Blog
۷ تئوری توطئه که واقعیت داشتند؛ از باتریگیت تا گربههای جاس


سال ۱۹۵۳ پروژهی فوقسری امکیاولترا به دستور آلن دالس مدیر وقت سیا راهاندازی شد و شیمیدانی به نام سیدنی گاتلیب هم سرپرستی کار را بهعهده گرفت. هدف اولیه پروژه تأثیرگذاری بر رفتار، مختل کردن حافظه و یافتن روشهای مؤثرتری برای بازجویی بود؛ هدف نهایی نیز به دستگرفتن کنترل کلی رفتار انسانها.
سازمان سیا برای اجرای این پروژه، از مرزهای هرگونه اخلاق، وجدان و حتی انسانیت عبور کرد. اسناد بازیافته نام ۸۰ مؤسسه و ۱۸۵ پژوهشگر و دستیار غیردولتی را در ارتباط با زیر پروژههای امکیاولترا ثبت کردهاند؛ از دانشگاه و بیمارستان تا زندان و شرکت داروسازی.
سیا میخواست با روانگردانها، کنترل کلی رفتار انسانها را به دست بگیرد
بودجه از مسیرهای پوششی میرسید و همه مراکز هم از نقش سیا خبر نداشتند. اغلب افرادی که در این آزمایشها قربانی شدند، نمیدانستند چنین پروژهای وجود خارجی دارد.
سازمان سیا بهعنوان پایهی آزمایشهای خود روی مادهی توهمزای LSD دست گذاشت. آنها این ماده را روی بیماران روانی، زندانیان، معتادان و حتی شهروندان کاملاً عادی، تست کردند.
در یکی از عجیبترین بخشهای این پروژه به نام عملیات اوج نیمهشب، مأموران سیا خانههایی امن را در سانفرانسیسکو و نیویورک آماده کردند و با کمک زنان تنفروش، مردان را به آنجا میکشاندند. سپس بدون اطلاع قربانیان به آنها LSD میدادند و از پشت آینههای یکطرفه رفتارشان را زیر نظر میگرفتند.
شاخهای دیگر از امکیاولترا در مؤسسه آلن مموریال مونترآل، به مدیریت روانپزشکی به نام دکتر ایوِن کامرون، شکنجههایی فراتر از تصور را ثبت کرد. کامرون با ادعای درمان بیماری روانی میخواست الگوهای ذهنی قبلی فرد را ویران کند و از نو بسازد، و سیا به کاربرد احتمالی این روشها علاقه داشت.
کامرون برخی بیماران را هفتهها در خواب عمیق دارویی نگه میداشت، آنها را زیر الکتروشوکهای شدید و مکرر میبرد و پیامهای ضبطشده را بارها و بارها در گوششان پخش میکرد. خروجی روشهای او بسیار دردناک بود، برخی بیماران با آسیبهای شدید حافظه از بیمارستان بیرون آمدند و برخی تواناییهای روزمرهشان را هم از دست دادند.
کن کیسی نویسندهی رمان پرواز بر فراز آشیانه فاخته بهعنوان یکی دیگر چهرههای مشهور این پروژه شناخته میشود که در زمان دانشجوییاش داوطلب آزمایش داروهای روانگردان، از جمله LSD شد؛ تجربهای که همراه با کارش در بیمارستان روانپزشکی، بر نوشتن رمان مشهورش تأثیر گذاشت.
سال ۱۹۷۳، ریچارد هلمز، مدیر وقت سیا، دستور نابودی پروندههای MKUltra را صادر کرد و بخش بزرگی از مدارک پروژه از بین رفت. اما حدود ۲۰ هزاربرگ از اسناد، عمدتاً مدارک مالی و اداری، در بایگانی دیگری باقیمانده بود.
سال ۱۹۷۵، تحقیقات کمیته چرچ و کمیسیون راکفلر از این پرونده مخوف پرده برداشت و دو سال بعد، پیداشدن اسناد باقیمانده به جلسات سنا انجامید و جزئیات بیشتری از آزمایشها را آشکار کرد.
دروغ بزرگ غولهای دخانیات؛ وقتی برای میلیاردر شدن، سیگار را دستکاری کردند
اگر در دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ میلادی به پوسترهای تبلیغاتی نگاهی میکردید، با تصاویری روبهرو میشدید که امروز بیشتر شبیه شوخیهای سورئال به نظر میرسند، مثلاً استفاده از عکس پزشکان برای تبلیغ سیگار با این شعار: «تعداد پزشکانی که کمل میکشند، از هر برند دیگری بیشتر است!»
در آن سالها، شرکتهای دخانیات در برابر شواهد خطر سیگار تأکید میکردند قضیه از نظر علمی ثابت نشده است. دههها گذشت و میلیونها نفر در سراسر دنیا با بیماریهای ریوی و سرطان دستوپنجه نرم کردند.
سرانجام در دهه ۱۹۹۰، اسناد داخلی، یادداشتهای محرمانه آزمایشگاهی و افشاگریهای تاریخی افرادی مانند جفری ویگند در دادگاهها، صحنه را عوض کرد. اسناد افشا شده نشان میدادند که پژوهشگران داخلی شرکتها از دهه ۱۹۵۰ شواهد ارتباط سیگار و سرطان را میشناختند و در دهه ۱۹۶۰، صریحاً از اعتیادآوری نیکوتین نوشته بودند.
«تردید محصول ماست»؛ شعاری که دههها دادگاهها و سلامت عمومی را دور زد
دسامبر ۱۹۵۳، مدیران شرکتهای بزرگ دخانیات آمریکا در هتل پلازا در نیویورک گرد هم آمدند تا با کمک شرکت روابطعمومی هیلاندنولتون، واکنش مشترکی به شواهد شناختهشده نشان دهند.
در ژوئن ۱۹۷۷ هم هفت شرکت بزرگ بینالمللی در شوکرویکهاوس انگلستان جلسه گذاشتند تا دفاعشان از صنعت دخانیات را با هم هماهنگ کنند؛ برنامهای که عملیات برکشایر نامیده شد. استراتژیشان این بود که در کنار انکار خطرها، از تکنیک ایجاد شک و شبهه استفاده کنند.
لینک خبر در وبسایت zoomit