اخبار فرهنگ و هنر

روایت مدرسه؛ تعطیلی، بدترین تصمیم در زمان جنگ است

روایت مدرسه؛ تعطیلی، بدترین تصمیم در زمان جنگ است

به گزارش خبرگزاری رز نیوز به نقل از تسنیم؛ جلال کریمیان، سیاست‌پژوه حوزه آموزش و دانش‌آموخته فلسفه تعلیم و تربیت که حدود ده سال در این حوزه فعالیت دارد، در مصاحبه اختصاصی با سرویس اندیشه به بررسی تغییرات ماندگاری پرداخت که جنگ می‌تواند در مأموریت و ساختار نهاد آموزش کشور ایجاد کند. وی با تأکید بر احتیاط در برابر تغییرات شتاب‌زده، اولویت را حفظ مدرسه، فعال‌سازی کارکرد اجتماعی آن و پرهیز از انتزاع فلسفی و آرمان‌گرایی افراطی دانست.

کریمیان در پاسخ به این پرسش که جنگ چه تغییرات ماندگاری می‌تواند در مأموریت و ساختار نهاد آموزش ایجاد کند، ابتدا بر ضرورت بازنگری در خود سؤال تأکید کرد و گفت:  ممکن است وقتی جنگ می‌شود انتظار داشته باشیم همان‌طور که در میدان جنگ اتفاقات با سرعت می‌گذرد و تصمیمات معطوف به جنگ می‌شود، همه ساحات سیاست‌گذاری و حکمرانی هم شبیه آن شود. این یک تصویر است. قبل از همه باید بپرسیم آیا این تصویر کامل است؟ چه میزان درست و چه میزان اشتباه است؟ چون ممکن است ذهنیت ما فوراً معطوف شود به اینکه چون دفاع موزاییکی انجام شد، در آموزش و پرورش هم می‌توانیم دفاع یا حمله موزاییکی انجام دهیم و تغییراتی اعمال کنیم که اختیارات بالا برود. این مبتنی بر یک تصویر و انتزاع اولیه از شرایط است.

وی افزود:  آموزش و پرورش در موضوع تمرکززدایی یا دادن اختیارات به استان‌ها، مناطق و مدارس، موضوعی دارد که تقریباً سی سال است در کشور بحث می‌شود. از زمانی که من دانش‌آموز بودم مدیریت مدرسه‌محور را روی در و دیوار مدرسه می‌دیدیم. پس دغدغه‌ای وجود داشته. حالا می‌خواهیم آن دغدغه را به موضوع جنگ گره بزنیم و بگوییم ناخودآگاه الان وقتش است. هر گروهی هم از زاویه خودش می‌بیند؛ گروهی جهادی به مدل قرارگاه باور دارد و گروهی بروکراتیک و چارچوب‌دار در قالب نظم پیشین. من می‌گویم در مورد آموزش و پرورش احتیاط و معقول این است که لزوماً این‌طور فکر نکنیم که می‌توانیم در سطح عالی آن تغییراتی را که می‌خواستیم الان اعمال کنیم. ریسک این کار بیش از سودی است که می‌تواند داشته باشد. باید از اینکه این‌قدر کلان موضوع را برایش راه حل ساده پیدا کنیم فاصله بگیریم.

کریمیان تأکید کرد: ساختار و نهادی که کژکارکردها و سازه‌های اشتباهش در یک پروسه زمانی طولانی ایجاد شده، با جنگ و در یک برهه حساس تغییرات سیاسی و اجتماعی نمی‌تواند اصلاحش به صلاح باشد؛ به این معنا که بخواهیم تغییرات اساسی در آن ایجاد کنیم. دست بردن در آن به این سادگی نیست و موجب آشوب بیشتر می‌شود. آموزش کشور با نیازهای فوری در ارتباط نیست. بخش‌هایی از اقتصاد مثل کالابرگ یا ارز با نیازهای فوری مرتبط‌اند، اما آموزش این‌طور نیست و اتفاقاً باید در موقعیتی که اجماع واقعی در شرایط غیرحساس وجود دارد تغییرات در آن اعمال شود. عجله کردن در سطح کلان و حرکت مبتنی بر ایده آل ذهنی نادرست، از همان تصوراتی است که بیشتر به فانتزی شبیه است. یک موقع جنگ این ایده آل‌ها را ساخته، یک موقع درآمد ارزی و یک موقع فلسفه‌زدگی در آموزش.

