اخبار فرهنگ و هنر

از دیوار سفارت آمریکا تا محور اصلی بیت‌المقدس

از دیوار سفارت آمریکا تا محور اصلی بیت‌المقدس

به گزارش خبرگزاری رز نیوز به نقل از تسنیم، شهید محسن وزوایی در 8 مرداد 1339 در تهران به دنیا آمد. جزئیات دوران کودکی و نوجوانی‌اش در منابع عمومی کمتر ثبت شده، اما آنچه به‌روشنی مشخص است، ورودش به یکی از نخبه‌ترین دانشگاه‌های کشور است: دانشگاه صنعتی آریامهر، همان دانشگاهی که بعد از انقلاب نامش به شریف تغییر کرد و هنوز هم یکی از معتبرترین مراکز آموزش مهندسی ایران است. کتابی که بعدها درباره‌ی زندگی‌اش نوشته شد، با عنوان یک محسن عزیز، دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود: قبولی محسن در این دانشگاه، و ورود تدریجی‌اش به فضای ملتهب سیاسی سال‌های پیش از انقلاب.

در همان دوران دانشجویی، به جمع دانشجویان مسلمان پیرو خط امام پیوست و در یکی از مهم‌ترین رویدادهای سیاسی آن سال‌ها – تسخیر سفارت آمریکا در تهران – نقش فعالی ایفا کرد. یعنی پیش از آنکه حتی یک نبرد نظامی را تجربه کند، در یکی از پیچیده‌ترین رویدادهای سیاسی-امنیتی نسل خودش حضور مستقیم داشت؛ تجربه‌ای که احتمالاً بخشی از آمادگی روانی‌اش برای تصمیم‌گیری‌های بعدی، در شرایط بحرانی‌تر جنگ، از همان‌جا شکل گرفت.

با آغاز جنگ تحمیلی، راهی جبهه‌ی غرب شد. در روزهای نخست جنگ، در منطقه‌ی سرپل‌ذهاب و در عملیات  بازی‌دراز حضور داشت؛ عملیاتی که قرار بود ارتفاعات مهمی را از دشمن پس بگیرد و، به‌روایت کسانی که همان‌جا بودند، تلفات سنگینی هم برای نیروهای ایرانی در پی داشت. کسی که او را در همان روزها از نزدیک دیده، توصیفش می‌کند: آدمی لاغراندام و نحیف، با ظاهری که به‌هیچ‌وجه نشان نمی‌داد پشت آن، فرماندهی به این توانمندی نهفته است. این توصیف اهمیت دارد، چون نشان می‌دهد ارزش وزوایی برای هم‌رزمانش، نه در جسم، که در دقت فکری و تصمیم‌گیری‌اش بود.

مسیر فرماندهی‌اش سریع پیش رفت. در 20 آذر 1360 فرمانده‌ی عملیات مطلع‌الفجر بود. در اسفند همان سال، فرماندهی گردان حبیب‌بن‌مظاهر و تیپ تازه‌تأسیس محمدرسول‌الله(ص) را برعهده گرفت؛ همان تیپی که در عملیات فتح‌المبین، نوک پیکان حمله بود. کمی بعد، با تشکیل تیپ 10 سیدالشهدا، فرمانده‌ی این تیپ شد. در 23 فروردین 1361، این تیپ وارد عملیات بیت‌المقدس شد و برای اجرای بهتر عملیات، با تیپ حضرت رسول(ص) ادغام گردید؛ وزوایی در این ادغام، فرماندهی محور اصلی عملیات را برعهده گرفت و سپس به سمت قائم‌مقامی تیپ محمدرسول‌الله(ص) رسید.

نکته‌ای که در روایت‌های میدانی از او تکرار می‌شود، رابطه‌اش با نیروهای تحت امرش بود. در یکی از خاطرات نقل‌شده، وقتی رزمنده‌ای عصبانی از تلفات سنگین به او اعتراض می‌کند که نیروی کمکی کجاست؟، وزوایی لحظه‌ای سکوت می‌کند – سکوتی که راوی آن را نشانه‌ی سنگینی مسئولیتی می‌داند که روی دوش این فرمانده‌ی جوان بود، نه بی‌تفاوتی. برای او، فرماندهی فقط صدور دستور نبود؛ تحمل وزن هر تصمیم هم بود، حتی وقتی آن تصمیم به قیمت جان نیروهایش تمام می‌شد.

پیش از این هم، در یکی از عملیات‌ها، مجروح شده بود. مادرش در روایتی که از او باقی مانده، خاطره‌ای نقل می‌کند از همان دوران نقاهت: محسن تصمیم داشت با وجود مجروحیت دوباره به جبهه برگردد. مادر به او می‌گوید حتی نمی‌تواند اسلحه به دست بگیرد و دستش هنوز نیاز به فیزیوتراپی دارد؛ محسن پاسخ می‌دهد که می‌تواند کلت را با دست چپش بگیرد، و می‌گوید عهدی با خدا دارد که تا زمانی که جنگ ادامه دارد، در جبهه بماند. این گفت‌وگو، شاید بهتر از هر توصیف دیگری، نشان می‌دهد که برای او، بازگشت به میدان نه یک انتخاب لحظه‌ای، که یک تعهد از پیش تعیین‌شده بود؛ تعهدی که حتی یک دست ناتوان هم نمی‌توانست از او پس بگیرد.

او سرانجام در 10 اردیبهشت 1361، در حالی که سمت قائم‌مقامی تیپ محمدرسول‌الله(ص) را برعهده داشت، در جریان عملیاتی موسوم به الی بیت‌المقدس به شهادت رسید؛ تنها بیست‌ویک سال داشت. لحظه‌ی شهادت او و ادغام تیپ 10 سیدالشهدا با تیپ 27 محمدرسول‌الله، سال‌ها بعد در فیلم سینمایی ایستاده در غبار به تصویر کشیده شد.

در بخشی از وصیت‌نامه‌اش نوشته بود که رزمندگان اسلام، نه‌تنها از شهادت هراسی ندارند، بلکه آن را تنها آرزوی خود می‌دانند؛ و اشاره کرده بود به این‌که در جبهه‌ها با چشم خود می‌بینند چگونه گروه‌های اندک، با کمک الهی، بر نیروهای بسیار پیروز می‌شوند. این جمله‌ها، نوشته‌ی جوانی بیست‌ساله است که چند ماه بعد از نوشتنشان، خودش هم به همان سرنوشتی رسید که برایش آرزو کرده بود.

آنچه از زندگی وزوایی می‌ماند، تصویری از سرعت است: سرعتی که او در آن از دانشجویی تازه‌وارد به یکی از دانشگاه‌های صنعتی، به فرمانده‌ی محور اصلی یکی از تعیین‌کننده‌ترین عملیات‌های جنگ رسید، و در بیست‌ویک‌سالگی، همان‌جا ماند.

انتهای پیام/

لینک خبر در وبسایت tasnimnews

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *