Blog
نماینده مجلس: شعام پاسخ نامههای قالیباف برای حضوری شدن صحن را نداد/ حامیان قانون حجاب، سر و صدا نمیکردند، قانون مذکور به راحتی در جامعه اجرا می شد
به گزارش خبرگزاری رز نیوز، محسن فتحی، نماینده مردم سنندج، دیواندره و کامیاران در مجلس شورای اسلامی و عضو فراکسیون انقلاب اسلامی با پایگاه خبری جماران گفت و گویی تفصیلی داشته که در ادامه می خوانید:
*آقای فتحی مجلس در دوره دوازدهم روزهای پر فرازونشیبی را طی کرد، به ویژه آنکه جنگ شد و به تبع شرایط جلسات علنی به صورت آنلاین برگزار میشود. این شیوه برگزاری جلسات علنی مجلس چه مزایا و چه معایبی دارد؟
البته مجلس یازدهم هم در ایام کرونا، چون ستاد ملی کرونا یک مصوبه داشت که اجتماعات بیشتر از ۱۵ نفر ممنوع بود لذا از شروع مجلس یازدهم، جلسات ما با یکسوم به صورت حضوری و دوسوم به صورت آنلاین برگزار میشد. ما این تجربه جلسات به صورت آنلاین را در ایام کرونا هم داشتیم، ولی بالاخره آن ایام تمام شد.
تا اینکه جنگ 12 روزه پیش آمد، جلسات مجلس دوازدهم برگزار میشد، اتفاقاً در آن ایام قوانین خیلی خوبی هم تصویب شد تا اینکه به اتفاقات جنگ ۳۹ روزه رسیدیم. بعد از جنگ ۳۹ روزه، بالاخره شورای عالی امنیت ملی تصمیم گرفت با توجه به شرایطی که پیش آمده، جلسات علنی صحن به صورت حضوری برگزار نشود، البته همان جلسات علنی به صورت آنلاین و به عبارتی برخط تشکیل میشود.
چند وقت پیش این جلسات علنی غیرحضوری شروع شد و تقریباً دو بار در هفته جلسات برگزار شد. نکته مهم این است که در طول ایام جنگ ۳۹ روزه، همه جلسات کمیسیونها به قوت خودش باقی بود.
مجلس دو وظیفه دارد: قانونگذاری و نظارت. در حوزه نظارت، همه کمیسیونها فعال بودند و جلسات بسیار زیادی برگزار میشد. کمیسیونها برای کمک به دولت جلسات متعددی داشتند؛ کمیسیون بهداشت بحث سلامت، کمیسیون عمران بازدید از زیرساختهای عمرانی، کمیسیون کشاورزی، کمیسیون اجتماعی که بحث بازنشستگان، حقوق و نیروهای شرکتی را در دستور کار داشت. لذا جلسات کمیسیونها برگزار میشد.
در آن ایام این تصور برای جامعه شکل گرفته بود که مجلس در دوارن جنگ تعطیل شده در صورتی که ما هیچوقت مجلس را تعطیل نکردیم. در ذهن جامعه فقط صحن علنی، آن فضای سبز و صندلیهای سبزرنگ به عنوان مجلس ترسیم شده در صورتی که مجلس ما حتی زمانی که حضوری بود، در هفته سه روز جلسه داشت و سه هفته در ماه در مجلس بودیم و یک هفته در حوزههای انتخابیه حضور داشتیم. یعنی در ماه ۹ روز ما جلسات صحن را داشتیم و بقیه فعالیت نمایندگان مربوط به موضوعات حوزه انتخابیه و پیگیری مشکلات مردم بود، در حال پیگیری و انجام بود.
در طول این ایام، هیچکدام از این فعالیتها حتی یک لحظه هم مسکوت و تعطیل نشد. این جلسات به قوت خودش باقی بود، ولی جلسات صحن علنی به صورت حضوری برگزار نشد و به صورت غیرحضوری برگزار شد.
ممکن است کاستیهایی هم وجود داشته باشد، که آن هم به خاطر ارتباطات است. بهرحال امکان دارد اینترنت برخی از نمایندگان برای بر خط بودن مشکل داشته باشد، اما این مشکلات رفع شد و الان فضایی که ایجاد شده، فضایی است که بدون ایراد، قانونگذاری را انجام میدهیم.
*بنابراین از نظر شما جلسات غیرحضوری صحن علنی مجلس معایبی ندارد؟
بعضاً شاید بار روانی آن را در نظر بگیریم. به ان ترتیب که جامعه دوست دارد نمایندگان خودش را در خانه ملت، در آن فضای صحن، ببیند. آن بار روانی که برای جامعه ایجاد میکند، این است که فضای عادی ایجاد شده و نمایندگان ملت حضور دارند. شاید تنها تفاوت جلسات حضوری و آنلاین این مورد باشد وگرنه از نظر ماهیتی که بحث قانونگذاری در حال انجام است. بنده، خللی در مسیر قانونگذاری مشاهده نمیکنم.
*نکته دیگر این است که از زمان غیرحضوری شدن جلسات صحن حضور خبرنگاران که در هر صورت هر کدام صدای بخشی از جامعه هستند، محدود شده است، خود این نکته نمیتواند به عنوان یکی از معایب جلسات علنی غیرحضوری محسوب شود؟
درست است اما در حال حاضر جلسات صحن علنی مجلس به صورت زنده پخش میشود، رادیو پوشش میدهد و همه ملت شریف ایران میتوانند به صورت زنده جلسات را مشاهده کنند و نقطهنظرات نمایندگان، انتقادات و موارد مطرحشده را دنبال کنند.
*برخی از نمایندگان کاهش اثرگذاری مجلس را به عنوان یکی از معایب اصلی غیرحضوری شدن جلسات علنی ارزیابی میکنند و میگویند این اتفاق باعث شده بحث استیضاح وزرا مطرح نشود…
من قیاس میکنم با مجلس قبل که حضوری بود و هیچ خللی نداشتیم. کل مجلس قبل که بودیم، مگر چند تا استیضاح داشتیم؟ چه در دولت دوازدهم که در اواخر آن در مجلس بودیم و چه در دولت سیزدهم، چند تا استیضاح داشتیم؟ در آن دوره دو مورد وزیر صمت بود که استیضاح شدند. استیضاح اولشان رأی نیاورد و بعد از چند ماه مجدداً اجرا شد. غیر از این دیگر استیضاحی در طول مجلس یازدهم نداشتیم.
یک مجلس نمیتواند ۱۰ تا استیضاح را پیش ببرد
در این مجلس هم قبل از جنگ یک استیضاح صورت گرفت و آقای همتی از کابینه رفت. در مجموع روند مجلس به این صورت است که در هر مجلسی نهایتاً دو تا سه تا استیضاح انجام میشود. به این صورت نیست که یک مجلس ۱۰ تا استیضاح را پیش ببرد. البته هفته پیش در کمیسیون اجتماعی، بالاخره استیضاح آقای میدری، وزیر کار، در دستور کار قرار گرفت. نمایندگان آمدند و موضوعاتی را که مطرح کردند، به پاسخ وزیر گوش دادند و مسیر در حال پیشروی است.
ما قسم خوردیم که مکلف به اجرای آییننامه مجلس باشیم. آییننامه به ما میگوید که برای استیضاح، باید چند تا امضاء جمع شود. استیضاح ارجاع داده میشود به کمیسیون و در کمیسیون بررسی میکنند. وزیر مربوطه میآید، گزارش مربوطه به صحن ارجاع میشود. مگر ما تا الان چند گزارش استیضاح از کمیسیونهای تخصصی به صحن ارجاع دادهایم که صحن نخواهد این کار را انجام دهد؟
این فضاسازی که انجام میشود، به نظر من جفا در حق مجلس است. اینکه میگویند هیئت رئیسه یا شخصاً آقای قالیباف جلوی استیضاحها را گرفته، اصلاً صحت ندارد. تا استیضاحی از کمیسیونها به هیئترئیسه ارسال نشود، چگنه هیئت رئیسه اعلام وصول کند؟ اگر شما همین الان از اعضای هیئت رئیسه بپرسید، چند مورد استیضاح از کمیسیونها به هیئترئیسه ارجاع داده شده است و شما اعلام وصل نکردید، قطعاً میگویند ما ارجاعی نداشتیم و این تصور که هیئترئیسه مدیریت میکند جلسات به صورت علنی و حضوری برگزار نشود، که اتفاقی نظیر استیاضح نیافتد، کاملاً تکذیب میکنم و به نظر من جفا در حق ریاست است.
*پیشتر شاهد این بودیم که آقای رسایی از جلسه مخفیانه آقای قالیباف با نمایندگان، توئییتی منتشر کرد که از موارد غیرمتعارفی را درباره نمایندگان به کار برده بود البته شما به این مورد پاسخ دادید، ولی این اولین بار نیست که چنین اتفاقی میافتد و قبلتر هم شاهد طرح انتقادات تند از سوی تعدادی از نمایندگان به هیئت رئیسه بودیم، به نظر شما نمایندگانی که الگوهای رفتاری مشابهی برابر هیئت رئیسه دارند، در یک گروه و جریان قرار میگیرند؟
در پاسخ به این پرسش ابتدا باید به این نکته اشاره کنم که تنها نمایندگان تهران به صورت لیستی رأی میآورند، ولی در شهرستانها مردم براساس شناختی که از فرد دارند به او رأی میدهند، در نتیجه نمایندگان از مردم رأی گرفتند بنابراین اگر کسی در مجلس صحبت میکند نباید تهمت و توهین نسبت به او روا داشت، هر کسی میتواند نظرات خود را مطرح کند. اینکه ما نسبت به همکاران مجلس، نسبت به منتخبین مردم در خانه ملت، توهین کنیم این جفا در حق آن مردم است. چنین ادبیاتی کمتر میان نمایندگان بود. این ادبیات در شأن نمایندگان ملت نیست.
نکته بعدی این است که بالاخره جریانات سیاسی وجود دارند. مجلس فضای سیاسی است و افراد و جریانهای مختلف در آن حضور دارند. ما نظر نمایندگان را به عنوان نظر اصلی آن جریان سیاسی تعبیر نکنیم و قلمداد نکنیم چراکه بعضاً مشاهده میشود نظرات آنها با نظر جمعی خود آن مجموعه در تقابل قرار دارد. از طرفی قطعاً اعضای شریان خودشان را جزو پایداری نمیدانند چراکه دو حزب هستند که مجوزهای جداگانهای دارند.
*ولی موضعگیریهای تقریباً یکسانی دارند و بعضاً جریانسازی میکنند…
همسوتر هستند. الان در مجلس دو فراکسیون اصلی داریم که زیرمجموعههایشان از جریانات مختلف سیاسی هستند و معمولاً در موضوعات سیاسی همگراتر هستند.
*البته در فراکسیون انقلاب اسلامی نوعی واگرایی در موضوعاتی نظیر نوع تعامل با دولت، اجرا شده یا نشدن قانون عفاف و حجاب و مواردی از این قبیل مشاهده میشود…
باید توجه کرد که در این برهه زمانی اولویت چه چیزی است. چند تا پیام از رهبر عزیزمان آمده و صداوسیما هم آن را رسانهای کرده است. محور فرمایشات رهبری انسجام، وحدت و یکپارچگی است؛ پیامهای ایشان برای ملت و مسئولان حول محور این کلمات است.
همه ما اعتقاد به ولایت فقیه داریم و این اعتقاد، یک التزام عملی را هم میطلبد. نمیشود شما فقط لساناً بگویید اعتقاد دارم؛ موقعی که عمل باشد، فضای دیگری پیش میآید. قطعاً من برای اینکه التزام عملی خودم را نشان بدهم، باید فرمایشات رهبر ولی امر را سرلوحه کارم، رفتارم و اظهارنظرهایم لحاظ کنم. وقتی معظمله میفرمایند وحدت، انسجام و دوری از هر نوع شکاف، قطعاً من در این برهه، اگر یک اختلاف سیاسی هم با یک جریانی داشته باشم، اختلاف سیاسی با دولت داشته باشم، اختلاف سیاسی با مجموعهای داشته باشم، باید کنار بگذارم. چون دشمن ما داخلی نیست. ما در داخل نباید آن شکاف را ایجاد کنیم. ما الان در فضایی هستیم که باید همه وحدت داشته باشیم و برابر دشمنی که قصد براندازی این نظام را دارد، همه یکپارچه باشیم.
کسی در این ایام بخواهد فضای وحدت را بشکند و موضوعاتی را مطرح کند که به این وحدت و انسجام لطمه و آسیب بزند، قطعاً یا از سر ناآگاهی است یا از سر موضوعی دیگر است. یعنی این را به عنوان دلسوزی من نمیبینم. ایران عزیز ما از قومیتهای مختلف و ادیان مختلف، با مذاهب شیعه و سنی تشکیل شده است. من به عنوان یک نماینده اهل سنت و یک کرد، یک تکلیف ویژهای در این ایام دارم و آن تکلیف این است که همه تلاشم را داشته باشم تا این وحدت و این انسجام حفظ شود. نباید موضعگیریهایی صورت بگیرد که آن جامعهای که در اقلیت است، احساس شکاف و احساس طردشدگی داشته باشد. تمام سعی و تلاش ما باید این باشد که این وحدت ایجاد شود. به نظر من، هر کسی غیر از این مسیر را انتخاب کند، چه کسانی که تریبون دارند و تریبون رسمی دارند، به عنوان نماینده، به عنوان وزیر، به عنوان استاندار، به عنوان فرماندار و به عنوان هر مسئولی، نباید اجازه بدهیم که این وحدت و این انسجام تضعیف شود.
خیلی بد است که وقتی کسی کلمه «وفاق» را بر زبان میآورد، فوراً آماج حملات قرار میگیرد. این چه ادبیاتی است؟ این وفاق یعنی چه؟ یعنی همدلی. به نظر من اینها از روی دلسوزی برای مردم نیست و شاید بتوان برداشتهای سیاسی از آن داشت که در این ایام انجام میشود.
شورای عالی امنیت ملی پاسخ نامههای قالیباف برای حضوری شدن صحن را نداده است
*همانطور که اشاره شده یکی از نکاتی که نمایندگان منتقد رئیس مجلس مطرح می کنند این است که صحن علنی به صورت حضوری برگزار نمیشود، آیا رئیس مجلس برای برداشتن ممنوعیت برگزاری جلسات علنی مجلس اقدامی انجام داده است؟
بله، بارها نامهنگاری شده و این موردی نیست که گفته نشده باشد و موضوع پنهانی هم نیست. بالاخره بر اساس یک مصوبه شورای عالی امنیت ملی، جلسات صحن علنی به صورت حضوری فعلاً قابلیت برگزاری ندارد.
برای اینکه این اتفاق بیافتد، ریاست محترم مجلس تا کنون چند نامه درباره بازگشایی صحن برای شورای عالی امنیت ملی فرستاده است. طول این مسیر که نامهنگاریها انجام شود، مقداری زمانبر است، ولی ما امیدوار هستیم که انشاءالله در آینده نزدیک، بازگشایی صحن علنی به صورت حضوری را داشته باشیم و مردم ایران، نمایندگان و وکلای خودشان را در خانه ملت ببینند.
*منظور شما این است که هنوز شورای عالی امنیت ملی پاسخ نامه قالیباف درباره بازگشایی صحن علنی مجلس را نداده است؟
خیر، هنوز پاسخ داده نشده است.
*همانطور که مطلع هستید شورای عالی امنیت مل مانع اجرای قانون عفاف و حجاب شده است. ولی به تازگی ستاد امر به معروف ابلاغیهای در رابطه با سالنهای برگزاری کنسرتها و موسیقی، اعلام کرده که براساس آن دوبینها باید در اختیار آمران قرار بگیرد و از طرفی هویت افراد بر روی بلیتها درج شود، این موارد با برخی مفاد قانون عفاف و حجاب همپوشانی دارد، از طرفی، تمام دانشگاهها برای ورود افراد به دانشگاه، یکسری الزاماتی را مجدداً تعریف میکنند. به نظر شما این موارد حاکی از اجرای بیسروصدای قانون عفاف و حجاب نیست؟
قانون را کنار بگذاریم اگر عرف و شرع را مدنظر قرار بدهیم. هیچ کس این را مطرح نمیکند که میخواهم مخالف شرع یا دین بیحجاب باشم. همه ما در یک خانواده بزرگ شدهایم، با سنتهایی بزرگ شدهایم،در چهارچوب ذهنی ما این میگنجد که ما این پوشش را رعایت کند. این از لحاظ فرهنگی و رسوماتی است که ما با آن بزرگ شدهایم و به امروز میرسیم؛ به این جامعه که ما درگیر آن هستیم و در این ایام هم خیلی موضوع قانون حجاب مطرح میشود که چرا اجرا نمیشود؟
وقتی در مجلس قبل این قانون تدوین شد قانونگذار بر اساس شرایط این قانون را وضع کرد و شورای نگهبان آن را تأیید کرد و برای ابلاغ هم دستور ریاست محترم مجلس صادر شد که ابلاغ شود.
اما شرایط به نحوی پیش رفت که مراجع ذیصلاح، ارزیابی کردند که امکان دارد اجرای قانون عفاف و حجاب باعث شکاف اجتماعی شود و این وحدتی که ما باید حفظ کنیم، خدشهدار شود و دشمن ما که منتظر نماهنگی از وحدتشکنی است، ورود کند و به آن دامن بزند و این وحدت را به هم بریزد.
بر اساس قانون اساسی، شورای عالی امنیت ملی یکسری اختیارات دارد. بر اساس همان قانون اساسی، رئیسجمهور انتخاب میشود و بر اساس همان قانون اساسی، شورای عالی امنیت ملی میتواند تشخیص بدهد و حکمش برای همه لازمالاجراست. شورای عالی امنیت ملی فعلاً در این برهه زمانی، اجرای قانون عفاف و حجاب را لازم ندانسته، ولی این نمیتواند نافی این باشد که ما و مجموعههای فرهنگی در این فضا بیتحرک باشند.
الان دانشگاههای ما یکسری ضوابط خاصی را نانوشته، مطرح میکنند. فضای دانشگاه چارچوب دارد، علمی است و دانشجو بر اساس همان رعایت میکند. هر جای دنیا که باشید، بالاخره یکسری چارچوبها و قواعد خاص برای دانشگاه وجود دارد.
اگر سر و صدا نمیشد، قانون عفاف و حجاب به راحتی اجرا میشد
تا الان چنین اتفاقی نیفتاده ولی اگر این ابلاغیه اجرا شود چنین اتفاقی خواهد افتاد. ضمن اینکه درباره دانشگاهها نیز این نکته مطرح است که با توجه به فضای شکننده جامعه اتفاقات سال 1404 صورت نگیرد؟
نباید اینقدر حساسیت موضوع را بالا ببریم که به عنوان یک حرکت اجتماعی ـ مدنی شناخته شود و به عنوان مخالفت با یک ساختار این را علم کنند. هیچوقت نباید وارد این فضا بشویم. در هر جای دنیا آیا فرد میتواند با همان پوشش تعطیلات آخر هفته به دانشگاه و کار برود؟ قطعاً اینطور نیست. همه دنیا تعاریف خاصی دارد. دانشگاه، مدرسه، جایی است که تعلیم و تربیت در آن انجام میشود، یکسری پوشش خاص خودش را نیاز دارد و فکر نمیکنم راجع به این موضوع کسی حساسیت داشته باشد. یعنی موضوعیت این قضیه به ما منتقل نشده است.
دولت درباره اصلاح قانون عفاف و حجاب لایحه بدهد
نکته اصلی من این است که اینقدر بیان کردن این موضوع جایز و صحیح نیست که افکار عمومی آن را به عنوان یک اولویت و نماد برای مخالفتهای مدنی در نظر بگیرد. اگر اینقدر سر و صدا نمیشد، مسیر جامعه برای اجرای قانون عفاف و حجاب خیلی راحتتر بود. این فضاهایی که شکل گرفت، کسانی که به عنوان مدافع این قانون به صورت پرسر و صدا آن را بیان کردند که ذهن جامعه اصلاً نسبت به این موضوع گارد عجیبی گرفت؛ تا جایی که میگوییم اگر این قانون اجرا شود، یک شکاف اجتماعی بینهایتی شکل میگیرد.
*مفاد خود قانون عفاف و حجاب حساسیتزا است…
مفاد این قانون در جاهایی ایراد دارد، میتوانند اصلاحیه بدهند.
*در قانون عفاف و حجاب برای افراد متخلف حبس در نظر گرفته شده است…
براساس شرایط میتوانند اصلاحیه بدهند و موضوعاتی که جامعه میتواند روی حساسیت داشته باشد، ترمیم شود. ولی نکته اصلی من یک چیز دیگر است. خود اجرای قانون نیست. نکته اصلی آن است که اینقدر ما این را تکرار کردیم که به عنوان یک تابوی شکاف اجتماعی، این را تولید کردیم که اگر قانون اجرا شود، امکان دارد یک طیفی از جامعه به خاطر نگرشی که دارند، مخالفتهای مدنی را انجام بدهند که وضعیت آن انسجامی که ما در این برهه نیاز داریم از بین برود.
اینقدر اصرار کردن روی یک موضوع، نتیجه عکس دارد. اینکه ما فکر کنیم اصرار کنیم که این قانون اجرا شود، همین امروز باید انجام شود؛ چرا جلوی اجرای آن گرفته شده و غیره، منجر میشود بیشتر جامعه تحریک میشود.
*حتی عدهای برای اجرا شدن قانون عفاف و حجاب مقابل مجلس تحصن کردند، ولی خود قانون هم مواردی داشت که اگر اجرا میشد شکاف اجتماعی را بیشتر میکرد، اینطور نیست؟
هر جای این قانون که فکر میکنیم، میتواند موضوعات اجتماعی حاد ایجاد کند. دولت میتواند درباره اصلاح آن موارد لایحه بدهد. قانون به کنار. ما اینقدر موضوع را در فضای افکار عمومی بازتولید کردیم که افکار عمومی این را به عنوان یک نماد برای مقابله میبیند. چرا این موضوع را تا این حد به عنوان این نماد تولید کنیم؟
*به نظر شما لازم است درباره مسائل فرهنگی و عرفی قانونگذاری کنیم؟
قطعاً در موضوعات فرهنگی ضعف داشتیم که نتوانستیم برای این نسل تبیین کنیم فلسفه حجاب چیست. باید این واقعیت را بپذیریم: آیا الان میتوانیم یک ادبیاتی را پیدا کنیم که بتوانیم با آن ادبیات، با آن زبان و با آن درک، با نسل جدید صحبت کنیم؟ آیا با صدور قانون میتوانم این نسل را مجاب کنم که این پوششی که من مدنظر هست را رعایت کند؟ آیا این زور قانون میتواند این نسل را مجاب کند یا نه؟ یا اینکه نیاز به پیوست فرهنگی است. مادهشصتیها با یک فضای بزرگ شدیم؛ فضای جنگ بود. مدارس دو شیفت بود، یک هفته صبح به مدرسه میرفتیم هفته دیگر بعد از ظهر. بعد کنکور، بعد آزمون استخدام، و غیره. منظور این است که نسل ما یکسری درگیریها و تصورات ذهنی داشت که من نمیتوانم با آن تفکرات، با این نسل صحبت کنم و او را قانع کنم که مثل من فکر کند.
چه بخواهم، چه نخواهم یک فضای مجازی و بستری مهیا شده که هر کسی میتواند در حوزه هر چیزی که به ذهنش میآید، سؤال بپرسد و جوابش را بگیرد. آیا ما توانستهایم بسترهایی را مهیا کنیم که فضای فرهنگی ما، آن آداب و رسوم ما با ادبیاتی این نسل دوست دارد، به او تعلیم بدهیم و این را متوجه کنیم که آن آداب و رسوم فرهنگی ما چقدر غنی بوده است؟ اصلاً بحث، حجاب نیست؛ موضوع کلیت فرهنگی است.
*درباره فضای مجازی و حجاب نگاهها سلبی نبوده است؟
نگاه سلبی تا جایی میتواند پیش برود، این یک واقعیت است. تا مشکل را لمس نکنید و قبول نکنید که ما چنین موضوعی را داریم، نمیتوانیم دنبال حل مشکل بگردیم. ما باید قبول کنیم که در حوزه کار فرهنگی نتوانستهایم برای این نسل تولید محتوای مناسب داشته باشیم. بعد از کرونا که مدارس غیر حضوری شد، به هر دانشآموز یک تبلت داده شد. تبلت، یک فضای اینترنتی شد؛ بعد ویپیان روی آن آمد، بعد شروع به کنجکاوی و پرسشگری کرد. من نمیتوانم کنجکاوی و پرسشگری را از او بگیرم، و نتوانستم تولید محتوایی داشته باشم که پاسخ آن کنجکاوی و آن پرسشگری را به درستی بدهد.
در 5 سال گذشته نصف زمان مدارس آنلاین بوده است
اما جریانات خارج از کشور که خیلی هم بودجه گذاشتند برای اینکه روی فرهنگ ما و ذهن جوانهای ما تأثیرگذاری زیادی داشته باشند و عمیق کار کنند، توانستند تولید محتوا داشته باشند و آن تولید محتوا در ذهن بچههای این نسل رخنه کرد. من به عنوان یک قانونگذار میگویم که با قانونگذاری تا یک جایی میتوانم کار را پیش ببرم. کار فرهنگی است که اصالت ایرانی بودن و فرهنگ غنی ایرانی بودن را منتقل میکند. اما ما نتوانستیم با این ادبیات به نسل جدید منتقل کنیم. در نتیجه، من نتوانستم جواب پرسشگریها و جواب آن همه سؤالی را که در ذهن نسل جدید به وجود آمد، را بدهم.
این را هم فراموش نکنیم که در این پنج سال، مدارس ما چقدر باز بودند که دانشآموزان ما حضور داشته باشند؟ در مدارس چیزی که من از سال 1398 که کرونا بود تا به امروز، به یاد دارم این است که بیشتر از نصف زمان مدارس ما در حوزه برخط، آنلاین و فضای مجازی بوده است.
یعنی این بستری که میشد به عنوان یک بستر خیلی خوب از آن استفاده کرد و ذهنها را با آن آداب، فرهنگ و با زبان خودش تعلیم داد، غافل ماندیم و الان همه هم به این موضوع رسیدیم و گفتیم که کمکاری شده است. الان هم دیر نشده، الان به جای اینکه اجباری و سلبی برخورد کنیم، فرهنگ و آن ادبیاتی که نسل میخواهد بشنود را پیدا کنیم.
من نمیتوانم با این ادبیات آن نسل را قانع کنم، چون فوراً گوشی را دست میگیرد. فوراً از هوش مصنوعی سؤال میپرسد، فوراً میپرسد. ما آیا توانستهایم بستر را مهیا کنیم که آن سؤالی که میپرسد، چه جوابی از داخل آن درمیآید؟ توانستیم آن جواب را با فرهنگ خودمان بومی کنیم که آن نسل ما براساس فرهنگ ایرانی رشد کند.