Blog
رسانه اصولگرا : مدیریت صداوسیما باید تغییر کند/ این نه رسانه ملی و نه رسانه وحید جلیلی است/آمار جعل می کنند، تلویزیون زیر 10درصد بیننده دارد
او افزود: سازمان صداوسیما در این دوره با شعارها و برنامههایی وارد شد که قرار بود بر اساس آنها تحول در سازمان اتفاق بیفتد. بنابراین باید ببینیم این فرض تحول چقدر واقعی بوده و این تیم تا چه اندازه به برنامهای که ارائه کرده بود نزدیک شده است. خوب حالا بعد از پنج سال، رسانه ها نباید بررسی کنند که چقدر به اهداف سند تحول نزدیک شده ایم؟ یا اصلاً این سند چقدر درست و قابل اجرا بوده است؟ تهیه کننده هیات اضافه کرد: قله سند تحول، نزدیک کردن رسانه ملی به رسانه تراز انقلاب بوده است. خوب اگر عملکرد این دوره را با ادوار گذشته مقایسه کنیم مشخص می شود که نه تنها به معیارهای رسانه تراز انقلاب اسلامی نزدیک نشدیم بلکه فرسنگها از آن فاصله گرفته ایم.تمام معیارهای هدایت اسلامی و شعارهای متعالی انقلاب اسلامی هیچ جای این عملکرد قرار نمی گیرد. تردد کردن مخالب با بی هنری در ارائه محتوا، دو قطبی سازی های فیک، ترویج دروغ و کینه توزی… هیچ مناسبتی با حکمرانی رسانه ای امامین انقلاب ندارد. او ادامه داد: سوال اینجاست، شما با این عملکرد رادیو و تلویزون را به رسانه تراز انقلاب اسلامی نزدیک کرده اید؟ چرا ناکارآمدی و نابلدی خود را به نام انقلاب اسلامی تمام میکنید. اسم این کار جزشامورتی بازی رسانه ای چیز دیگری نیست.
سلبریتیزدایی؛ حذف چهرهها و فراری دادن مخاطب
بخش دیگری از همین سند تحول، رویکرد سلبریتیزدایی بوده است. با همین رویکرد بسیاری از چهرهها در همان ماههای اول حذف شدند؛ غیر از آسیب به آنتن و فراری دادن مخاطب، تمام چهرهها به سمت رسانههای رقیب سوق داده شدند. بعد در سال سوم دوباره به سراغ همینها رفتند که البته بسیاریشان دست رد به سینهشان زدند و این چند نفری هم که مجدد همکاریشان را با صداوسیما از سر گرفتند، خودشان خوب میدانند با چه ترفندهایی بازگردانده شدهاند آن هم با این وضع!
تهیه کننده ضد ادامه داد: در جایی دیگر از این سند به تحول در حوزه سیاسی و خبر اشاره می شود. تجمیع مشکوک داشته های فنی و زیر ساختی حوزه خبر در ساختمان شیشه ای علی رقم تذکر نهادهای بالا دستی و در نهایت هدف قرار دادن آن توسط رژیم منحوس، تعطیلی مانورهای وضعیت بحران آنتن در چند سال قبل جنگ و ادامه ندادن مسیر درخشان اتقاع فنی و ایمنی آن از دوره قبل و… از حیث ساختار و ترویج پرخاشگری و دو قطبی سازی های پر تنش و مضر، نفوذ چند باره سازمان منافقین به آنتن زنده تلویزیون جمهوری اسلامی و توهین های رکیک به رهبری شهید با بهانه هک که نه توضیحی به مردم داده شد و هکی ثابت، ماجرای پخش دیر هنگام فیلم دستگیری و بیمارستان خانم مهسا که مورد تایید شعام قرار گرفته بود و بهانه دامن زدن به ماجراهای 1401 شد و… از حیث محتوا دستاورد معاونت سیاسی پسر خاله آقای جلیلی است.
آمارها چه میگویند؟ تلویزیون زیر ۱۰ درصد، نمایش خانگی ۳۷ درصد
شفیعی با اشاره به آمارهایی که درباره میزان استفاده مردم از صداوسیما و پلتفرمهای نمایش خانگی مطرح میشود، گفت: در سال ۱۴۰۰، چند ماه قبل از آغاز مدیریت فعلی صداوسیما، طبق آماری که او به آن استناد میکند، میزان مراجعه مردم به نمایش خانگی حدود 3 درصد بوده است؛ اما امروز این رقم به بیش از ۳۷ درصد رسیده است.
او ادامه داد: در همان سال ۱۴۰۰، به گفته او حدود ۵۵ درصد مردم تلویزیون را تماشا میکردند، اما امروز میزان مخاطب تلویزیون به گفته او به زیر ۱۰ درصد رسیده است.
کاهش مخاطب و اعتماد عمومی
تهیه کننده وضعیت سفید تأکید کرد: این آمارها باید دقیق و مستند بررسی شوند، اما اگر میزان مخاطب و اعتماد عمومی هر دو کاهش پیدا کرده باشند، نمیتوان صرفاً با عنوان «رسانه ملی» از صداوسیما سخن گفت. او گفت: وقتی از یک رسانه با عنوان «رسانه ملی» یاد میکنیم، انتظار میرود بخش بزرگی از جامعه با آن ارتباط داشته باشد، به آن اعتماد کند و آن را بپذیرد. البته هر کشوری چارچوب فرهنگی خودش را دارد و رسانه رسمی هم نمیتواند خارج از آن چارچوب حرکت کند، اما بحران فهم از ملی بودن در این دوره بسیار نمایان است.
این تهیهکننده با اشاره به وضعیت سریالهای تلویزیونی گفت: پرمخاطبترین بخش تلویزیون در دورههای مختلف، سریالها بودهاند، اما امروز حتی برخی از سریالهای تلویزیونی نیز مخاطبی زیر10 درصد دارند.
جالب است بدانید در فواصل مختلف آمار مخاطب سریال های تلویزیونی که توسط خود سازمان صدا و سیما منتشر می شود سریال های سال های قبل از ادوار گذشته مخاطبش از سریال های جدید و اول بار در پخش بیشتر است. راه دور نروید همین اخرین آمار فصل گذشته نگاه کنید. سریال20 سال پیش مخاطبش سه برابر سریال اورجینال این دوره است. حالا می شوند فهمید که چرا دوستان اصرار دادند کارهای دوره های قبل به نام خود کنند.
او افزود: البته درباره شیوه محاسبه برخی آمارهای مخاطب نیزباید توضیح داده شود؛ چرا که گاهی مخاطب چند شبکه برای یک برنامه واحد با هم تجمیع میشوند و آماری ارائه میشود که تصویردقیقی از مخاطب واقعی یک برنامه به دست نمیدهد.
شفیعی در ادامه گفت: اگر مجموعه نظرسنجیهای رسمی کشور را بررسی کنیم، چه آن بخش که منتشر میشود و چه نظرسنجیهایی که به دلایل مختلف منتشر نمیشوند، مسئله اعتماد عمومی و میزان مخاطب صداوسیما موضوعی است که باید جدی گرفته شود.
مدیر بعدی و «زمین سوخته»؛ دو کلمهای که میماند
تهیه کننده صیاد درباره احتمال تغییر مدیریت صداوسیما و اینکه آیا تغییر مدیر میتواند به تغییر در تولیدات تلویزیونی منجر شود، گفت: ابتدا باید به مدیر بعدی تسلیت گفت؛ چون زمین سوخته را تحویل میگیرد. او ادامه داد: صداوسیما از نظر اقتصادی، مقبولیت و محبوبیت و حتی از نظر ارتباط با نخبگان رسانهای شرایط دشواری دارد و هر فردی که این مسئولیت را بپذیرد، کار بسیار سختی پیش رو خواهد داشت.
به گفته شفیعی، مدیرآینده باید قبل از هر چیز باید در میان اهالی رسانه و نخبگان محبوبیت و مقبولیت داشته باشد تا بتواند برای زنده نگه داشتن و احیای این رسانه کاری جهادی انجام دهد. دو چیزی که از این پنج سال در ذهن مردم میماند.
شفیعی درباره تصویری که از مدیریت پنجساله اخیر صداوسیما در ذهنها باقی خواهد ماند، گفت: اگر از من بپرسند به عنوان کسی که سالها با رسانه و مردم سروکار داشتهام، از این دوره چه چیزی در ذهنها میماند، دو عنوان را مطرح میکنم؛ ناکارآمدی و دروغ!
او توضیح داد: ممکن است یک مجموعه ناکارآمد باشد، اما دستکم واقعیت را بگوید. به نظر من در این پنج سال هم ناکارآمدی به معنای واقعی کلمه دیدهایم و هم مسئله قبول نکردن واقعیتها و ارائه تصویری متفاوت از واقعیت.
شفیعی ادامه داد: نشناختن عرصه رسانه، درک نادرست از ترکیب مخاطب، غفلت از طیف تعیین کننده،عدم شناخت از زیست رسانه ای نسل نو، بی تجربگی و نابلدی در تطابق محتوا و تولید،فروپاشی زنجیره تولید، مسائلی است که میتوان ساعتها درباره آن صحبت کرد.
آمارسازی در عملکرد تولیدات
این تهیهکننده در بخش دیگری از سخنان خود به نمونهای که به گفته خودش اخیراً درباره عملکرد او منتشر شده اشاره کرد و گفت: من تاکنون هیچ اظهارنظر رسمی یا انتقادی از صداوسیما نکردهام و این اولین و شاید آخرین صحبت من با این موضوع باشد، اما دوستان ظاهراً از جلسات خصوصی ما مطلعاندکه اینگونه برافروخته هستند.
او افزود: اخیراً آماری منتشر شد که در آن گفته بودند شفیعی، که منتقد صداوسیماست، از پرکارترین تهیهکنندگان دوره تحول بوده است. اگر بخواهید نمونهای از چیزی که من آن را ارائه آمار نادرست میدانم داشته باشید، همین مورد کافی است.
شفیعی درباره نام بردن از برخی سریالها به عنوان محصولات دوره تحول نیز گفت: برخی از سریالهایی که به عنوان تولیدات این دوره معرفی شدهاند، سالها پیش و در دوره مدیریت قبلی کلید خوردهاند. او برای نمونه به سریال« برف بی صدا میبارد» و « گلیدخت» و «نوار زرد2» اشاره کرد و گفت که اطلاعات مربوط به زمان آغاز نگارش و تولید این آثار در رسانه ها قابل دسترسی است و به قول شهید لاریجانی مظلوم اگر مختصر فهمی برای مخاطب خود قائل بودید متوجه میشدید که با یک سرچ ساده سال نگارش و تولید آثار آشکار میشود.
صداوسیما محصول تفکر جبلی نیست
این تهیهکننده در پاسخ به پرسشی درباره نقش وحید جلیلی در سیاستگذاری محتوایی صداوسیما گفت: فهم من این است که سازمان صداوسیمای کنونی محصول آقای جبلی نیست.
شفیعی افزود: به نظرم برای فهم وضعیت فعلی سازمان، باید به تفکرات و مسلک آقای وحید جلیلی و نقش آن در سیاستگذاریهای سازمان توجه کرد. ایشان در اوایل همین دوره 5 سال اخیرچند گفتگوی منتشر شده دارند که به راحتی می توان از میان همین گفتگوها به مدل اداره بزرگترین رسانه کشور پی برد. از مخاطب هسته سخت 10 درصدی گرفته تا نظرشان در مورد برنامه های سرگرمی و حتی ژانرهایی مثل ملودرام ها و…!
شفیعی افزود: آقای جبلی فاقد ایدئولوژی، ساختار ذهنی دقیق و منسجم برای اداره رسانه و شعارهای مطرح شده بود. وحید جلیلی وظیفه نظم ایدئولوژیک و اندیشه حکم رانی رسانه ای را به عهده میگیرد البته با مشی خود، نتیجه این ترکیب وضع موجود است.
تهیه کننده تنهایی لیلا اضافه می کرد: انتقاد های ناجوانمردانه وجید جلیلی از مدیران و برنامه سازان تلویزیون در بیش از دو دهه گذشته به یاد دارید. ایشان با برچسب های سیاه نمایی نظام اسلامی درسریال ها، پرداختن به آسیب های اجتماعی، نداشتن حتی یک شخصیت حزب الهی در سریال های سیما و… همه را متهم می کرد به باد انتقاد می گرفت.حافظه رسانه ای ما اجازه فراموشی نامه توهین آمیز وحید جلیلی به دفتر فرهنگی رهبر شهید و درست کردن خوراکی ناب برای رسانه های معاند علیه رهبری را نمی دهد. حالا او 5 سال است پشت همان میز نشسته وکسی حق انتقاد از عملکرد مفتضحانه اش را ندارد.
شفیعی درباره عملکرد محتوایی در سالهای اخیر گفت: من در این دوره کار مهمی در سازمان نداشتم، به جز دو کاری که محصول دستگاههای بیرونی بود و دوستان آنها را پخش کردند. بنابراین درباره عملکرد معاونتها باید از برنامهسازانی که در این دوره کار کردهاند، سؤال شود. اما آنچه فهم میکنم، این است که یکی از اختلالات عجیب این دوره، بحران مدیریت است. جمله مشترکی که تقریبا از خیلی ها می شنوم این است که “همه هیچ کاره اند”
او گفت: با احترام به همه معاونان و مدیران سازمان، به نظرم بسیاری از آنها در خلوت خودشان به آن اذعان دارندکه شرایط مدیریتی خوبی وجود ندارد. ما کمتر دورهای را دیدهایم که مدیران مختلف تقریباً منتظر باشند ببینند یک نفر چه میگوید یا چه رفتاری میکند و بعد بر اساس آن تصمیم بگیرند. شما در تمام شعون مدیریتی حتی تغییر ساختارها، موضوع اصلاح ، پویایی و برداشتن موانع نیست بلکه همه و همه به نفع کنترل گری یک فرد خاص بوده است.
ادامه وضع موجود یا تغییر مدیریت؟
او درباره دیدگاههایی که خواستار ادامه فعالیت تیم فعلی یا برعکس، خواهان تغییر مدیریت و سیاستگذاری هستند، گفت: تصمیم نهایی در این زمینه با رهبری معظم است و هر تصمیمی که گرفته شود، همه ما از آن تبعیت خواهیم کرد.
او ادامه داد: اما درباره هر مدیری، چه در سازمان صداوسیما و چه در هر جای دیگری، باید یک ارزیابی عملکرد وجود داشته باشد.
شفیعی افزود: در پنج سال گذشته بارها شرایط مختلف کشور به عنوان دلیل مشکلات مطرح شده است؛ جنگ، اتفاقات سال ۱۴۰۱ و مسائل دیگر. اما باید پرسید جمهوری اسلامی چه زمانی بدون بحران بوده است؟ کشور همیشه با بحرانهایی مواجه بوده و در همین شرایط نیز اداره شده و پیشرفت کرده است. بنابراین ارزیابی عملکرد باید ملاک قرار بگیرد.
17302