اخبار فرهنگ و هنر

معرفی کتاب؛ شرق‌زدگی در برابر مدرنیته‌ی ایرانی

معرفی کتاب؛ شرق‌زدگی در برابر مدرنیته‌ی ایرانی

به گزارش خبرگزاری رز نیوز به نقل از تسنیم، کرامت‌الله راسخ نویسنده کتاب شرق‌گرایی و شرق‌زدگی و رحیم محمدی منتقد این اثر در هفتادوسومین نشست از سلسله‌نشست‌های گفتار و اندیشه با موضوع بررسی کتاب شرق‌گرایی، شرق‌زدگی به بررسی این اثر پرداختند. راسخ در ابتدای سخنان خود در این نشست با اشاره به پیوند کتاب جدیدش با اثر پیشین خود، جماعت و جامعه، بیان داشت: کتاب شرق‌گرایی، شرق‌زدگی در امتداد ایده‌های مطرح‌شده در جماعت و جامعه نوشته شده و مسئله اصلی آن، بررسی ساختارهای اجتماعی و سیاسی در جوامع در حال توسعه، با تمرکز بر ایران است.

وی با تفکیک میان دو مفهوم جماعت و جامعه اظهار کرد: در جامعه‌شناسی کلاسیک، ساختار اجتماعی یکی از مفاهیم بنیادین است. از همین رو، با استفاده از این مفهوم و همچنین با تکیه بر اندیشه‌های گئورگ زیمل درباره روابط اجتماعی، تلاش کرده‌ام تفاوت میان ساختار جماعتی و ساختار جامعه‌ای را توضیح دهم. نویسنده کتاب شرق‌گرایی، شرق‌زدگی افزود: در ساختار جامعه‌ای، فرد شهروند است، شهروندی که از عاملیت سیاسی و اجتماعی، حق تعیین سرنوشت و برابری در برابر قانون برخوردار است. اما در ساختار جماعتی، فرد بیش از آن­که شهروند باشد، باشنده است، یعنی ساکن یک سرزمین یا ملک، بی‌آن­که الزاماً از حقوق و عاملیت شهروندی برخوردار باشد.

راسخ حوزه عمومی را یکی از محورهای اصلی تمایز جامعه و جماعت دانست و خاطر نشان کرد: در جوامع دارای ساختار جامعه‌ای، طبقات و گروه‌های اجتماعی می‌توانند در حوزه عمومی نقش‌آفرین باشند، اما در ساختار جماعتی، هویت‌های اولیه از جمله هویت قومی، زبانی، نژادی، دینی و مذهبی نقش تعیین‌کننده‌تری دارند. در جامعه جماعتی، فرد ابتدا خود را بر اساس تعلقات اولیه تعریف می‌کند، برای نمونه خود را فارس، ترک، کرد، شیعه یا سنی می‌داند و سپس به مفهوم شهروندی می‌رسد. در حالی که در ساختارهای جامعه‌ای، تعلق شهروندی و عضویت در ملت سیاسی، در اولویت قرار می‌گیرد.

این جامعه‌شناس با تاکید بر این­که جامعه ایران در مرحله‌ای از گذار قرار دارد، بیان کرد: یکی از تحولات مهم سال‌های اخیر، افزایش نقش طبقه متوسط در حوزه عمومی ایران است. هرچند درباره تضعیف اقتصادی طبقه متوسط بسیار گفته می‌شود، اما این طبقه از منظر اجتماعی و فرهنگی، به‌تدریج در حال اثرگذاری بیشتر بر حوزه عمومی است. به طوری که  بخشی از تحولات سیاسی و اجتماعی سال‌های اخیر، از انتخابات دوم خرداد و جنبش سبز تا برخی مطالبات فرهنگی و اجتماعی، نشانه‌هایی از تلاش طبقه متوسط برای اثرگذاری در حوزه عمومی است. از جمله این مطالبات می‌توان به موضوع پوشش و حجاب اختیاری اشاره کرد.

وی با اشاره به نقش خرده‌طبقه در دوره‌های گذار افزود: گروه‌هایی که در نتیجه جابه‌جایی‌های گسترده اجتماعی شکل می‌گیرند، معمولا ویژگی‌هایی چون شعارزدگی، تندروی، انقلابی‌گری و گرایش به اقتدارگرایی دارند. نمونه‌هایی از این وضعیت را می‌توان در تحولات اجتماعی آلمان پس از انقلاب صنعتی، روسیه و همچنین ایران پس از اصلاحات ارضی دهه 1340 مشاهده کرد.

راسخ تصریح کرد: اصلاحات ارضی و مهاجرت گسترده از روستاها و شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ، جابه‌جایی اجتماعی مهمی در ایران ایجاد کرد و بخش‌هایی از این جمعیت بعدها به پایگاه اجتماعی انقلاب اسلامی تبدیل شدند. وی با انتقاد از کاربرد مکانیکی برخی نظریه‌های مارکسیستی در تحلیل جوامع خاورمیانه اظهار کرد: بسیاری از الگوهایی که از تجربه تاریخی اروپا استخراج شده‌اند، بدون توجه به ویژگی‌های جوامع در حال توسعه به ایران و خاورمیانه تعمیم داده می‌شوند، در حالی که ساختار طبقاتی، نوع عاملیت سیاسی و نسبت میان گروه‌ها در این جوامع با تجربه اروپایی تفاوت دارد.

راسخ در ادامه با اشاره به تفاوت احزاب در جامعه و جماعت گفت: در ساختار جامعه‌ای، احزاب از ارکان نظام سیاسی‌اند و جریان‌های سیاسی، با وجود اختلافات جدی، می‌توانند بر سر منافع عمومی ائتلاف کنند. اما در ساختار جماعتی، احزاب غالبا به ابزاری در خدمت اقتدارهای متمرکز، فردی یا ایدئولوژیک تبدیل می‌شوند.

وی همچنین با اشاره به اهمیت حقوق شهروندی خاطرنشان کرد: حقوق بشر، حاصل تحولاتی است که در پی روشنگری، انقلاب علمی و انقلاب صنعتی در غرب شکل گرفت. در ساختارهای جامعه‌ای، جان و حقوق فرد از اهمیت بنیادی برخوردار است؛ اما در ساختار جماعتی، واکنش اجتماعی نسبت به نقض حقوق افراد یا خشونت‌های گسترده، اغلب ضعیف‌تر و گذارتر است.

راسخ در بخش دیگری از سخنانش به بحث اصلی کتاب پرداخت و خاطر نشان کرد: شرق‌گرایی در ایران سابقه‌ای طولانی دارد و می‌توان رگه‌های نخستین آن را از دوره محمدشاه قاجار و میرزا ابوالقاسم قائم‌مقام یا جریان‌های فکری همان دوره پی گرفت. این گرایش در آغاز بیشتر صورتی طبیعی و بومی داشت، اما در دوره ناصرالدین‌شاه به‌تدریج شکل سیاسی‌تری پیدا کرد و در تقابل با غرب‌گرایی قرار گرفت.

وی افزود: شرق‌زدگی در کتاب حاضر به‌عنوان نوعی برساخت فکری، سیاسی و اجتماعی بررسی شده است، برساختی که با آرمان‌ها و خواسته‌های خرده‌بورژوازی پیوند دارد. در این میان چهره‌هایی چون جلال آل‌احمد، داریوش شایگان و احسان نراقی، هر یک به‌نوعی در بازنمایی و صورت‌بندی این گرایش نقش داشته‌اند.

نویسنده کتاب شرق‌گرایی، شرق‌زدگی تأکید کرد؛ حوزه عمومی ایران پیش از انقلاب، تا حد زیادی زیر تاثیر خرده‌بورژوازی، روشنفکران و روحانیت قرار داشت. با این حال، در دوران جمهوری اسلامی و به‌ویژه در پی تغییرات اجتماعی در روستاها و شهرستان‌ها، طبقه متوسط بومی ایران گسترش یافت و به حامل بالقوه یک دگرگونی اجتماعی بنیادین تبدیل شد.

کرامت الله راسخ در پایان بیان داشت: آینده ایران در چند دهه آینده، تا حد زیادی به این بستگی دارد که طبقه متوسط بتواند در یک روند صلح‌آمیز، مبتنی بر همکاری و همیاری، عاملیت اجتماعی و سیاسی خود را گسترش دهد. در غیر این صورت، جامعه ممکن است با شکل‌هایی از منازعه فرقه‌ای، سیاسی و امتناع گسترده از همکاری اجتماعی روبه‌رو شود.

در ادامه نشست، رحیم محمدی با تقدیر از نگارش کتاب شرق‌گرایی، شرق‌زدگی بیان داشت: اهمیت این اثر در آن است که نویسنده تلاش کرده دو واژه شرق‌گرایی و شرق‌زدگی را از زبان رایج سیاسی، روزنامه‌نگاری و گفتارهای روزمره خارج کند و آن‌ها را به مفاهیمی جامعه‌شناختی تبدیل کند. وی افزود: جامعه‌شناس زمانی که واژه‌ای متداول را وارد زبان علم می‌کند، آن را بازاندیشی و به بخشی از یک چارچوب نظری تبدیل می‌کند. کتاب راسخ از این منظر، تلاشی برای بازاندیشی درباره وضعیت آگاهی، زبان، اندیشه و تجربه تاریخی جامعه ایران است.