وی در ادامه با تفکیک مدرسه در جنگ و جنگ در آموزش گفت: تا هشتاد درصد ما با همان محتوا و همان تعاریف در جنگ می‌توانیم ادامه حیات مدرسه را داشته باشیم. دست گذاشتن روی حفظ مدرسه مهم‌تر است. نمی‌گوییم محتوا مسئله ندارد یا تعریفمان از دانش‌آموز و معلم و فضای مدرسه درست است؛ این‌ها همه پر اشکال‌اند. اما اساساً در جنگ نیاز داریم مدرسه را حفظ کنیم و برگردانیم. کشوری که مدرسه را کاملاً غیرحضوری می‌کند، بعد از جنگ نباید قبل از اینکه مدرسه را به ثبات برساند انتظار تغییر آنچنانی داشته باشد. اولین وظیفه ما حفظ و بازگشایی مدرسه است.

کریمیان با اشاره به دشواری‌های بازگشایی مدارس در ماه‌های اخیر اظهار داشت: در همین چهار پنج ماه واقعاً داستان و روایتی باید از آن ساخته شود. کسی که در عرصه سیاست‌گذاری بوده و مسائل را از نزدیک دیده باشد می‌فهمد چقدر دشواری داشته که مدرسه باز شود.  هم در سطح ادراکی حکمرانی و هم در سطح لجستیک مسائل زیادی بوده. خود آموزش و پرورش خیلی از مدرسه‌ها را از دست داده و ضربه دیده، معلم‌ها تحت فشار اقتصادی‌اند و خانواده‌ها نگران. از آن طرف ادراک کلی حکمرانی آن‌چنان که باید مدرسه را در این وضعیت درک نکرده. کارکرد مدرسه این است که اتفاقاً در جنگ و تحت فشار اقتصادی فضایی برای تنفس اجتماعی مردم درست کند و خدمت‌های پایه‌ای را ادامه دهد. ما سریع گفتیم فروشگاه‌ها پر شوند و رئیس‌جمهور به فروشگاه زنجیره‌ای سر زد، گفتیم تولیدات نظامی افزایش پیدا کند، اما کسی نگفت مدرسه را باز کنید تا خانواده نفسی بکشد.تقریباً از اردیبهشت می‌توانستیم آرام‌آرام مدرسه را باز کنیم و نکردیم.

وی سه دسته انتظارات و کارکردها برای مدرسه برشمرد:  یک دسته انتظارات آموزشی است؛ سوادآموزی و مهارت‌آموزی و اتصال آموزش به بازار کار.دسته دوم انتظارات فرهنگی است که در کشور ما پررنگ است و با انگاره‌های غایت‌مدارانه و انتظارات حاکمیت برای تربیت انسان تراز گره می‌خورد. دسته سوم انتظارات اجتماعی است که اتفاقاً کمتر دیده می‌شود و مؤثرترین وجه کارکردی مدرسه در حال حاضر است. در جنگ باید این بخش فعال‌تر شود. همبستگی اجتماعی ایجاد می‌کند، شهروند پرورش می‌دهد و خدمات اجتماعی می‌دهد که مهم‌ترینش این است که کودکان رها نباشند و خانواده‌ها بخشی از زمان زندگی‌شان را به کار و اشتغال بپردازند. وقتی این دیده نمی‌شود، در جنگ هم به آن فکر نمی‌کنیم تا وقتی خود سیاست‌گذار دردش بگیرد؛ که معمولاً نمی‌گیرد چون فرزندش می‌تواند از خدمات جایگزین استفاده کند.

مدرسه , وزارت آموزش و پرورش , جنگ رمضان , ایران قوی ,

کریمیان به نظرسنجی معاونت راهبردی رئیس‌جمهور اشاره کرد و گفت: بیشترین دردی که متوجه جامعه بوده این بوده که خانواده باید از فرزندش نگهداری کند و انتظار داشته یکی برای این نیاز فکری کند.در عین حال دغدغه کیفیت آموزش بچه را داشته و می‌دیده در آموزش مجازی اتفاقی نمی‌افتد؛ پنجاه درصد بچه‌ها زیر یک و نیم تا دو ساعت آموزش مجازی دیده‌اند و در مدرسه دولتی کیفیت پایین بوده. هم در سطح آموزشی و هم در سطح مراقبت از خانواده نیازها برآورده نشده. ما یک‌دفعه می‌خواهیم پرش کنیم به سطح انتظارات تربیتی جدید، در حالی که نیازهای اولیه نه در سطح آموزشی و نه اجتماعی فراهم نشده. باید اول پایه را بسازیم و اجازه دهیم مدرسه به آغوش جامعه برگردد.

وی درباره شکاف میان اهداف تربیتی حاکمیت و خانواده هشدار داد: این شکاف از قبل هم بوده.  بخشی از جامعه بی‌اعتنا و بخشی مخالف بوده. اگر دوباره اهداف جدید فرض کنیم و خانواده نسبتی با آن نگیرد، اتفاقی مشابه آنچه در تلویزیون رخ داد خواهد افتاد. ما شبکه پویا را شکل دادیم که فقط بخش‌هایی از جامعه حاضرند آن را ببینند. خانواده دوست دارد کودکش تلویزیون ببیند تا غرق فضای مجازی یا ماهواره نشود، اما وقتی دکمه را می‌زند می‌بیند این محتوا برای من نیست و یواش‌یواش فاصله می‌گیرد. آیا مدرسه را هم همین‌طور می‌خواهیم؟ اینجا ترمیم شکاف مهم است. باید قدمی میان آرمان‌گرایی ، که مختص بخشی از جامعه است، و واقعیت جامعه برداریم تا شکاف پر شود.

کریمیان با اشاره به قشر خاکستری و تجمعات افزود: رهبری هم مستقیم و غیرمستقیم به این اشاره کرده‌اند که چرا قشر خاکستری دیگر در تجمعات نیست. ما دچار این شکاف هستیم؛ عده‌ای ناآگاهانه و عده‌ای آگاهانه آن را تقویت می‌کنند. باید اجازه دهیم همه اقشار دیده شوند.  اگر می‌خواهیم برنامه‌ای در رابطه با جنگ باشد، آیا از همه جامعه دعوت می‌کنیم نیازشان را بگویند؟ اگر کار فرهنگی می‌کنیم، آیا صرفاً پایگاه بسیج برنامه جذاب جنگی برگزار کند یا فضایی برای جامعه هم ایجاد می‌کنیم؟ مدرسه و سیستم خدمات درمانی دو جایی هستند که حداقل‌های مورد نیاز جامعه را برآورده می‌کنند و در دشواری اقتصادی و جنگ فشار بیشتری به آن‌ها می‌آید اما جامعه را نگه داشته‌اند. چرا از این فضا برای گفتگوی بیشتر استفاده نمی‌کنیم؟

وی با ذکر تجربه مدرسه دولتی پسرش گفت: در مدرسه دولتی هنوز شکاف تا حدی قابل پر شدن است. خانواده مذهبی و سوپر حزب‌اللهی کنار خانواده معمولی می‌آید و مدیر مسئله‌اش رعایت حجاب است. اگر جای مدیر باشم فضایی برای گفتگو می‌سازم قبل از اینکه فقط نیاز آموزشی و تربیتی از بالا را ببینم. خانواده هنوز می‌خواهد بچه‌اش در سیستم سیاسی کشور درس بخواند و بیس اجتماعی مدرسه را درک کند. ما برای این فضایی باز نکرده‌ایم. متأسفانه فضای مدرسه را به شدت امنیتی می‌بینیم و اجازه نمی‌دهیم. مدارس خوب افتخارشان این است که پدر و مادر نیایند. محافظت از حریم مدرسه را با ایزوله کردنش اشتباه کرده‌ایم. الان نیازمند طرح کلان نیستیم؛ نیازمند تجربه‌های کوچک هستیم که اجازه دهیم شکل بگیرند.

کریمیان در پاسخ به مسئولیت‌های تازه نظام آموزشی پس از تجربه جنگ‌های دوازده‌روزه و چهل‌روزه و جنگ هشت‌ساله، در مواجهه با اضطراب، ناامنی، مهاجرت، گسست‌های آموزشی و تغییرات اجتماعی گفت: خوشبختانه ظرفیتی در معاونت پرورشی داریم که با نیازهای اجتماعی جامعه به واسطه طرح نماد پیوند می‌خورد و قبل از آن بیس مشاوره و روان‌شناختی در مدرسه بوده. امسال سیستم غربالگری اولیه هم توسعه پیدا کرده و تلاش خوبی در اداره کل امور تربیتی و مشاوره انجام می‌شود تا طرح نماد از صرف یک طرح آسیب اجتماعی به بیسی برای کلان اجتماعی دیدن مدرسه تبدیل شود. از این ظرفیت در این شرایط باید بیشتر بهره ببریم. چون تا نفهمیم دانش‌آموز و خانواده در شرایط جنگ چه نیازی دارند، نمی‌توانیم راه حل مناسب بدهیم و صرفاً ده صفحه محتوا تولید می‌کنیم و جنگ را به شعار تبدیل می‌کنیم.

وی با اشاره به آمار یادگیری تأکید کرد: در آزمون‌های بین‌المللی و سنجش ملی سال 1400 حدود چهل درصد بچه‌ها در موارد پایه کلاس چهارم و هشتم مشکل دارند و نمی‌توانند یک متن ساده را بخوانند؛ یعنی هدف سواد محقق نشده و سی درصد دیگر هم زیر متوسط‌اند. فقط حدود سی درصد بالاتر از سطح نرمال قرار می‌گیرند. این صرفاً مسئله آموزشی نیست؛ مرتبط با فقر و مسائل اجتماعی زمینه‌ای است. در مناطق حاشیه‌نشین و مناطقی که با اعتیاد و فقر درگیرند، عمده‌ای از بچه‌ها بازمانده از تحصیل یا ترک تحصیل پنهان دارند. از طریق طرح نماد باید به سمت مراقبت‌های اجتماعی برویم. مدرسه به این دسترسی دارد.وزارت رفاه، بهزیستی و وزارت بهداشت امکان مداخله دارند. این دستگاه‌ها اگر مشارکت داده شوند و طرح‌های مشترک تعریف شود، آسیب‌ها زودتر شناسایی می‌شود. چهل درصدی که یاد نمی‌گیرند مسئله‌شان عدم یادگیری نیست؛ مسئله در بیس خانواده و محله است.

مدرسه , وزارت آموزش و پرورش , جنگ رمضان , ایران قوی ,

کریمیان پیشنهاد کرد: اجازه دهیم بهزیستی و وزارت بهداشت با زیرساخت‌های مددکارانه خود طی سازوکاری به مدرسه ورود کنند. مدرسه بپذیرد که برای امر آموزش نیاز به ائتلاف با بقیه دستگاه‌ها و سازوکارهای پایدار دارد، نه طرح‌های مقطعی و صوری. طرح نماد بیس خوبی ایجاد کرده و باید حمایت شود. با بودجه پانصد میلیارد تومانی به‌تنهایی پویا نمی‌ماند.  یکی از طرح‌های پرچمدار در شرایط بیس جامعه ماست که قبل از جنگ نیاز داشته و در جنگ بیشتر نیاز داریم. هم آسیب‌های روان‌شناختی دیده شود و هم خانواده رصد و شنیده شود. یک مددکار یا سوشال‌ورکر حتی یک بار در سال با پدر و مادر صحبت کند، احساس پیوستگی و همبستگی ایجاد می‌کند حتی اگر نیاز کاملاً برآورده نشود.

وی با نقد دو مدل انتزاع در سال‌های اخیر گفت:  ما دچار انتزاع بیش از حد شده‌ایم. یک مدل فلسفه‌زدگی است؛ آموزش و پرورش را به سطح فلسفه تعلیم و تربیت تقلیل داده‌ایم و نتیجه شده سندی که بیسش با نگاه صرفاً فلسفی نوشته شده و فاصله عمل و نظر را جبران نمی‌کند. مدل دوم انتزاع آرمان‌گرایانه است؛ مدرسه را به امر تربیتی غایی تقلیل داده‌ایم و از مدرسه دور شده‌ایم. حرف‌های کلی ویژگی نظام حکمرانی‌مان شده.ما این‌قدر نیاز به سند نداریم که هر دستگاهی یکی تولید کند و با هم تداخل داشته باشند. باید حلقه میان قانون‌گذاری، سیاست‌گذاری و اجرا را تقویت کنیم. کسانی که می‌توانند آسمان را به زمین گره بزنند باید در آموزش و پرورش حضور داشته باشند.

کریمیان افزود:  با همین اسناد مورد انتقاد و بودجه کم، با یک سیستم بروکراسی قوی‌تر می‌توانستیم نتایج بهتری بگیریم  هنوز امکانات مدرسه خوب است؛ همه جا مدرسه و معلم داریم.  اما ستادی داریم که بهترین آدم‌هایش سندهای خوشگل تولید می‌کنند، اما کسی که بتواند سیاست‌های راهبردی را با طراحی درست اولویت‌بندی و پیاده کند کم است.  قبل از تغییر ساختار باید ظرفیت‌های نیروی انسانی خوب داخل و بیرون آموزش و پرورش را به این سطح بکشانیم؛ کسانی که می‌توانند بین ایده و عمل سازوکار بچینند. مثل استارتاپ‌های قوی که بهترین بچه‌های دانشگاه‌ها با زحمت راه می‌اندازند. شکاف ما در سطح حکمرانی فرهنگی و اجتماعی همین است:  عده‌ای در برج عاج نظریه تولید می‌کنند و عده‌ای صرفاً برای معیشت کارمند می‌شوند.

وی در پایان تأکید کرد:  بزرگ‌ترین مسئله‌ای که در ده پانزده سال کار دانشگاهی، ان‌جی‌اویی، استارتاپی، سیاست‌گذاری و فلسفی درک کرده‌ام این است که باید جواهرات فکری و عملی و نخبگانی که هم مسئله را خوب می‌فهمند و هم می‌توانند راهکار پایدار متناسب با فرایندها طراحی کنند شناسایی کنیم و به آن‌ها پر و بال بدهیم. در سطح رسانه حواسمان باشد صرفاً حرف کلی نزنیم یا فقط مسائل جزئی را ببینیم. راه حل‌هایی که از گفتگوهای گسترده در سطح اندیشه‌ورزی، سیاست‌پژوهی و عرصه عمل بروکراتیک درآمده مطالبه کنیم. از تصمیم فوری مثل بازگشایی مدرسه تا راهبرد کلان ارتقای نیروی انسانی، مثال‌های متعددی داریم که در عمل با چالش‌هایش مواجه شدیم.  نتیجه ایده آل نبود اما مؤثرتر از هزار حرف کلی بود؛ حداقل فهمیدیم به این راحتی نمی‌شود مسئله را حل کرد.

انتهای پیام/


لینک خبر در وبسایت tasnimnews

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *