اخبار سیاسی

هیأت؛ بستر اجتماعی تذکّر به «ایام اللّه»

هیأت؛ بستر اجتماعی تذکّر به «ایام اللّه»

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری رز نیوز به نقل از تسنیم، امام سیدمجتبی خامنه‌ای به مناسبت دومین سالگرد شهادت سید مقاومت، شهید سیدحسن نصرالله، به این آیه‌ی شریفه از سوره ابراهیم اشاره کرده‌اند. خداوند در این آیه، مأموریت حضرت موسی (ع) را با دو امر به‌هم‌پیوسته معرفی می‌کند: بیرون آوردن قوم خویش از ظلمات به سوی نور و تذکّر دادن آنان به «ایّام اللّه». این آیه‌ با توجه به موضوع پیام، ما را به تأمل درباره معنای «ایام الله» و نسبت آن با حوادث سرنوشت‌ساز تاریخ فرامی‌خواند. اما چه چیزی یک روز را به «ایام الله» تبدیل می‌کند؟ علامه طباطبایی (ره) در تفسیر این آیه، نکته‌ای بنیادین را مطرح می‌کند، ایشان می‌فرماید: «با آنکه همه روزها و همه موجودات از آنِ خداوندند، اختصاص دادن برخی روزها به او، به دلیل ظهور ویژه‌ی امر الهی در آن‌هاست، ظهوری چنان آشکار که دیگر مجالی برای ظهور و خودنمایی غیر باقی نمی‌گذارد. از همین رو، علامه روز مرگ، قیامت و روزهایی را که اقوامی چون قوم نوح، عاد و ثمود در آنها گرفتار عذاب الهی شدند، از نمونه‌های «ایام الله» برمی‌شمارند، روزهایی که در آن‌ها سلطنت و غلبه الهی آشکار و ناتوانی اسباب و قدرت‌های دنیوی نمایان می‌شود.» 

بر این اساس، «ایام‌ الله» را نمی‌توان صرفاً روزهایی دانست که به دلیل اهمیت تاریخی یا بزرگی حوادثشان در حافظه‌ی بشر ماندگار شده‌اند. آن‌چه به این روزها وصف الهی می‌بخشد، حقیقتی است که در متن آن‌ها آشکار می‌شود، حقیقتی که از حدود علل و مناسبات متعارف فراتر می‌رود و انسان را متوجه سلطنت و تدبیر خداوند می‌کند. بنابراین، تذکّر به «ایام الله» نیز تنها یادآوری حوادث گذشته نیست، بلکه بازشناسی حقیقت الهیِ آشکارشده در آن‌هاست، حقیقتی که می‌تواند در فهم اکنون و جهت‌گیری آینده انسان و جامعه نقش‌آفرین باشد.

اینکه خداوند متعال حضرت موسی (ع) را به این دو مسئله، یعنی خارج کردن قومش از ظلمات به‌سوی نور و تذکّر دادن آن‌ها به «ایام الله» دستور داده است، به این معناست که کنار هم قرار گرفتن این دو مأموریت، از نسبتی عمیق میان حرکت تاریخی یک جامعه و حافظه‌ی جمعی آن حکایت دارد. جامعه برای خروج از ظلمات و حرکت به‌سوی نور، تنها به تغییر شرایط بیرونی نیاز ندارد؛ بلکه باید بتواند نشانه‌های هدایت را در تاریخ خود بازشناسد و آن‌ها را در حافظه‌ی خویش زنده نگه دارد. از این منظر، تذکر به «ایام الله» صرفاً یادآوری روزهایی از گذشته نیست؛ بلکه عاملی برای شناخت مسیر، بازیابی هویت و جهت‌بخشی به حرکت آینده جامعه است.

در ادامه این بیان، روایات اهل‌بیت(ع) نیز افق دیگری از معنای «ایام‌الله» را پیش روی ما می‌گشایند. در روایتی از امام هادی (ع) آمده است: «الأیّامُ نَحنُ»؛ یعنی ایام، ماییم. این تعبیر، افق تازه‌ای برای فهم مفهوم ایام‌الله می‌گشاید. بر اساس این روایت، ایام‌الله را نمی‌توان صرفاً به مقاطع زمانی یا حوادثی خاص در بستر تاریخ محدود کرد؛ بلکه اولیای الهی نیز در شمار مصادیق ایام قرار می‌گیرند. با توجه به این بیان، می‌توان ایام‌الله را در دو ساحت زمانی و انسانی فهم کرد: در ساحت زمانی، روزهایی که در آنها امر و سلطنت الهی به‌نحو ویژه‌ای ظهور می‌یابد و در ساحت انسانی، وجود اولیای الهی که مظهر تام هدایت و نشانه‌های الهی‌اند.

این دو ساحت، در عین تمایز، با یکدیگر پیوندی عمیق دارند، چراکه ظهور هدایت الهی در تاریخ، هم در وجود حجت‌های خداوند و هم در حوادثی که حقیقت و جایگاه آنان را آشکار می‌سازد، جلوه‌گر می‌شود. از همین رو، روزهایی مانند روز شهادت اولیای الهی می‌توانند زمینه‌ای برای آشکار شدن بخشی از عظمت و منزلت آنان و بازشناسی حقیقتی باشند که زندگی و سیره ایشان بر آن استوار بوده است. در چنین روزهایی، واقعه تاریخی، فراتر از یک حادثه صرف، ظرفیت آن را می‌یابد که انسان‌ها را متوجه حقیقتی الهی سازد و زمینه تنبّه و بازگشت آنان به مسیر هدایت را فراهم آورد. بر این اساس، تذکر به ایام‌الله، تنها یادآوری روزها و شخصیت‌های بزرگ نیست، بلکه توجه دادن انسان‌ها به حقیقتی است که در وجود اولیای الهی و در رخدادهای مرتبط با آنان ظهور یافته و می‌تواند راهنمای حیات فردی و اجتماعی باشد.

این تفسیر، نکته مهمی درباره نسبت انسان با تاریخ در خود دارد. اگر «ایّام اللّه» را در پرتو این روایت، با اولیای الهی و نشانه‌های هدایت مرتبط بدانیم، تذکّر به آن‌ها دیگر صرفاً یادآوری یک حادثه یا بزرگداشت یک شخصیت نیست؛ بلکه به معنای زنده نگه داشتن معیاری برای فهم تاریخ و تشخیص مسیر حق از باطل است. در واقع، آنچه در تذکّر اهمیت دارد، صرف به خاطر سپردن گذشته نیست، بلکه بازشناسی حقیقتی است که در آن گذشته ظهور کرده و همچنان می‌تواند راهنمای زندگی امروز باشد. از همین رو، تذکر به ایام‌الله، ماهیتی فراتر از خاطره‌گویی دارد و با جهت‌گیری آینده جامعه نیز پیوند می‌خورد.

این معنا، هنگامی که در سطح جامعه مورد توجه قرار می‌گیرد، ما را به اهمیت حافظه جمعی می‌رساند. حافظه جمعی صرفاً مجموعه‌ای از خاطرات مشترک نیست و بستری است که یک جامعه از طریق آن، هویت تاریخی خود را می‌شناسد و ارزش‌ها و آرمان‌هایش را به نسل‌های بعد منتقل می‌کند. جامعه‌ای که پیوند خود را با لحظات سرنوشت‌ساز تاریخش از دست بدهد، ممکن است حوادث گذشته را بداند، اما از معنای آن‌ها برای زندگی امروز غافل بماند. تذکر، درست در همین نقطه اهمیت پیدا می‌کند: گذشته را از یک امر سپری‌شده به حقیقتی حاضر در زندگی اجتماعی تبدیل می‌کند و به جامعه امکان می‌دهد که تجربه‌های تاریخی خود را در ساختن آینده به کار گیرد.

پیام امام سیدمجتبی خامنه‌ای به مناسبت دومین سالگرد شهادت سیدحسن نصرالله، نمونه‌ای از چنین بازخوانی تاریخی است. در این پیام، حوادث تاریخ معاصر ایران در پیوند با یکدیگر روایت می‌شوند: از دوران پیش از انقلاب و سلطه بیگانگان تا پیروزی انقلاب اسلامی و دفاع هشت‌ساله ملت ایران. تعبیرهایی همچون «آن روزهای تیره و تار» و «روزهای پر نورِ برقراری جمهوری اسلامی ایران»، تنها توصیف دو مقطع تاریخی نیستند، تلاشی برای آشکار کردن معنای تحولات تاریخی و نسبت آن‌ها با یکدیگرند. همچنین، یادآوری اسوه‌هایی که در دوران دفاع مقدس ظهور کردند و هر یک درس‌آموز «عبادت، شجاعت، مقاومت، اخلاق و انسانیّت» بودند، نشان می‌دهد که تذکّر تاریخی، افزون بر بازگویی حوادث، به بازشناسی الگوهای انسانی و ارزش‌هایی می‌انجامد که می‌توانند در حیات امروز جامعه استمرار یابند.

در همین چارچوب، گرامی‌داشت یاد سید مقاومت، سیدحسن نصرالله نیز اگرچه یادآور شهادت یک شخصیت برجسته است لیکن توصیف او به‌عنوان «نماد بزرگ جبهه مقاومت» و تأکید بر اینکه سخنان و اقداماتش «قلوب مردمانش و بلکه آزادگان جهان را مستحکم می‌ساخت»، او را در امتداد یک مسیر تاریخی قرار می‌دهد؛ مسیری که در آن، مقاومت، وفاداری به آرمان‌ها و ایستادگی در برابر سلطه، ارزش‌هایی فراتر از یک واقعه یا یک مقطع کوتاه زمانی است. بدین‌ترتیب، یادآوری شخصیت‌هایی چون شهید سیدحسن نصرالله، می‌تواند حلقه اتصال حافظه تاریخی جامعه با آرمان‌هایی باشد که همچنان در زندگی جمعی موضوعیت دارند.

در اینجا، مفهوم «تذکّر» و «تذکّر جمعی»اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. تذکّر با خاطره تفاوت دارد. خاطره می‌تواند صرفاً نگه داشتن تصویری از گذشته باشد؛ اما تذکّر، گذشته را دوباره در برابر انسان حاضر می‌کند تا معنای آن را دریابد و نسبت خود را با آن مشخص کند و طرحی برای سیر حرکت رو به جلوی خود از آن الهام گیرد. هنگامی که قرآن می‌فرماید «وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ»، سخن از یک عمل اجتماعی است که توسط ولی الهی جامعه باید انجام شده و جامعه باید در پیروی از او متذکّر شود؛ یعنی جامعه باید به گونه‌ای مورد تذکر قرار گیرد که روزهای الهی را به یاد آورد و سلطنت و عظمت حق تعالی را در بستر تاریخ و حوادث روزگار مشاهده نماید. در نتیجه، تذکّر به «ایام الله» از ابتدا نیز امری فراتر از تجربه‌ی فردی است و با حیات یک قوم و جامعه ارتباط دارد.

اینجاست که مسئله «حافظه‎ی جمعی» اهمیت پیدا می‌کند. هیچ جامعه‌ای بدون حافظه نمی‌تواند هویت تاریخی خود را حفظ کند. جامعه از طریق به یاد آوردن گذشته، قهرمانان، رنج‌ها، پیروزی‌ها، شکست‌ها و لحظات سرنوشت‌ساز خود، در حقیقت به نسل‌های بعد می‌گوید چه چیزهایی برایش ارزشمند بوده و چه مسیری را طی کرده است. اما حافظه جمعی زمانی به یک عنصر سازنده تبدیل می‌شود که صرفاً حافظه حوادث نباشد، بلکه حافظه معناها و ارزش‌هایی باشد که در آن حوادث ظهور کرده‌اند.

در این میان، هیأت را می‌توان یکی از بسترهای مهم اجتماعی برای تحقق احیاء حافظه‌ی جمعی و چنین تذکّری دانست. هیأت، تنها محل برگزاری عزاداری و ارتباط عاطفی با حضرات معصومین علیهم‌السلام نیست؛ بلکه فضایی است که در آن یاد اهل‌بیت (ع)، حوادث تاریخی و شخصیت‌های الهام‌بخش، در قالب تجربه‌ای جمعی بازخوانی می‌شوند. ویژگی مهم این فضا آن است که انسان در آن تنها به یاد نمی‌آورد، بلکه با دیگران به یاد می‌آورد. این یادآوری مشترک و این تذکّر جمعی، حوادث الهی را از سطح ادراک فردی فراتر می‌برد و آن را به بخشی از حافظه جمعی که پیشران حرکت‌های اجتماعی است تبدیل می‌کند. در هیأت، تاریخ صرفاً روایت نمی‌شود؛ بلکه از طریق ذکر، مرثیه، خطابه و توجهات جمعی، در تجربه زیسته حاضران حضور می‌یابد.

از این منظر، هیأت نقشی فراتر از انتقال اطلاعات تاریخی ایفا می‌کند. هیأت با زنده نگه داشتن یاد اولیای الهی و بازخوانی سیره و آرمان‌های آنان، امکان استمرار یک حافظه تاریخی را فراهم می‌آورد، حافظه‌ای که می‌تواند هویت اجتماعی را تقویت کند و نسبت نسل‌های مختلف را با یک مسیر مشترک حفظ نماید. البته این ظرفیت، صرفاً با تکرار مناسک یا بازگویی خاطرات تحقق نمی‌یابد؛ بلکه هنگامی فعلیت پیدا می‌کند که یادآوری گذشته به فهم و بازسازی ارزش‌های آن در زندگی امروز بی‌انجامد و به اصطلاح، هیأت از منجلاب سکولاریسم نجات یافته و به یک کنشگر فعال در عرصه‌ی تمدنی تبدیل شود.

لذا می‌توان هیأت را یکی از مهم‌ترین نهاد و بستر اجتماعی برای تحقّق تذکّر به «ایّام اللّه» دانست؛ اگر «ایّام اللّه» نشانه‌های حضور هدایت الهی در تاریخ باشند، هیأت می‌تواند بستری برای زنده نگه داشتن این نشانه‌ها در حافظه و حیات جامعه باشد. اهمیت چنین نقشی در آن است که جامعه‌ی شیعی را از فراموشی ریشه‌های تاریخی و آرمانی خود دور می‌کند و امکان می‌دهد گذشته، نه به‌مثابه‌ی خاطره‌ای سپری‌شده، بلکه به‌عنوان منبعی برای فهم اکنون و جهت‌یابی آینده و موتور محرّک در زندگی جمعی امروزین جامعه، فایده بخش و سودمند باشد.

محمدمهدی مهدوی‌جو؛ پژوهشگر اندیشکده مطالعات حسینی

انتهای پیام/

لینک خبر در وبسایت tasnimnews

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *