اخبار فرهنگ و هنر

یک سؤال درباره تلویزیون؛ سهم واقعیت در قصه‌ها چقدر است؟

یک سؤال درباره تلویزیون؛ سهم واقعیت در قصه‌ها چقدر است؟

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری رز نیوز به نقل از تسنیم، این روزها سریال «بهار شیراز» به نویسندگی و کارگردانی حسن وارسته و تهیه‌کنندگی ابوالفضل صفری از تلویزیون پخش می‌شود؛ مجموعه‌ای کمدی با محوریت زندگی یک خانواده شیرازی که روابط خانوادگی و اتفاقات روزمره را دستمایه روایت خود قرار داده است. با این حال، پخش این مجموعه بار دیگر بحث کیفیت آثار تولیدی تلویزیون را مطرح کرده است. برخی منتقدان معتقدند «بهار شیراز» می‌توانست با پرداخت دقیق‌تر به متن و شخصیت‌ها، به مجموعه‌ای با کیفیت بالاتر تبدیل شود.

این انتقادها در شرایطی مطرح می‌شود که مرکز سیمرغ در سال‌های اخیر با میدان دادن به نیروهای جوان و ورود به ژانرهایی که کمتر در تلویزیون به آن‌ها پرداخته شده، مسیر متفاوتی را در تولید دنبال کرده است؛ مسیری که به نظر می‌رسد برای تثبیت آن، توجه جدی‌تر به کیفیت فیلمنامه، فرصت کافی برای تولید و پرداخت جزئیات ضرورت دارد. افزایش تعداد آثار و تجربه ژانرهای متنوع، زمانی می‌تواند به نتیجه مطلوب برسد که کیفیت نیز هم‌پای کمیت مورد توجه قرار گیرد.

جامعه اشاره کرد. واقعی تجربه‌های به نمایشی آثار شدن نزدیک ضرورت و تولید فشرده شرایط تلویزیون، در واقعیت بازنمایی محدودیت‌های نادر به شخصیت ویژگی‌های درباره سازندگان با اختلاف‌نظرهایش از جریان این گفت‌وگو در نجفی است. گذاشته سر پشت را تلویزیونی کمدی یک در حضور تجربه مجموعه این در می‌شود، شناخته درام و جدی آثار در نقش‌آفرینی با بیشتر که او می‌کند. بازی را خانواده پدر معدل، نادر نقش شیراز» «بهار در نجفی قربان

تلویزیون , صدا و سیما , سریال ,

اختلاف‌نظر درباره شخصیت نادر معدل

در طول بازی در «بهار شیراز» پیش آمد که با رفتار یا تصمیمی از نادر معدل موافق نباشید، اما به اقتضای متن آن را اجرا کنید؟

این اتفاق بارها برای من پیش آمد. حتی از ابتدا اصرار داشتم که نادر معدل معلم نباشد و ترجیح می‌دادم شغل دیگری برای او در نظر گرفته شود؛ چون احساس می‌کردم انتخاب شغل معلمی، محدوده عمل شخصیت را تا اندازه‌ای محدود می‌کند. معلم در جایگاه فردی قرار دارد که به دانش‌آموزان آموزش می‌دهد و طبیعتاً رفتار، گفتار و نوع شوخی‌هایی که می‌توان برای چنین شخصیتی در نظر گرفت، باید با این جایگاه تناسب داشته باشد.

به همین دلیل فکر می‌کردم اگر نادر شغل دیگری، برای مثال مکانیکی، داشت، امکان بیشتری برای طراحی رفتارهای متفاوت و موقعیت‌های طنزآمیز فراهم می‌شد. در نهایت، شخصیت با همین ویژگی‌ها شکل گرفت و ما تلاش کردیم در محدوده‌ای که برای او تعریف شده بود، ظرفیت‌های نمایشی بیشتری پیدا کنیم.

با وجود این اختلاف‌نظر اولیه، چطور به شیوه اجرای نادر معدل رسیدید؟

وقتی تصمیم گرفته شد نادر معلم باشد، همچنان درباره بعضی جزئیات و نحوه اجرای شخصیت اختلاف‌نظرهایی داشتیم که با گفت‌وگو برطرف می‌شد. گاهی هم بخش‌هایی از نقش را اجرا می‌کردم که کاملاً مطابق سلیقه‌ام نبود. البته در بازیگری همیشه این امکان وجود دارد که بازیگر با حفظ چارچوب متن، بخشی از نگاه و پیشنهادهای خود را وارد اجرا کند.

من با گروه و آقای وارسته درباره شیوه حضور نادر در موقعیت‌های کمدی صحبت کردم. به این نتیجه رسیدیم که نقش من بیشتر شبیه پاسور در یک بازی فوتبال باشد؛ یعنی زمینه را فراهم کنم تا دیگران بتوانند گل بزنند. احساس می‌کردم این شخصیت ظرفیت آن را ندارد که به‌تنهایی بار اصلی طنز را بر دوش بکشد. بنابراین تلاش کردم با قرار گرفتن در موقعیت مناسب، زمینه شکل‌گیری طنز دیگران، از جمله شخصیت اقبال با بازی مازیار مهرگان، را فراهم کنم.

نادر معدل قرار نبود در همه صحنه‌ها خودش عامل اصلی خنده باشد. در بسیاری از موقعیت‌ها، واکنش‌ها و رفتارهای او به شخصیت‌های دیگر امکان می‌داد موقعیت کمدی را پیش ببرند. البته در بعضی صحنه‌ها خود نادر نیز رفتارهایی داشت که به طنز منجر می‌شد، اما رویکرد اصلی من این بود که به‌عنوان بخشی از یک مجموعه هماهنگ، در شکل‌گیری طنز موقعیت مشارکت کنم.

محدودیت‌های تلویزیون و فاصله با واقعیت زندگی

یکی از انتقادهایی که به برخی آثار تلویزیونی وارد می‌شود، ارائه تصویری کنترل‌شده و گاه دور از واقعیت‌های زندگی مردم است. فکر می‌کنید «بهار شیراز» تا چه اندازه توانسته از این وضعیت فاصله بگیرد؟

در کار تلویزیونی نمی‌توان به‌طور کامل به تصویری بی‌واسطه و کاملاً واقعی از زندگی مردم رسید. محدودیت‌هایی وجود دارد که بر شیوه نمایش روابط و رفتارهای اجتماعی تأثیر می‌گذارد. برای مثال، یکی از مسائل همیشگی در تولیدات تلویزیونی، محدودیت‌های مربوط به پوشش است. حتی در نمایش روابط خانوادگی نیز این محدودیت‌ها وجود دارند و بر چگونگی بازنمایی زندگی روزمره اثر می‌گذارند.

با وجود این محدودیت‌ها، تصور می‌کنم «بهار شیراز» تا اندازه‌ای توانسته به زندگی واقعی و شخصیت‌هایی که در جامعه می‌بینیم نزدیک شود. در این مجموعه با اغراق‌هایی روبه‌رو هستیم که بخشی از ماهیت کمدی اثر است، اما در عین حال، روابط میان شخصیت‌ها و صمیمیتی که قرار بود در خانواده شکل بگیرد، برای من باورپذیر بود. البته هیچ اثری را نمی‌توان کاملاً بدون نقص دانست و «بهار شیراز» نیز از این قاعده مستثنا نیست.

اگر شرایط تولید و محدودیت‌های موجود را در نظر بگیریم، فکر می‌کنم مجموعه در نزدیک شدن به برخی ویژگی‌های زندگی مردم موفق بوده است. مهم این است که شخصیت‌ها صرفاً مجموعه‌ای از رفتارهای نمایشی نباشند، بلکه مخاطب بتواند روابط و واکنش‌های آن‌ها را در زندگی واقعی نیز تصور کند.

از مخاطبانی که سریال را دنبال کرده‌اند، چه بازخوردهایی دریافت کرده‌اید؟

کسانی که سریال را دنبال کرده‌اند، معمولاً از شخصیت‌ها، طنز موجود در مجموعه و صمیمیت روابط میان آن‌ها صحبت می‌کنند. به نظرم این سه ویژگی برای مخاطبانی که با سریال ارتباط برقرار کرده‌اند، اهمیت داشته است. من «بهار شیراز» را تجربه‌ای موفق می‌دانم، اما معتقدم باید شرایط تولید و امکاناتی را که در اختیار گروه قرار داشت نیز در ارزیابی آن در نظر گرفت.

ما در مدت بسیار کوتاهی حجم زیادی از کار را تولید کردیم. به اعتقاد من، اگر قرار بود همین مجموعه با شرایط تولیدی متفاوت و فرصت زمانی بیشتری ساخته شود، ممکن بود دست‌کم دو سال زمان نیاز داشته باشد. طبیعتاً میان کیفیت نهایی یک اثر و زمانی که برای نگارش، تمرین، تصویربرداری و مراحل پس از تولید در اختیار گروه قرار می‌گیرد، ارتباط وجود دارد.

تجربه کمدی در کنار محدودیت‌های نقش

شما پیش‌تر بیشتر در آثار جدی و درام حضور داشتید. بازی در یک مجموعه کمدی و ایفای نقش نادر معدل چه تجربه‌ای برایتان داشت؟

«بهار شیراز» نخستین تجربه من در یک مجموعه کمدی بود و همین موضوع برایم اهمیت داشت. در بازیگری، آموزش و یادگیری هیچ‌وقت متوقف نمی‌شود و حتی یک نقش کوتاه نیز می‌تواند تجربه‌های تازه‌ای به بازیگر اضافه کند. هر شخصیتی که بازی می‌کنیم، فرصتی برای شناخت بیشتر مناسبات نمایشی و پیدا کردن راه‌های تازه در اجراست.

نادر معدل نیز بخشی از ویژگی‌هایش را از من گرفت و در مقابل، چیزهایی به تجربه من اضافه کرد. در نهایت، شخصیتی که مخاطب روی صفحه می‌بیند، حاصل اجرای بازیگر است. نویسنده شخصیت را روی کاغذ طراحی می‌کند و ویژگی‌ها و مناسبات آن را در نظر می‌گیرد، اما این بازیگر است که با تمرین، انتخاب‌های اجرایی و تجربه شخصی خود، آن شخصیت را به موجودیتی نمایشی تبدیل می‌کند.

منش نادر، شیوه برخوردش با فرزندان و دیگر اعضای خانواده و نوع واکنش‌هایش در موقعیت‌های مختلف، در مرحله اجرا شکل نهایی پیدا کرد. طبیعتاً من نیز در این فرایند نقش داشتم و تلاش کردم ویژگی‌هایی را که برای شخصیت در نظر گرفته شده بود، به شیوه‌ای متناسب با نگاه خودم اجرا کنم.

از سوی دیگر، حضور در یک مجموعه طنز به من کمک کرد مناسبات میان شخصیت‌ها را از زاویه دیگری ببینم. در چنین کاری، تنها شناخت شخصیت خودتان کافی نیست؛ باید بدانید واکنش شما چه تأثیری بر بازیگر مقابل می‌گذارد و چگونه می‌تواند به شکل‌گیری موقعیت کمدی کمک کند. این آگاهی در جریان کار و تعامل با گروه به وجود می‌آید و تجربه‌ای است که می‌توان در پروژه‌های بعدی نیز از آن استفاده کرد.

از دغدغه‌های خانوادگی تا محدودیت‌های تولید

به نظر شما «بهار شیراز» فراتر از سرگرم کردن مخاطب، چه موضوعاتی را دنبال می‌کند؟

تلاش ما این بود که مجموعه فقط برای خنداندن مخاطب ساخته نشود و در کنار لحظات کمدی، نکات و موضوعاتی نیز مطرح شود که بتوان درباره آن‌ها فکر کرد. در بخش‌هایی از داستان، روابط میان شخصیت‌ها و شیوه برخورد آن‌ها با مسائل، ظرفیت‌هایی برای نقد اجتماعی یا طرح پیشنهادهایی درباره رفتارهای فردی و خانوادگی داشت.

یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که در شخصیت نادر معدل وجود دارد، نحوه مدیریت خانواده و ارتباط او با همسر، فرزندان، دامادها و دیگر اعضای خانواده است. این شخصیت باید بتواند میان افراد مختلف تعامل برقرار کند و در موقعیت‌های گوناگون، خانواده را در کنار یکدیگر نگه دارد. البته به این معنا نیست که نادر همیشه درست عمل می‌کند یا رفتارهایش هیچ ایرادی ندارد؛ اتفاقاً همین نقص‌ها می‌توانند زمینه‌ای برای شناخت بهتر شخصیت و روابط خانوادگی باشند.

با توجه به تعداد قسمت‌ها و مدت تولید، فرصت کافی برای پرداخت به این موضوعات وجود داشت؟

ما حدود 70 قسمت را در مدت نزدیک به هشت ماه به سرانجام رساندیم. اگر زمان بیشتری در اختیار گروه قرار می‌گرفت و آزادی عمل بیشتری داشتیم، طبیعتاً امکان پرداخت دقیق‌تر به متن و شخصیت‌ها فراهم می‌شد. در چنین شرایطی، می‌توانستیم برای بعضی از روابط و جزئیات رفتاری شخصیت‌ها زمان بیشتری بگذاریم و آن‌ها را با دقت بیشتری شکل دهیم.

برای افزایش کیفیت آثار تلویزیونی و ارتباط بیشتر آن‌ها با مخاطب چه باید کرد؟

به نظرم هرچه اثر بتواند به تجربه‌های واقعی جامعه نزدیک‌تر شود، احتمال ارتباط مخاطب با شخصیت‌ها و داستان آن نیز بیشتر خواهد بود. وقتی درباره زندگی مردم صحبت می‌کنیم، باید تفاوت‌های رفتاری، روابط اجتماعی و مسائل روزمره آن‌ها را به رسمیت بشناسیم.

اگر قرار باشد همه شخصیت‌ها در چارچوب‌های از پیش تعیین‌شده حرکت کنند، بخشی از ظرفیت‌های داستانی و نمایشی از بین می‌رود. تلویزیون می‌تواند با ایجاد فضای مناسب برای نویسندگان، کارگردانان و بازیگران، امکان ارائه روایت‌های متنوع‌تری از زندگی اجتماعی را فراهم کند.

اگر بخواهید مخاطبی را که هنوز «بهار شیراز» را ندیده است به تماشای آن دعوت کنید، به کدام ویژگی مجموعه اشاره می‌کنید؟

ما در اجرای این مجموعه تلاش کردیم صادقانه عمل کنیم و آنچه را در توان داشتیم، برای شکل دادن به شخصیت‌ها و روابط میان آن‌ها به کار بگیریم. به نظرم صداقت در اجرا اهمیت زیادی دارد؛ زیرا وقتی بازیگر بتواند شخصیت را باور کند و با آن ارتباط برقرار کند، این ارتباط می‌تواند به مخاطب نیز منتقل شود.

آنچه از دل برآید، بر دل می‌نشیند و فکر می‌کنم مهم‌ترین نقطه قوت «بهار شیراز» همین تلاش برای اجرای صادقانه است. طبیعتاً هر مجموعه‌ای می‌تواند با زمان بیشتر، امکانات بهتر و فرصت دقیق‌تر برای پرداخت به جزئیات، به نتیجه مطلوب‌تری برسد، اما ما در شرایط موجود تلاش کردیم بهترین اجرای ممکن را ارائه دهیم.

انتهای پیام/

لینک خبر در وبسایت tasnimnews

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *