Blog
عقبه اجتماعی ایران؛ قدرتی که دشمن نمیتواند نادیده بگیرد
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری رز نیوز به نقل از تسنیم، در پی پیام اخیر رهبر معظم انقلاب و تأکید ایشان بر حضور چندماهه مردم در خیابانها و «قدرت عقبه اجتماعی نظام»، بررسی ابعاد اجتماعی و حقوقی این موضوع اهمیت ویژهای پیدا میکند. حضور مردم در مقاطع حساس تاریخی، همواره یکی از جلوههای همبستگی ملی بوده و در شرایطی که کشور با تهدید و فشار خارجی مواجه است، میتواند به یک مؤلفه تعیینکننده در قدرت ملی و بازدارندگی اجتماعی تبدیل شود.
در همین زمینه، مجید قاسمکردی، حقوقدان و فعال مدنی، در گفت وگو با رز نیوز به نقل از تسنیم با تأکید بر اهمیت این نگاه، معتقد است سخن رهبر انقلاب را باید فراتر از یک توصیف مقطعی از حضور مردم دید و آن را در چارچوب مفهوم گستردهتر «سرمایه اجتماعی» و «قدرت ملی» تحلیل کرد.
قاسمکردی گفت: وقتی رهبر انقلاب بر حضور مردم و قدرت عقبه اجتماعی تأکید میکنند، در واقع به یکی از بنیادیترین مؤلفههای قدرت کشور اشاره دارند. قدرت یک ملت فقط در ظرفیتهای نظامی، اقتصادی یا فناورانه خلاصه نمیشود؛ پشتوانه اصلی همه این ظرفیتها، جامعهای است که در بزنگاههای تاریخی میتواند انسجام، هویت و اراده ملی خود را به نمایش بگذارد.
این حقوقدان با اشاره به تجربه تاریخی ملت ایران معتقد است حضور مردم در مقاطع حساس، پیام روشنی از انسجام و همبستگی ملی به همراه دارد.
به گفته او، دشمن در محاسبات خود صرفاً توان سخت کشور را بررسی نمیکند؛ بلکه میزان انسجام جامعه و آمادگی آن برای ایستادگی در برابر فشارها نیز بخشی از محاسبات راهبردی است.
وی تصریح کرد: وقتی جامعهای در یک مقطع حساس، با وجود همه تفاوتهای اجتماعی و دیدگاهی، بر منافع و مصالح مشترک خود متمرکز میشود، این اتفاق یک پیام مهم برای بیرون از مرزها دارد؛ اینکه قدرت ملی فقط در ساختارهای رسمی خلاصه نمیشود و یک پشتوانه اجتماعی گسترده نیز در کنار آن قرار دارد.
از نگاه این فعال مدنی، مفهوم «عقبه اجتماعی» دقیقاً در همین نقطه اهمیت پیدا میکند. عقبه اجتماعی را نمیتوان صرفاً به تعداد افرادی که در یک اجتماع حضور پیدا میکنند تقلیل داد؛ این مفهوم، در معنای عمیقتر، مجموعهای از اعتماد، احساس تعلق، هویت مشترک، مسئولیتپذیری و آمادگی جامعه برای دفاع از منافع ملی است.
قاسمکردی تأکید کرد: عقبه اجتماعی در حقیقت سرمایهای است که در طول زمان شکل میگیرد و در لحظه بحران خود را نشان میدهد. حضور مردم در میدان، یکی از مهمترین نمودهای این سرمایه است؛ اما ریشه آن در احساس تعلق مردم به کشور، هویت ملی و سرنوشت مشترک آنان قرار دارد.
به باور این حقوقدان، این موضوع با ساختار حقوق اساسی کشور نیز ارتباط مستقیم دارد. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در فصل حقوق ملت، مردم را صرفاً مخاطب حکومت نمیداند، بلکه مجموعهای از حقوق و آزادیهای عمومی را برای آنان به رسمیت شناخته است. اصل 27 نیز تشکیل اجتماعات و راهپیماییها را با رعایت شرایط مقرر در قانون اساسی مورد توجه قرار داده است.
وی میگوید: یکی از نکات مهم در تحلیل حقوقی حضور مردم این است که مشارکت عمومی در ساختار حقوق اساسی کشور دارای جایگاه است. اصل 27 قانون اساسی نمونه روشنی از شناسایی ظرفیت حضور اجتماعی شهروندان است. بنابراین وقتی از حضور مردم سخن میگوییم، با یک مفهوم صرفاً سیاسی مواجه نیستیم؛ بلکه مشارکت عمومی، در چارچوب قانون، بخشی از حیات اجتماعی و حقوق عمومی جامعه است.
این پژوهشگر حقوق البته تأکید دارد که وحدت ملی به معنای یکسان بودن همه دیدگاهها نیست؛ جامعه ایران مانند هر جامعه زندهای از دیدگاهها و سلایق مختلف تشکیل شده است، اما در بزنگاههای ملی میتواند بر مؤلفههایی مانند استقلال، تمامیت ارضی، امنیت، هویت ملی و منافع مشترک تمرکز کند.
قاسمکردی در این باره گفت: وحدت واقعی، حذف تفاوتها نیست؛ توانایی جامعه برای قرار گرفتن در کنار یکدیگر بر سر اصول و منافع بنیادین است. ممکن است افراد در مسائل مختلف دیدگاههای متفاوتی داشته باشند، اما هنگامی که پای ایران، امنیت کشور و منافع ملی به میان میآید، همین جامعه متکثر میتواند یک اراده مشترک را به نمایش بگذارد.
وی حضور مردم را از همین منظر یکی از جلوههای تابآوری ملی میداند و میافزاید: در شرایط فشار خارجی، جنگ و عملیات روانی، یکی از اهداف دشمن این است که میان جامعه شکاف ایجاد کند و درباره میزان انسجام مردم دچار محاسبهای به سود خود شود. حضور مردم میتواند این محاسبه را تغییر دهد و نشان دهد که جامعه ایران در برابر فشار خارجی از ظرفیت قابل توجهی برای همگرایی برخوردار است. پیام رهبر انقلاب از این منظر دارای یک نکته مهم راهبردی است؛ اینکه قدرت مردم بخشی از قدرت کشور است و نباید آن را صرفاً یک پدیده اجتماعی یا تبلیغاتی تلقی کرد.
وی تصریح کرد: وقتی مردم در صحنه حاضر میشوند، در واقع بخشی از قدرت ملی کشور آشکار میشود. دشمن باید بداند که با مجموعهای از نهادهای رسمی مواجه نیست؛ پشتوانه این ساختار، جامعهای است که در بزنگاههای مهم میتواند وحدت و اراده خود را نشان دهد.
قاسمکردی در ادامه به نقش اعتماد عمومی در استمرار این سرمایه اجتماعی اشاره کرد و آن را مکمل حضور مردم دانست. هر اندازه اعتماد میان جامعه و ساختارهای رسمی تقویت شود، ظرفیت مشارکت و همبستگی نیز افزایش پیدا میکند.
این حقوقدان گفت: حضور مردم زمانی به یک سرمایه پایدار تبدیل میشود که در کنار آن، اعتماد و احساس تعلق نیز وجود داشته باشد. بنابراین توجه به مردم، شنیدن مطالبات آنان و احترام به حقوق ملت، نه در تقابل با قدرت اجتماعی، بلکه در جهت تحکیم آن قرار دارد.
وی با تأکید بر اینکه در شرایط فعلی، حفظ انسجام اجتماعی یک ضرورت ملی است افزود: امروز بیش از هر زمان دیگری باید بر نقاط مشترک جامعه تأکید کنیم. ایران یک مفهوم مشترک برای همه ایرانیان است و در شرایطی که تهدید خارجی متوجه کشور است، حفظ این اشتراک و تبدیل آن به همبستگی ملی اهمیت مضاعف پیدا میکند.
این فعال مدنی همچنین معتقد است یکی از پیامهای مهم حضور مردم، نفی محاسباتی است که جامعه ایران را فاقد انسجام یا فاقد اراده جمعی تصور میکند. حضور مردم میتواند نشان دهد که جامعه ایران در برابر تهدید خارجی، ظرفیت بازتولید همبستگی و دفاع از منافع مشترک خود را دارد.
قاسمکردی در پایان با تأکید بر سخنان اخیر رهبر انقلاب گفت: اگر بخواهیم مفهوم عقبه اجتماعی را در یک جمله خلاصه کنیم، باید بگوییم که قدرت یک کشور فقط آن چیزی نیست که در ساختارهای رسمی دیده میشود؛ بخش مهمی از قدرت ملی در جامعهای نهفته است که در لحظههای سرنوشتساز، ایران و منافع ملی را بر اختلافات فرعی مقدم میداند.
وی تاکید کرد: حضور مردم در میدان، وقتی با آگاهی، احساس تعلق و وحدت ملی همراه میشود، صرفاً یک تصویر اجتماعی نیست؛ خود قدرت است. این همان سرمایهای است که دشمن نمیتواند در محاسبات خود نادیده بگیرد.
انتهای پیام/