اخبار فرهنگ و هنر

شهادت حضرت زهرا و سقط فرزندشان در احادیث و اسناد تاریخی

شهادت حضرت زهرا و سقط فرزندشان در احادیث و اسناد تاریخی

خبرگزاری رز نیوز به نقل از تسنیم، سعید شیری: تاریخ صدر اسلام همچنان یکی از موضوعات مهم پژوهش درباره تحولات سیاسی و مذهبی پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله است. در این بین، ماجرای حوادث رخ‌داده برای حضرت فاطمه سلام الله علیها و سرنوشت فرزند ایشان، حضرت محسن علیه‌السلام، از موضوعاتی است که در منابع روایی شیعه بازتاب یافته و در مباحث تاریخی و کلامی میان شیعه و اهل سنت مورد توجه قرار گرفته است. 

یکی از شواهد مورد استناد در این زمینه، گزارشی منسوب به ضرار بن عمرو غطفانی، متکلم معتزلی قرن دوم هجری، در کتاب «التحریش» است. در این گزارش، به اعتقاد گروهی از شیعیان درباره ظلم به حضرت زهرا سلام الله علیها و سقط فرزند ایشان اشاره شده است. در کنار این شاهد تاریخی، روایاتی در کتاب‌های «الکافی» و «الاختصاص» نیز وجود دارد که از نام‌گذاری حضرت محسن علیه‌السلام پیش از تولد و حوادث منتهی به سقط ایشان سخن می‌گوید. این شواهد، از منظر تاریخ اندیشه شیعی اهمیت دارند؛ هرچند ارزیابی اعتبار سندی هر روایت و تعیین میزان رواج یک عقیده در جامعه آن روزگار، نیازمند بررسی جداگانه است.

«ضرار بن عمرو غطفانی»، از متکلمان سنی‌مذهب قرن دوم هجری در کتاب «التحریش» هنگام بیان باورهای شیعیان می‌نویسد: «آن‌ها اعتقاد دارند ابوبکر و عمر به فاطمه سلام الله علیها ظلم کردند و طوری به ایشان آسیب رساندند که بر اثر شدت ضربه، فرزندشان سِقط شد». این گزارش از آن جهت اهمیت دارد که نشان می‌دهد اعتقاد به وارد شدن آسیب به حضرت زهرا سلام الله علیها و سقط حضرت محسن علیه السلام، در همان قرن دوم هجری که تقریباً معاصر امامتِ امام کاظم و امام رضا علیهما السلام است، در میان شیعیان وجود داشته و در نوشته‌های یکی از متکلمان غیرشیعی نیز بازتاب یافته است. بر این اساس، اثر ضرار بن عمرو می‌تواند به‌عنوان یکی از شواهد تاریخی برای بررسی پیشینه این باور در جامعه شیعی مورد توجه قرار گیرد. نسخه‌ای از این کتاب که در کتابخانه شهر شهاره یمن نگهداری می‌شود، بر اساس اطلاعات ارائه‌شده درباره آن، در سال 540 هجری قمری کتابت شده است. هرچند تاریخ نسخه موجود با زمان تألیف کتاب یکسان نیست،‌ اما روایات شیعه تصریح دارند که چنین اعتقادی از سوی ائمه مطرح بوده است. 

یکی از روایات مرتبط با حضرت محسن علیه‌السلام در کتاب «الکافی» شیخ کلینی، در باب نام‌ها و کنیه‌ها آمده است. در این روایت، امیرالمؤمنین علیه‌السلام به نام‌گذاری فرزندان پیش از تولد سفارش می‌کنند و از نام محسن علیه‌السلام یاد می‌شود: «سَمُّوا أَوْلَادَکُمْ قَبْلَ أَنْ یُولَدُوا، فَإِنْ لَمْ تَدْرُوا أَذَکَرٌ أَمْ أُنْثَى، فَسَمُّوهُمْ بِالْأَسْمَاءِ الَّتِی تَکُونُ لِلذَّکَرِ وَالْأُنْثَى، فَإِنَّ أَسْقَاطَکُمْ إِذَا لَقُوکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَلَمْ تُسَمُّوهُمْ، یَقُولُ السِّقْطُ لِأَبِیهِ: أَلَا سَمَّیْتَنِی، وَقَدْ سَمَّى رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ مُحَسِّنًا قَبْلَ أَنْ یُولَدَ». یعنی «فرزندان خود را پیش از تولد نام‌گذاری کنید و اگر نمی‌دانید پسرند یا دختر، نام‌هایی برای آنان انتخاب کنید که برای هر دو جنس مناسب باشد؛ زیرا فرزندان سقط‌شده شما در روز قیامت، اگر نامی برایشان انتخاب نکرده باشید، به پدر خود می‌گویند: چرا مرا نام‌گذاری نکردی، در حالی که پیامبر خدا صلی الله علیه وآله پیش از تولد، محسن را نام‌گذاری کرده بود؟» (الکافی، شیخ کلینی، ج 6، ص 18). این روایت از نام‌گذاری حضرت محسن علیه‌السلام پیش از تولد سخن می‌گوید، اما به‌تنهایی گزارش مستقیمی از علت سقط ایشان نیست.

در روایتی دیگر که در کتاب «الاختصاص» نقل شده، شرح صریح‌تری از حادثه آمده است. در این گزارش، به امام صادق علیه‌السلام نسبت داده شده است: «فَرَفَسَهَا بِرِجْلِهِ، وَکَانَتْ حَامِلَهً بِابْنٍ اسْمُهُ الْمُحْسِنُ، فَأَسْقَطَتِ الْمُحْسِنَ مِنْ بَطْنِهَا، ثُمَّ لَطَمَهَا، فَکَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَى قُرْطٍ فِی أُذُنِهَا حِینَ نُقِفَتْ». یعنی «او حضرت فاطمه (سلام الله علیها) را با پای خود زد، در حالی که ایشان باردار فرزندی به نام محسن علیه‌السلام بود؛ در نتیجه، محسن از شکم ایشان سقط شد. سپس به صورت ایشان سیلی زد؛ گویی اکنون گوشواره‌ای را در گوش ایشان می‌بینم، آن هنگام که آسیب دید.» (الاختصاص (شیخ مفید)، ص 184ـ185؛ بحار الأنوار، ج 29، ص 192). این گزارش، برخلاف روایت الکافی، مستقیماً از ضربه و سقط حضرت محسن علیه‌السلام سخن می‌گوید. 

گزارش دیگری درباره حضرت محسن علیه‌السلام در روایت طولانی عبدالله بن بکر ارجانی از امام صادق علیه‌السلام آمده است. در این روایت، امام در مسیر مکه و در نزدیکی منطقه عسفان، از کوهی به نام «کَمَد» یاد می‌کنند و می‌فرمایند: «هَذَا جَبَلٌ یُقَالُ لَهُ الْکَمَدُ، وَهُوَ عَلَى وَادٍ مِنْ أَوْدِیَهِ جَهَنَّمَ، وَفِیهِ قَتَلَهُ أَبِیَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلَامُ». «این کوهی است که کَمَد نامیده می‌شود و بر فراز یکی از دره‌های جهنم قرار دارد و قاتلان پدرم حسین علیه‌السلام در آن جای داده شده‌اند.» در ادامه روایت، از قاتل امیرالمؤمنین علیه‌السلام، قاتل حضرت فاطمه سلام الله علیها، قاتل حضرت محسن علیه‌السلام و قاتلان امام حسن و امام حسین علیهماالسلام نام برده می‌شود. در بخشی از متن آمده است: «وَ قَاتِلِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ، وَقَاتِلِ فَاطِمَهَ، وَمُحَسِّنٍ، وَقَاتِلِ الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ». یعنی «و قاتل امیرالمؤمنین، قاتل فاطمه و محسن، و قاتل حسن و حسین علیهم‌السلام.» (الإختصاص ج1 ص344؛ کامل الزیارات، ص 326ـ327). 

مجموع این شواهد، از گزارش ضرار بن عمرو درباره باورهای شیعیان در قرن دوم هجری تا روایات نقل‌شده در الکافی و الاختصاص، برای مطالعه پیشینه اعتقاد به سقط حضرت محسن علیه‌السلام و حوادث پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله اهمیت دارد. روایت الکافی بر نام‌گذاری محسن پیش از تولد تأکید می‌کند؛ روایت الاختصاص از سقط بر اثر ضربه سخن می‌گوید و روایت کوه کَمَد نیز نام حضرت محسن علیه‌السلام را در شمار شخصیت‌های یادشده در گزارش خود می‌آورد. در عین حال، استناد تاریخی دقیق به این متون مستلزم تفکیک قدمت نقل، اعتبار سند، وضعیت انتساب کتاب و دلالت هر روایت است. ازاین‌رو، این مجموعه را می‌توان بخشی از شواهد موجود درباره پیشینه این باور در میراث شیعی دانست، نه اینکه صرف نقل آنها، همه جزئیات تاریخی واقعه یا میزان رواج آن در تمام جوامع شیعی را به‌طور قطعی اثبات کند.

انتهای‌پیام/ 

لینک خبر در وبسایت tasnimnews

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *