Blog
دانشمندی که به جای آزمایشگاه، سنگر را انتخاب کرد
به گزارش خبرگزاری رز نیوز به نقل از تسنیم، این جمله شاید در نگاه اول شعاری به نظر برسد، اما وقتی زندگی شهید چمران را از نزدیک نگاه کنیم، میبینیم که دقیقاً همین تناقضِ ظاهری است که شخصیت او را از بیشتر فرماندهان دفاع مقدس متمایز میکند. او نه یک نظامی حرفهای بود که تصادفاً باسواد از آب درآمده باشد، و نه یک روشنفکر دانشگاهی که از سر ناچاری وارد میدان جنگ شده باشد. مسیر او دقیقاً برعکس بود: از قلب علم به قلب جنگ.
مصطفی چمران در سال 1310 در قم به دنیا آمد، اما از همان یکسالگی در تهران بزرگ شد. دوران دبستان را در مدرسه انتصاریه نزدیک پامنار گذراند و متوسطه را در دارالفنون و البرز؛ از همان سالها هم بهعنوان شاگرد ممتاز شناخته میشد. این نکته سادهای نیست. خیلی از چهرههای سیاسی و مذهبی آن دوران، مسیر تحصیلیشان را بهخاطر فعالیت مبارزاتی نیمهکاره رها کردند. چمران اما همزمان با پیشرفت در درس، وارد فضای فکری هم شد؛ از پانزدهسالگی در درس تفسیر قرآن آیتالله طالقانی در مسجد هدایت شرکت میکرد و درس فلسفه و منطق را نزد استاد شهید مرتضی مطهری میآموخت. او همچنین از نخستین اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران بود.
اینجاست که میشود گفت مسیر فکری او از همان نوجوانی، همزمان در دو ریل حرکت میکرد: علم رسمی دانشگاهی از یکسو، و اندیشه دینی و فلسفی از سوی دیگر؛ بدون آنکه یکی را فدای دیگری کند. در سال 1332 در رشته الکترومکانیک دانشکده فنی دانشگاه تهران پذیرفته شد. همان سال، با کودتای 28 مرداد و سقوط دولت دکتر مصدق، به نهضت مقاومت ملی ایران پیوست و سختترین مبارزهها و مسئولیتهایش علیه حکومت پهلوی از همانجا آغاز شد؛ مبارزهای که تا زمان مهاجرتش از ایران ادامه داشت. یعنی چمران همزمان با شروع تحصیلات دانشگاهی، وارد کارزار سیاسی هم شده بود؛ باز همان الگوی آشنا: حرکت موازی در دو مسیر، بدون توقف در هیچکدام.
تحصیلات تکمیلیاش را در آمریکا ادامه داد، ابتدا در دانشگاه تگزاس و بعد در برکلی، جایی که در رشته الکترونیک و فیزیک پلاسما، با گرایش مهندسی هستهای، دکترای خود را با درجه ممتاز گرفت. فیزیک پلاسما در آن سالها یکی از پیچیدهترین و تخصصیترین شاخههای فیزیک بود، حوزهای که ذهنی تحلیلی و دقیق میطلبید، نه احساسی و شتابزده. همین ذهن تحلیلی بود که بعدها در طراحی ستاد جنگهای نامنظم خودش را نشان داد؛ چمران جنگ چریکی را نه با غریزه، بلکه با نگاهی مهندسیگونه سازماندهی میکرد. اما دانشگاه برکلی برای او فقط محل تحصیل نبود. در خرداد 1341، در نهمین مجمع عمومی سازمان دانشجویان ایرانی در آمریکا که در همین دانشگاه برگزار شد، او بهعنوان نخستین عضو افتخاری و دائمی این سازمان انتخاب شد؛ نشانهای از جایگاهی که در میان دانشجویان مبارز ایرانی خارج از کشور پیدا کرده بود.
او همزمان با تحصیل، انجمن اسلامی دانشجویان در آمریکا را هم بنیان گذاشت. پس تا اینجای مسیر، چمران سه هویت موازی داشت: دانشمند، مبارز سیاسی، و سازماندهندهی دینی. هیچکدام از این سه، دیگری را کنار نزد. بعد از پایان تحصیل، مسیرش از آزمایشگاههای آمریکا به کاملاً جای دیگری کشیده شد. دوره نظامی چریکی را در مصر، در دوران جمال عبدالناصر، گذراند؛ و سپس سالها در لبنان، در کنار امام موسی صدر، فعالیت کرد. یعنی مردی با دکترای فیزیک پلاسما از برکلی، وقتش را صرف آموزش نظامی و سازماندهی مبارزاتی در خاورمیانه کرد. این انتخاب، از نگاه بسیاری از همدورهایهایش، غیرقابلفهم بود. برای چمران اما ظاهراً تناقضی در کار نبود؛ علم برایش ابزاری برای عمل بود، نه هدف نهایی زندگی.
با پیروزی انقلاب، به ایران بازگشت و بلافاصله وارد کارهای اجرایی و سیاسی شد: نقش کلیدی در پایان دادن به درگیریهای کردستان، وزارت دفاع در دولت موقت، نمایندگی مجلس شورای اسلامی. اما نقطه اوج فعالیتش با آغاز جنگ تحمیلی رقم خورد. او لشکرهای مردمی را سازمان داد و ستاد جنگهای نامنظم را تأسیس کرد؛ رویکردی که بر پایه همان دانش نظامیای بود که سالها پیش در مصر و لبنان کسب کرده بود، اما این بار در دفاع از خاک خودش به کار میرفت.
سرانجام در 31 خرداد 1360، در جبهه سوسنگرد-دهلاویه، بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید. مردی که میتوانست در یکی از دانشگاههای معتبر آمریکا استاد فیزیک باشد و زندگی آرامی داشته باشد، سرنوشتش را در خاکریزهای جنوب ایران رقم زد. آنچه زندگی چمران را برای امروز هم قابل تأمل میکند، صرفاً مدرک تحصیلیاش نیست. خیلیها مدرک بالا دارند بیآنکه این دانش تأثیری در نوع تصمیمگیریشان بگذارد.
نکته جالبتر این است که او دانشش را مستقیماً به کار عملی و میدانی گره زد؛ فیزیکدانی که وقتی لازم بود ستاد جنگ نامنظم طراحی کند، از همان نظم و دقت تحلیلیای استفاده کرد که در آزمایشگاه پلاسما آموخته بود. شاید همین ترکیب – دانش دقیق آکادمیک در کنار عمل میدانی بیواسطه – است که چمران را از خیلی از همدورهایهایش، چه در میان روشنفکران و چه در میان فرماندهان نظامی، متمایز میکند. او نه صرفاً یک مبارز بود، نه صرفاً یک دانشمند؛ ترکیبی بود که کمتر تکرار شده است.
انتهای پیام/