محمدی با طرح این پرسش که چرا شرق و شرق‌شناسی اهمیت پیدا کرد؟ بیان کرد: مفهوم اورینت ریشه‌ای لاتینی و رومی دارد و داستان شرق، پیش از آن­که در خود شرق ساخته شود، در غرب صورت‌بندی شد. شرق در نگاه تاریخی غرب، تنها یک منطقه جغرافیایی نبود، بلکه سرزمین آفتاب، تجارت، ادویه، رؤیا و در برخی متون، سرزمین اجدادی و پناهگاه نیز تلقی می‌شد.

وی ادامه داد: از دوره رنسانس و سپس عصر روشنگری، سیاحان، مبلغان مذهبی، بازرگانان، ماموران نظامی و گردشگران اروپایی، با سفر به خاورمیانه، شمال آفریقا، ایران و هند، شرق را از منظر آگاهی جدید اروپایی توصیف و بازتعریف کردند. در آن زمان، شرقیان هنوز خود را ذیل عنوان شرقی تعریف نمی‌کردند و این نام‌گذاری بیشتر از بیرون صورت می‌گرفت.

این استاد دانشگاه با اشاره به سقوط اصفهان و فروپاشی صفویه افزود: به نظر می‌رسد سقوط اصفهان، یکی از نقاط مهم بیداری تاریخی ایران و آغاز مقایسه جدی میان ایران، شرق و غرب باشد. در این دوره، متن‌هایی چون  تاریخ اصفهان حزین لاهیجی، تحفه‌العالم میرعبداللطیف شوشتری و سفرنامه ابوطالب لندنی نشانه‌هایی از مواجهه ایرانیان با توانایی‌های جماعت فرنگی و مقایسه ایران با اروپا را نشان می‌دهند. از این رو، در آثار این دوره به ‌تدریج این پرسش شکل می‌گیرد که چرا ایران و جهان اسلامی، با وجود گذشته تاریخی خود، در برابر فرنگی‌ها عقب مانده‌اند. این همان نقطه‌ای است که مقایسه شرق و غرب به یکی از دغدغه‌های مهم اندیشمندان ایرانی تبدیل می‌شود.

محمدی با اشاره به گفت‌وگوی مشهور عباس‌میرزا با فرستاده ناپلئون گفت: در این گفت‌وگو، عباس‌میرزا از فرستاده فرانسوی می‌پرسد چگونه ممکن است آفتاب ابتدا در مشرق زمین بتابد اما غربیان از شرقیان پیش افتاده باشند. این سخن را می‌توان از نخستین نمودهای ظهور مفهوم شرق در زبان سیاسی و فکری جدید ایران دانست.

محمدی در ادامه خاطر نشان کرد: شرق‌گرایی اولیه در ایران، واکنشی به مواجهه با دستاوردهای مدرنیته بود. ایرانیان در آغاز، تجدد را نه یک تحول جهانی و جهان‌شمول، بلکه دستاوردی متعلق به مسیحیان یا غربیان می‌پنداشتند. از این رو، برای حفظ هویت و گذشته خود، به تاریخ، سنت و عظمت پیشین ایران رجوع می‌کردند. وی افزود: شرق‌زدگی را می‌توان برساختی گفتمانی، سیاسی و ایدئولوژیک دانست که در برابر غرب‌زدگی شکل گرفت. در این چارچوب، شرق زده کسی است که به جای گرایش به غرب، تجدد و مدرنیته، بر بازگشت به خویشتن، احیای سنت، ایران، اسلام و میراث فرهنگی خود تأکید می‌کند. همچنین از منظر جریان‌هایی که بعدها در نقد غرب‌زدگی شکل گرفتند، چهره‌هایی مانند فتحعلی آخوندزاده، مستشارالدوله، میرزا ملک خان، میرزا آقاخان کرمانی، حسن تقی‌زاده و احمد کسروی، نمادهای غرب‌زدگی تلقی می‌شدند، در مقابل بخشی از روشنفکران و روحانیون، با تاکید بر شرق، سنت و مبارزه با استعمار و امپریالیسم، در جبهه‌ای مشترک قرار گرفتند.

محمدی در پایان با اشاره به تفاوت میان منورالفکر و روشنفکر افزود: منورالفکران اولیه ایران بیشتر با اندیشه‌های عصر روشنگری و آثار شرق‌شناسان اروپایی در ارتباط بودند، اما روشنفکری پس از مشروطه، به‌ویژه در دوره رضاشاه، بیش از همه تحت تاثیر سوسیالیسم و اندیشه‌های روسی قرار گرفت. این تحول، در شکل‌گیری اتحاد فکری میان بخشی از روشنفکران و روحانیت علیه غرب‌زدگی و در بازتولید مفهوم شرق‌زدگی تاثیرگذار بود.

انتهای پیام/

لینک خبر در وبسایت tasnimnews

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *