Blog
خلق بزرگترین شاهنامه جهان به دستور رهبر شهید




به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری رز نیوز به نقل از تسنیم، بزرگترین شاهنامه جهان در هند به کوشش مرکز میکروفیلم نور کتابت شد. کار به سرانجام رساندن این اثر که به دستور رهبر شهید تولید شده، 10 سال زمان برده؛ اثری که تلفیقی از هنر ایرانی، اسلامی، هندی و مغولی و با مشارکت هنرمندان ایران و هند تولید شده است.
مهدی خواجهپیری، رئیس مؤسسه بینالمللی میکروفیلم نور، در گزارشی به معرفی این اثر فاخر و جایگاه آن در دیپلماسی فرهنگی میان ایران و هند پرداخته است.
به گفته او؛ این کار سترگ که با عنایت و توجه رهبر شهید ایران، حضرت آیتالله العظمی شهید سید علیالحسینی خامنهای (قدسالله نفسه الزکیه) سامان یافته، در روزگاری پدید آمد که زبان فارسی در هند دیگر قدرت زبان نداشت، اما هنوز در ژرفای فرهنگ و دلهای وفادار نفس میکشید.
کاغذ این شاهنامه به شیوه سنتی و دستی در نواحی اطراف جیپور ساخته شده، کتابت آن نیز به قلم استاد شمیم احمد بجنوری انجام گرفته و 72 مجلس نگارگری تمامصفحه به مدیریت استاد ممتاز علی، تلفیقی از هنر ایرانی، مغولی و هندی، بر آن جان بخشیده است. فرجام این کار بزرگ با شهادت رهبر جمهوری اسلامی ایران و یارانش همزمان شد و بدینسان، شاهنامه از مرز یک اثر هنری فراتر رفت و به یادگاری از سوگ، وفاداری و جاودانگی تبدیل شد.
خواجهپیری در بخشی از توضیحات خود، تأکید کرد: این ترقیمه نشان میدهد که پیوند ایران و هند، اگرچه در ظاهر کمرنگ شده، در عمق فرهنگ و هنر همچنان ریشه دارد و این شاهنامه، پرچمی است افراشته در برابر خاموشی؛ پرچمی از زبان فارسی، حماسه فردوسی، هنر ایرانی-هندی، و ایمان به میراث تمدنی که قرنها این دو ملت با عظمت را به یکدیگر پیوند داده است.
در بخشهایی از گزارش خواجهپیری در “نورنامه” درباره اهمیت این اثر و فلسفه شکلگیری آن آمده است: هند، این سرزمین کهن و پررمز، از دیرباز یکی از خانههای بزرگ زبان فارسی بود. فارسی در این خاک، روزگاری زبان دیوان و دانش، تاریخ و عرفان، شعر و سیاست، کتابخانه و دربار بود. شاهنامه در هند خوانده شد، نوشته شد، آراسته شد، تصویر شد و در جان هنرمندان و سخنشناسان جای گرفت. از دهلی تا دکن، از لکهنو تا حیدرآباد، از کشمیر تا جیپور، نام فردوسی و شکوه فارسی در محفلها، کتابخانهها و کارگاههای هنر طنین داشت. ایران و هند قرنها تنها با راه و کاروان و تجارت به هم نپیوستند؛ با خط و نقش و شعر و معنا، با نسخه و کتابخانه، با نگارگری و تذهیب، و با عشق مشترک به زبان فارسی به یکدیگر پیوند خوردند.
اما روزگار همیشه بر یک مدار نمیچرخد. فارسی در هند، پس از قرنها شکوه، آرامآرام از میدان عمومی کنار رفت. استعمار آمد، نظام آموزش دگرگون شد، دیوانها زبان دیگر گرفتند، نسلها از میراث کهن دور شدند، و چراغی که زمانی بر بخش بزرگی از هند میتابید، در کتابخانهها، نسخههای خطی، مدارس محدود و دلهای وفادار کمفروغ ماند. هنر ایرانی و ایرانی – هندی نیز، که روزگاری در نگارگری، تذهیب، خوشنویسی و کتابآرایی میدرخشید، دیگر آن میدان گسترده پیشین را نداشت. در چنین روزگاری، برخاستن دوباره یک کار سترگ شاهنامهای، حادثهای ساده نبود؛ برافراشته شدن پرچمی بود در برابر خاموشی.
این شاهنامه در چنین زمانهای پدید آمد؛ زمانی که فارسی در هند دیگر قدرت نبود، اما هنوز زبانِ حافظه بود؛ دیگر بر تخت دیوان ننشسته بود، اما در ژرفای فرهنگ نفس میکشید. این کار از دل همان خاموشی برخاست تا گواهی دهد که چراغ فارسی نمرده است. اگر بادها تند وزیدهاند، اگر میدانها دگرگون شدهاند، اگر دیوارهای کهن فروریختهاند، هنوز در خاک هند، آتشی از توس و خراسان و ایران روشن است؛ آتشی که با نام فردوسی شعله میگیرد و با عشق به زبان فارسی فروزان میماند.
این کار بزرگ با عنایت و توجه رهبر شهید ایران، حضرت آیتالله خامنهای، با نظارت مهدی خواجهپیری سامان یافت؛ رهبری که دل درگرو زبان فارسی، شعر، شاهنامه، هنر و میراث تمدنی ایران داشت. عشق او به فارسی، عشق به یکزبان تنها نبود؛ عشق به حافظه یک ملت، به روح ایران، به تاریخ آزادگی، و به سرمایهای بود که قرنها ملتها را به هم پیوند داده است. در نگاه ایشان، شاهنامه متنی بسته درگذشته نبود؛ پرچمی بود که باید همچنان برافراشته میماند، زیرا در آن، خرد، پهلوانی، ایمان به نام، و پاسداری از شرافت تاریخی یک ملت گردآمده بود.
عنایت ایشان به این کار، نشانه مرحلهای بلند از بلوغ فرهنگی انقلاب اسلامی ایران نیز بود؛ مرحلهای که در آن، انقلاب تنها در میدان سیاست و مقاومت معنا نمیشد، بلکه در پاسداری از زبان، احیای هنر، نگاهبانی از میراث مکتوب، و بازسازی پیوندهای تمدنی ایران با جهان فارسی نیز جلوه میکرد.
… و شگفت که فرجام این کار بزرگ، با یکی از سنگینترین حوادث تاریخ معاصر ایران همزمان شد: شهادت رهبر جمهوری اسلامی ایران، خانواده گرامی او و گروهی از سرداران بزرگ ایران. گویی تقدیر چنین خواسته بود که کاری که با عشق او به زبان فارسی و میراث ایران آغازشده بود، در روزگار پیوستن او و یارانش به قافله حماسه و شهادت به پایان برسد. این همزمانی، شاهنامه را از مرز یک کار هنری فراتر برد و آن را به یادگاری از سوگ، وفاداری و جاودانگی تبدیل کرد.
انتهای پیام/
لینک خبر در وبسایت tasnimnews