Blog
روایت دردناک حامد عسگری از 40 روز چشم انتظاری مادر شهید میناب
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری رز نیوز به نقل از تسنیم، حامد عسگری شاعر در حاشیه چهارمین رویداد آیینی محرم شهر، روایت دردناکی را از یکی از کودکان شهید مدرسه شجره طیبه میناب تعریف کرد.
او روایت خودش را این چنین آغاز کرد: “10 روز میناب بودم؛ پدر یکی از کودکان شهید برایم تعریف میکرد: «شب قبل از 9 اسفند، همسرم ماکارونی درست کرده بود؛ پسرم یک بشقاب ماکارونی خورد و به مادرش گفت: این غذا مزه خیلی خوبی میدهد و مزه بهشت میدهد. صبح روز بعد که از خواب بیدار شد و میخواست به مدرسه برود، به مادرش گفت: امکان دارد برای صبحانه باز هم ماکارونی بخورم؟ همسرم دوباره آن غذا را گرم کرد و روی میز گذاشت.
هنوز چند قاشق نخورده بود که سرویس مدرسه بوق زد و پسرم گفت به این بشقاب ماکارونی دست نزن؛ ظهر برمیگردم و بقیهاش را میخورم. پدر آن دانش آموز شهید میناب قسم میخورد و میگفت: 40 روز است که همسرم بشقاب ماکارونی را روی میز میگذارد، با این امید که پسرم دوباره برگردد!”
عسگری با اشاره به خشم مردم برای خونخواهی شهدای جنگ اخیر گفت: امیرالمومنین علیه السلام در کمیل میفرمایند: «سلاح مومن اشک است»؛ براساس همین بیانات میتوان گفت اگر گریستن آمیخته به حسی از جنس ایستادگی، انتقام و جبران باشد، حتما باعث کارسازی آن میشود. به نظرم محرم شهر امسال با سالهای گذشته فرق دارد و آنهم این است که گویا همه اعمال و رفتارها با خشم مقدسی درآمیخته است. حفظ این روحیه برای مخاطبان این مراسم از جمله کودکان و نوجوانان بسیار مهم است.
انتهای پیام/