم آمریکایی به مدیریت، آینده‌پژوهی، علوم استراتژیک. ببین بالاخره مسئله لوگوس همچنان مسئله اروپا بود تا اوایل قرن بیستم. شما می‌بینید حتی ماکس وبر در مقاله علم در مقام حرفه ارجاع به دانشگاه آمریکایی می‌دهد. یعنی آلمانی‌ها، فرانسوی‌ها، این‌هایی که وارث سنت اروپایی بودند وقتی به آمریکا نگاه می‌کنند انگار شوک می‌گیردشان. می‌گویند ببین اصلاً با یک عصر دیگری مواجهیم، با نسل دیگری مواجهیم. آینده به سمت دیگری دارد می‌رود. آن ارزش‌های کهن اروپایی دیگر جایگاهی ندارد.

شهرستانی افزود: شما تو فیلم تایتانیک هم این را می‌بینید. حالا قدیم این‌هایی که دارند از در واقع از این اقیانوس عبور می‌کنند دارند از اروپا به آمریکا هجرت می‌کنند. آن آداب و ارزش‌های اروپایی دارد کنار نهاده می‌شود در پای رابطه هوس‌آلود بی‌ضابطه و بی‌قاعده و بی‌آدابی که ماهیت آمریکاست. اصلاً آن فیلم عبور از اروپا به آمریکا بود و غرق شدن ارزش‌های اروپایی در این وسط. کشتی، کشتی اروپا بود. آن طبقات کشتی طبقات جامعه غرق می‌شد و این جوون‌هایی که نماد آمریکای جدیدند نجات پیدا می‌کنند و آمریکا را برپا می‌کنند. بنابراین همین روبیو دارد این قدرت‌طلبی برهنه و آشکار را تو این سخنرانی بروز می‌دهد.

در پایان خاطرنشان کرد: در همین سخنرانی روبیو شروع می‌کند نهادهای بین‌المللی جهانی را، سازمان ملل، همین حقوق بشر که حالا خودشان دارند دانه دانه خارج می‌شوند، همین‌ها را به تمسخر می‌گیرد. نهادهایی که پلتفرم قدرت جهانی اروپا و آمریکا و غرب است. این سازمان ملل پایتختش یعنی در نیویورک تو مشت آمریکاست. همون را هم برنمی‌تابند. همون هم دست و پاگیر است دیگر. بله بالاخره یک مقداری باید ضوابط را رعایت کنید. راحت این‌ها پلتفرم‌های سرکوب ماست که خودشان ساخته‌اند. همون را دارد روبیو تو این سخنرانی نقل می‌کند. می‌گوید ما قدرت خودمان را، تصمیمات خودمان را واگذار کردیم به بروکراسی‌های بین‌المللی و باید این را پس بگیریم. همین عبارت شرمساری از جنگ‌های خودمان و پیروزی خودمان ارجاع دارد دقیقاً همین مسئله دیگر. دقیقاً. و یعنی اینکه خب بالاخره اروپایی‌ها یک دوره‌ای بعد از جنگ‌های استعماری برای اینکه جوامع را آرام بکنند یک حرف‌های ادبیات حقوق بشری تو آمده بودند. حالا مثلاً این دروغ‌هایی که می‌گوید برای اینکه انسان یعنی تجاوزکاری‌های خودشان را توجیه بکند.

او در همین سخنرانی می‌گوید که آمریکایی‌ها به عنوان وارثان نسل اروپایی‌ها و یونانی‌هایی که جستجوگر حقیقت بودند. می‌گوید ببین مثلاً یونانی‌ها جستجوگر حقیقت بودند. ما هم مهاجران اروپایی جستجوگر حقیقت بودند. آمدند وارد یک سرزمین پهناور و بکر شدند. این سرزمین پهناور بود ولی بکر نبود. آدم‌ها اینجا زندگی می‌کردند. ببین چجوری تصویر می‌کند. یکصد میلیون نفر را کشتند. صد حدوداً حداقل تخمین‌ها این است یکصد میلیون انسان کشته شدند تو این تجاوزات. اصلاً عدد خیلی عجیبی است. و بعد این سرزمین را چجوری ساختند. یعنی آن‌ها را که کشتند از آفریقا هم تجاوز کردند تعدی کردند منابع آوردند و برده بردند که آنجا را بسازند. حالا بعد از اینکه ساختند و به یک ثباتی رسیدند شروع کردند یک سری ژست حقوق بشری برای اینکه جنبش‌های ضد استعماری را خفه بکنند. حالا الان چون این‌ها از این مرحله عبور کرده‌اند آن ژست‌های حقوق بشری مال این لحظه تاریخی است و برای اینکه آن پلتفرم جهانی سرکوب و سلطه را ایجاد بکنند. حالا که خرشون از این پل هم عبور کرده روبیو می‌گوید اصلاً این‌ها را به چه درد می‌خورد این سازمان‌های حقوق بشری. به یک دوره‌ای یک اظهار شرمساری هم حالا نکردند هم واقعاً یک حالا چهار تا روشنفکر اروپایی حرف‌هایی هم زدند. دو تا فیلم هم ساختند. ایستاده با مشت نمی‌دانم چی بود آن با گرگ‌ها می‌رقصد. چهار تا فیلم هالیوودی هم ساخته شده توش یک در برابر آن همه فیلم وسترنی که توش سوار قطار تق تق تق سرخپوست‌ها را شکار می‌کنند.

در برابر آن ادبیات وسترن و فلان و این‌ها چهار تا فیلم هم ساختند که توش تعدیات و تجاوزات اروپایی نقد شده که این هم کار خودشان است. این قدرت اروپاست که نقد به خودش را، قدرت آمریکا به خصوص که نقدهای به خودش را خودش مصرف می‌کند. یعنی آواتار می‌سازد مصرف می‌کند و واکسینه می‌کند خودش را. آن هم خودش یک سیاست، سیاست خودشان است. یعنی تمام جنبش‌های اعتراضی به خودشان را تبدیل کردند به مدهای مصرف. مثلاً هوی متال و متال و رپ و فلان این‌ها جنبش‌های اعتراضی موسیقی بودند این‌ها را تبدیل کردند به بازار مصرف خودشان. خب یعنی این‌ها هم هضم کردند گرایش‌های انتقادی و اعتراضی به آمریکا و غرب را در درون خود.

انتهای پیام/


لینک خبر در وبسایت tasnimnews

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *