Blog
آخرین نفسهای مهره واشنگتن در برلین
گروه سیاسی خبرگزاری رز نیوز به نقل از تسنیم – فردریش مرتز، سکاندار فعلی دولت آلمان، این روزها در وضعیت متزلزلی قرار دارد که میتوان آن را «انسداد کامل کنشگری سیاسی» نامید. او که به خوبی از نارضایتی عمیق و مطالبه عمومی جامعه آلمان برای عبور از دوران حکمرانیاش آگاه است، تلاش میکند با تغییر لحنی ناگهانی، خود را از بحرانهای خودساخته نجات دهد. در روزهای اخیر، شاهد چرخشهای کلامی او در قبال واشنگتن و تلآویو هستیم؛ جایی که او با انتقاد از تبعات نظامیگری در منطقه خلیجفارس، تنگه هرمز و بحران غزه، سعی در تبرئه خود از پیامدهای جنگافروزی دارد.
با این حال، حافظه تاریخی ملتها و افکار عمومی جهان به مراتب قویتر از آن است که استراتژیهای لحظهای و منفعتطلبانه او را بپذیرد. مردم هنوز روایتِ شفاف حمایتهای بیقیدوشرطِ وی از اقدامات تهاجمی در نوار غزه و تاییدِ آغازگرانی که منطقه را به آتش کشیدند، فراموش نکردهاند.
مرتز در روزهای نخست، چنان با حرارت از سیاستهای جنگطلبانه حامیان غربی دفاع میکرد که گویی پیوند ناگسستنی با این رویکرد دارد. اکنون، چرخشِ تاکتیکی او برای فاصله گرفتن از ترامپ و نتانیاهو، بیش از آنکه نشاندهنده تغییرِ درونی باشد، نشانی از یک استیصالِ عریان است. این سیاستمدار آلمانی در حالی ژست انتقادی به خود گرفته که تا همین چندی پیش، تامینکننده اصلی مشروعیت سیاسی برای ماشین جنگی متحدانش در منطقه بود.
همچنین افکار عمومی در ایران حمایتهای مکرر رسانه ای، امنیتی، سیاسی و تبلیغاتی ژرمنها از قاتلان کودکان مظلوم مدرسه شجره طیبه میناب را فراموش نکرده اند! حتی ایرانیان نسبت به نقش پررنگ و براندازانه دولتهای سوسیال دموکرات و دموکرات مسیحی در آلمان در قبال حمایت از گروههای متوحش برانداز و ضد انقلاب آگاه هستند. نقش دستگاههای اطلاعاتی آلمان در تعریف پروژه های تجزیه ایران، بر هیچ کس پوشیده نیست.
در چنین شرایطی تلاش مضحکانه و نخ نمای دولت مرتس برای ترسیم چهره ای متفاوت از خود، جای بسی تامل دارد! این تغییر نقشِ ناشیانه، نشاندهنده یک «بحرانِ اصالت» در ساحت سیاسی آلمان است. زمانی که سیاستمدار، رویکرد سیاسی خود را فدای بقای روزمره میکند، در واقع مشروعیت خود را نزد افکار عمومی حراج کرده است.
تلاش برای برائت جستن از جنایاتی که خود در تسهیلِ آن نقش داشته، نه یک مانور هوشمندانه، که اعترافی تلخ به شکستِ برنامههای راهبردیاش است. جامعه آلمان و ناظران بینالمللی بهخوبی درک میکنند که این «تغییر ظاهری نقش » صرفاً برای فرار از فشار خشم مردمی و حفظ صندلی قدرت صورت میگیرد.
در حقیقت، مرتز در دامِ سیاستهایی گرفتار شده که خودش در چیدمانِ آنها نقش ایفا کرده بود. او اکنون در وضعیتی قرار دارد که نه راهی به جلو برای کسب اعتبار دارد و نه راهی به عقب برای پاک کردنِ سوابقِ حامیانه خود از تروریسمِ دولتی؛ وضعیتی که برای هر سیاستمداری، مقدمه سقوط قطعی محسوب میشود.
انتهای پیام/