اخبار فرهنگ و هنر

فریاد زینب (س) به ارتجاع عرب: صاحبان سینه‌‌های پر کینه و تهی از غیرت

فریاد زینب (س) به ارتجاع عرب: صاحبان سینه‌‌های پر کینه و تهی از غیرت

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری رز نیوز به نقل از تسنیم، صدای زینب کبری سلام‌الله‌علیها از کوچه‌های کوفه و بازار شام، صدایی محصور در تاریخ نیست؛ فریادی است که گویی هنوز در گوش زمان طنین‌انداز است. فریاد زنی که در برابر دستگاه ظلم سر خم نکرد و با کلامی آتشین، پرده از چهره کسانی برداشت که در برابر ستم سکوت کردند و حقیقت را به بهای دنیای خود فروختند. آن بانوی بزرگوار در فریادی تاریخی، مردم کوفه را با عباراتی تکان‌دهنده خطاب کردند: «وَ الصَّدْرُ الشَّنَفُ، خَوَّارُونَ فِی اللِّقَاءِ عَاجِزُونَ عَنِ الْأَعْدَاءِ»؛ سینه‌هایی آکنده از کینه و مردانی سست در میدان رویارویی و ناتوان در برابر دشمنان. گویی این کلمات، پس از قرن‌ها، هنوز خطاب به کسانی است که دم از عزت و غیرت می‌زنند، اما در برابر ظلم ظالمان سکوت می‌کنند یا دست همکاری به سوی دشمن دراز می‌کنند.

امروز هم وقتی کودکان فلسطینی و غزه‌ای زیر آوار می‌مانند و خانواده‌ها در آتش جنگ و محاصره گرفتارند، آن فریاد دوباره شنیده می‌شود؛ این بار خطاب به کسانی که نام عرب و مسلمانی را بر خود دارند، اما در بزنگاه دفاع از مظلوم، میان منافع سیاسی و مسئولیت انسانی، اولی را انتخاب می‌کنند.

ارتجاع عرب، در این معنا، فقط بازگشت به گذشته نیست، بلکه ایستادن در برابر بیداری ملت‌ها و ترجیح بقای قدرت بر عزت و استقلال است. مسئله، عرب بودن نیست، مسئله حکومت‌هایی است که از هویت اسلامی و آرمان فلسطین سخن می‌گویند، اما هم‌زمان مسیر عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی را هموار می‌کنند. «توافق‌های ابراهیم» و گسترش روابط سیاسی، اقتصادی و امنیتی برخی دولت‌های عربی با اسرائیل، در حالی ادامه یافته که مردم غزه با ویرانی و رنجی سنگین روبه‌رو بوده‌اند. گزارش‌هایی درباره تداوم همکاری‌های امنیتی برخی دولت‌های عربی با اسرائیل در خلال جنگ غزه، فاصله میان شعارهای رسمی و واقعیت مناسبات سیاسی را آشکارتر کرده است.

این همان تناقض تلخی است که نمی‌توان از کنار آن به‌آسانی گذشت؛ از یک سو، بیانیه‌های محکومیت و سخنان پرطمطراق درباره حقوق فلسطینیان و از سوی دیگر، حفظ مناسباتی که می‌تواند به تقویت جایگاه منطقه‌ای دشمن بینجامد. برخی دولت‌های عربی سال‌ها با تکیه بر حمایت امنیتی و تسلیحاتی آمریکا، خود را برخوردار از پشتوانه‌ای مطمئن تصور کردند؛ اما تجربه بحران‌های منطقه نشان داده است که خرید تسلیحات و میزبانی پایگاه‌های نظامی، الزاماً به معنای برخورداری از استقلال راهبردی نیست. تعبیر «گاو شیرده» که در ادبیات سیاسی منطقه برای توصیف رابطه تحقیرآمیز قدرت‌های بزرگ با متحدان ثروتمندشان به کار می‌رود، یادآور همین حقیقت است: ثروت فراوان، بدون اراده مستقل، لزوماً عزت نمی‌آورد؛ چه‌بسا هزینه وابستگی را هم سنگین‌تر کند.

اما تلخ‌ترین بخش ماجرا، رنج مردم فلسطین است؛ مردمی که در برابر اشغال، آوارگی و ویرانی ایستاده‌اند و انتظار دارند دست‌کم کشورهای همسایه و دولت‌های مسلمان، اجازه ندهند صدای مظلومیتشان در هیاهوی معامله‌های سیاسی گم شود. کمک‌های انسانی و مواضع حمایتی برخی دولت‌های عربی را نمی‌توان نادیده گرفت، اما این اقدامات، پرسش اصلی را از میان نمی‌برد: آیا محکومیت لفظی کافی است، وقتی مناسبات سیاسی و امنیتی با طرف متجاوز همچنان ادامه دارد؟ آیا می‌توان از دفاع از فلسطین سخن گفت، اما برای فشار مؤثر بر اشغالگر، اراده‌ای متناسب با ابعاد فاجعه نشان نداد؟ تاریخ، میان ملت‌هایی که رنج می‌کشند و حکومت‌هایی که تصمیم می‌گیرند، تفاوت می‌گذارد؛ همان‌طور که میان همدردی زبانی و مسئولیت عملی فرق می‌نهد.

کوفه نیز روزگاری شاهد همین آزمون بود؛ شهری که در آن، دعوت و وعده فراوان بود، اما هنگامه وفاداری که رسید، بسیاری از مدعیان عقب نشستند. در ماجرای کربلا، ترس از قدرت، تطمیع، مصلحت‌اندیشی و سستی پیمان‌ها در کنار دشمنی آشکار، زمینه‌ساز فاجعه‌ای شد که تاریخ از یاد نبرده است.

همه مردم کوفه را نمی‌توان یکسان دانست و مسئولیت هر فرد باید بر پایه نقش و رفتارش سنجیده شود؛ اما حقیقت تلخ آن روز این بود که خاندان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله در میان انبوه ادعاها، از پشتیبانی کافی محروم ماندند. زینب سلام‌الله‌علیها از دل همان مصیبت برخاست تا به جهان بفهماند که سکوت در برابر ظلم، همیشه بی‌طرفی نیست؛ گاهی همین سکوت، راه را برای ستمگر هموار می‌کند.

امروز نیز تاریخ از دولت‌ها و ملت‌های عربی می‌پرسد: وقتی فلسطین به یاری نیاز دارد، جایگاه شما کجاست؟ آیا عزت را در استقلال و ایستادن کنار مظلوم می‌جویید یا در رضایت قدرت‌هایی که منافع خود را بر جان انسان‌ها مقدم می‌دارند؟ این پرسش، متوجه همه اعراب نیست؛ چه بسیار انسان‌های شریف عرب که با وجود فشارها، در کنار فلسطین ایستاده‌اند و صدای اعتراضشان را بلند کرده‌اند. سخن از آن دسته صاحبان قدرت است که نام امت را بر زبان می‌آورند، اما هنگام عمل، منافع خود را بر رنج امت ترجیح می‌دهند. آنان باید بدانند که هیچ توافقی نمی‌تواند حافظه تاریخی ملت‌ها را پاک کند و هیچ ثروتی نمی‌تواند برای همیشه جای خالی غیرت و مسئولیت را پر کنند.

فریاد زینب سلام‌الله‌علیها هنوز زنده است؛ نه برای آنکه ملت‌ها را به انتقام از یکدیگر بخواند، بلکه برای آنکه پرده از چهره ظلم و دورویی کنار بزند. پیام زینب سلام‌الله علیها روشن است: حق را نباید به بهای آسایش فروخت و مظلوم را نباید به امید حفظ قدرت تنها گذاشت. آنان که امروز در برابر رنج فلسطین سکوت می‌کنند یا مناسبات خود را با قدرت‌های ستمگر بر رنج مردم ترجیح می‌دهند، باید بدانند که تاریخ، بیانیه‌ها و لبخندهای دیپلماتیک را به‌تنهایی معیار قضاوت قرار نمی‌دهد؛ آنچه می‌ماند، موضع انسان‌ها در لحظه امتحان است. شاید روزی که غبار این روزگار فرو بنشیند، بار دیگر همان پرسش در برابر همگان قرار گیرد: در روزی که مظلوم فریاد می‌زد، شما کجا ایستاده بودید؟

تاریخ کوفه یک هشدار ماندگار دارد: آنجا که دنیاطلبی و ترس بر وجدان غلبه کند، پیمان‌ها شکسته می‌شود و مظلوم در میان ادعاهای پرطمطراق، تنها می‌ماند. امروز نیز فریاد زینب، آینه‌ای در برابر حاکمانی است که باید پاسخ دهند در لحظه یاری مظلوم، در کدام سوی تاریخ ایستاده‌اند.

انتهای‌پیام/ 

لینک خبر در وبسایت tasnimnews

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *