Blog
سقوط آزاد به فرهنگ شفاهی در غیاب کانت و هگل
به گزارش خبرگزاری رز نیوز به نقل از تسنیم؛ جواد رنجبر درخشیلر پژوهشگر و استاد دانشگاه در نشست علمی با موضوع جنگ و توافق صلح اخیر از منظر علوم انسانی که به همت مرکز نشر دانشگاهی برگزار شد، به نقد بنیادین رویکردهای روشنفکری و تحلیلی در ایران پرداخت. رنجبر در ابتدای سخنان خود با اشاره به انبوه تحلیلهای ارائهشده پیرامون درگیریها و جنگهای اخیر بیان داشت: در تحلیلهای فراوانی که از سوی طیفهای مختلف اعم از طرفداران جمهوری اسلامی، طرفداران جنگ، مخالفین و سایر گروهها مطرح میشود، یک مشکل عمده به چشم میخورد و آن، تحلیل بدون تکیه بر مفاهیم است، به طوری که مفاهیم علوم سیاسی به طور کامل در این تحلیلها دچار غیبت هستند.
این پژوهشگر با نگاهی به تاریخ 150 ساله ایران، غیبت مفاهیم اصلی را امری روشن و تاریخی دانست و افزود: به عنوان نمونه، آنچه درباره مفهوم قانون در این 150 سال گذشته مطرح شده، نه با یک کتاب فربه، عمیق و فلسفی، بلکه دقیقاً با روزنامهنگاری آغاز شده است.
وی با بیان اینکه غلبه متون ژورنالیستی و صورتبندیهای روشنفکرانه در تاریخ ما بسیار پررنگ است، تأکید کرد: ما اندیشمندانی نظیر کانت و منتسکیو نداشته و نداریم که بتوانند صورتبندی عمیق و فلسفی از شرایط ما ارائه دهند.
رنجبر با اشاره به ادبیات دوران مشروطه خاطرنشان کرد: در ادبیات مشروطه نیز آنچه غلبه اصلی را دارد، متنهای ژورنالیستی و متنهای روشنفکرانه، اعم از رسالهها و شعرهای مشروطه است، در حالی که متنهای فلسفی و دقیقی که بتوانند وضعیت را صورتبندی کنند، بسیار اندک بودهاند و به نظر میرسد مسیر باید برعکس طی میشد.
این پژوهشگر و استاد دانشگاه در ادامه با وام گرفتن از تقسیمبندی غزالی پیرامون سیاست، رویکرد غالب در ایران را سیاست مربوط به عوام دانست که توسط مداحان و عوامگرایان پیش برده میشود، و با اشاره به نقلقولی تأملبرانگیز اظهار داشت: گفته میشود آثار جلال آلاحمد در تارک علوم انسانی ایران میدرخشد، این جمله تکاندهنده نشاندهنده آن است که بحرانی جدی در اندیشیدن ایرانی وجود دارد و در 70 سال گذشته، این بحران نهتنها حل نشده، بلکه بیشتر و عمیقتر نیز شده است.»
وی با انتقاد از رواج نشستهای شفاهی و محفلی بیان داشت: در 30، 40 سال گذشته، ادبیات شفاهی ما بسیار گسترش پیدا کرده است و کافهها و جلسات، جایگزین متون مکتوب شدهاند. و با مقایسه این وضعیت با کشورهای توسعهیافته افزود: در پاریس ابتدا یک متن یا کتاب نوشته میشود و سپس بر اساس آن، نشستی برگزار میگردد؛ اما در ایران این روند کاملاً برعکس است و ما حجم بالایی از ادبیات شفاهی تولید میکنیم.
این استاد دانشگاه با اشاره به پیشینه مکتوب ایرانیان تصریح کرد: ما ملتی هستیم که یکی از افتخاراتمان کتبی بودن دانِشمان است و شاهنامه به عنوان یک منبع مکتوب در برابر سنت شفاهی قرار دارد، اما به طور عجیبی در حال تجربه یک وارونگی تاریخی هستیم و پس از هزاران سال، دوباره به سمت ادبیات شفاهی سقوط کردهایم. یکی از نشانههای این سقوط اعتبارسنجی وارونه در نهاد علم است، چرا که باعث تعجب است که دانشگاهها افتخار میکنند نشستهایشان در فلان مجله منتشر شده است، در حالی که این مجله است که باید اعتبار خود را از دانشگاه بگیرد، نه آنکه نهاد اصلی دانش، به ژورنالیسم متوسل شود.
رنجبر پیامد این فقدان نظریهپردازی را انباشت مشکلات حلنشده دانست و هشدار داد: مسائل امروز ما تمام نمیشوند، یعنی مسائلی که با آنها درگیریم دقیقاً همان مسائل 10، 20، 40 و حتی 100 سال پیش است. ما کانت و هگلی نداریم که این مسائل را یکبار برای همیشه صورتبندی کند تا بتوانیم آنها را رها کرده و از آنها عبور کنیم.
وی با انتقاد از غفلت نسبت به مفاهیم پایه در تحلیلهای جاری خاطر نشان کرد: در بحث جنگی که امروز درگیر آن هستیم، مهمترین مفهوم در علوم سیاسی یعنی مفهوم قدرت، به هیچ عنوان در نظر گرفته نمیشود و راهکارها کاملاً پادرهوا هستند.
جواد رنجبر درخشلیر در پایان سخنان خود در این نشست با ذکر مثالی ملموس از حوزه بازسازی شهری، به تفاوت نگاه نظری در ایران و جهان پرداخت و تصریح کرد: درباره بازسازی شهرهایی چون هیروشیما، برلین و شیکاگو پس از بحرانها، حرفهای بسیاری زده شده است، اما هیچکس درباره بازسازی تبریز پس از زلزلههای ویرانگر دوره آقا محمدخان قاجار چیزی ننوشته است. تبریز در آن زمان بدون هیچگونه نظریهپردازی مشخص، در عرض 6 تا 7 ساعت ویران و در طی 6 تا 7 سال توسط خود تبریزیها بازسازی شد. این فقدان نظریهپردازی، مسئلهای است که در تمام ابعاد تاریخ ما دیده میشود.
انتهای پیام/