Blog
علت کاهش تمرکز بعد از چک کردن گوشی و راهکار علمی
همهی ما حواسپرتیهای ناگهانی و بدموقع را تجربه کردهایم. فرقی نمیکند در حال بررسی یک گزارش تحلیلی باشید، دنبال یک باگ در کدها بگردید، یا برای پروژهی فردا برنامهریزی کنید. منطق کار دستتان آمده و دقیقاً میدانید قدم بعدی چیست.
ناگهان گوشی روی میز میلرزد، با خودتان میگویید: «فقط یک نگاه سریع میاندازم ببینم کیست.» فقط میخواهید پیام را بخوانید، ولی پیام شما را به یک لینک میرساند و لینک، راه را برای چند دقیقه اسکرول بیهدف باز میکند. وقتی دوباره به مانیتور خیره میشوید، همهچیز دقیقاً همانجایی است که رهایش کرده بودید؛ همهچیز بهجز ذهنتان.
خلاصه صوتی، ساختهشده با هوش مصنوعی
رشتهی افکارتان را چنان از دست دادهاید که مجبورید چند قدم به عقب برگردید تا اصلا یادتان بیاید جریان چه بود و داشتید چه میکردید. آن پنج دقیقهی حواسپرتی روی گوشی تمام میشود، اما موتور ذهن برای شروع دوباره به مشکل برمیخورد.
ما معمولاً تاوان حواسپرتیها را فقط با همان چنددقیقهای میسنجیم که از کار دور بودهایم. ولی هر وقفه، دو بار وقت و انرژیمان را میگیرد، بار اول موقع رهاکردن کار و بار دوم وقتی که میخواهیم دوباره سر کارمان برگردیم و ذهنمان باید فرضها، تصمیمها و حرکت بعدی را دوباره کنار هم بچیند.
سندروم «باقیماندهی توجه»: جسممان اینجاست، ذهنمان جای دیگر!
بیشتر ما روز کاریمان را با رفتوآمدهای مداوم بین نوشتن گزارش، شرکت در جلسه، چککردن ایمیلها، جوابدادن به پیامها و دهها کارِ ریزودرشت دیگر میگذرانیم. هر کدام از این کارها، برای مدتی کوتاه دنیای کوچکی در ذهن ما میسازند.
مثلاً وقتی مشغول نوشتن گزارشی هستید، هدف آن پاراگراف، سیر منطقی جملات، منبعی که باز کردهاید و کلماتی که قرار است در ادامه بیایند، همه همزمان در حافظهتان فعالاند. اما رسیدن یک پیام جدید، ناگهان دنیای دیگری با موضوع و حالوهوای خاص خودش را وسط میکشد.
اگرچه پنجرهی روی مانیتور در کسری از ثانیه عوض میشود، اما تغییر مسیر «توجه و تمرکز» شما به این سرعت نیست؛ ذهن ریتم خودش را دارد.
سال ۲۰۰۹ سوفی لروی، پژوهشگر رفتار سازمانی، روی همین فاصلهی پنهان دست گذاشت. نقطهی شروع تحقیقات او محیطهای کاری مدرن بود؛ جایی که افراد مجبورند چند پروژه و وظیفه را همزمان جلو ببرند و مدام از این شاخه به آن شاخه بپرند.
آزمایشهای لروی نشان داد که برای اینکه تماموکمال روی یک کار جدید تمرکز کنید، ذهنتان اول باید بتواند خودش را از کارِ قبلی جدا کند. وقتی کار قبلی نیمهتمام رها میشود، بخشی از حواس شما همچنان درگیر آن میماند و در نتیجه، بازدهیتان در کار جدید افت میکند.
لروی برای توصیف این حالت از اصطلاح باقیماندهی توجه (Attention Residue) استفاده کرد. باقیماندهی توجه بخشی از ظرفیت ذهنی را نشان میدهد که همچنان به هدف قبلی اختصاص دارد. گزارش از روی صفحه کنار میرود، اما سؤال حلنشده، جملهی نیمهتمام یا تصمیمی که هنوز ثبت نشده، همراه شما وارد فعالیت بعدی میشود.
پریدن بین کارها، ردپایی از کار قبلی در ذهن جا میگذارد که تمرکز را مختل میکند
هر بار که در طول روز حواستان پرت میشود، دو بار فرایند جابهجایی ذهن را به خودتان تحمیل میکنید. دفعهی اول، گزارش را رها میکنید تا سراغ پیام بروید، درحالیکه هنوز بخشی از ذهنمان پیش گزارش جامانده است.
چند دقیقه بعد که میخواهید سرِ کارتان برگردید، همین مسیر را برعکس میروید؛ یعنی پیام، مکالمه یا محتوایی که تازه دیدهاید، تا مدتی ذهنتان را درگیر نگه میدارد. حالا ذهن موقع برگشتن، هم باید دوباره روی گزارش متمرکز شود و هم اثرات فعالیت میانی را کنار بزند.
هزینهای که بابت این وقفهها میپردازید، معمولاً پشت ظاهر «ادامهی کار» پنهان میماند. شاید فایل را دوباره باز کنید، چند جملهای بنویسید یا خواندن را از سر بگیرید، اما توان ذهنی شما هنوز بین دو کار مختلف در رفتوآمد است. در چنین وضعیتی، فهمیدنِ مطالب و تصمیمگیری به انرژی خیلی بیشتری نیاز دارد و نگهداشتن رشتهی افکار سختتر میشود.
در نهایت، اینکه کار را دقیقاً در چه نقطهای رها کردهاید، مشخص میکند که موقع برگشت، چقدر از مسیر را باید از نو بسازید.
کارِ باز، ذهن درگیر: تاوان سنگین پریدن از شاخهای به شاخهی دیگر
وقتی درگیر کار فکری هستید، با دو سند همزمان کار میکنید؛ یکی نسخهی عینی و قابلدیدن مثل کدها یا نوشتههایی که روی صفحهنمایش نقش بستهاند یا فرمهایی که پر کردهاید. سند کاملتر اما داخل ذهنتان جریان دارد و دلایل انتخاب قدم قبلی، ایدهای که خط زدهاید و قدم بعدیتان را یکجا کنار هم نگه میدارد.
فایلی که روی سیستم دارید فقط نسخهی اول را حفظ میکند؛ اما یک وقفهی کوتاه میتواند نسخهی دوم را در ذهنتان کاملاً پراکنده کند.
کامپیوتر کارتان را ذخیره میکند، اما یک وقفهی کوتاه فایل ذهنی شما را به هم میریزد
اریک آلتمن، گری ترفتون و دیوید همبریک برای اندازهگیری همین اثر، تکلیفی چندمرحلهای طراحی کردند. شرکتکنندگان باید مجموعهای از مراحل را به ترتیب انجام میدادند و در تمام مدت بهخاطر میسپردند کجای کار قرار دارند.
پژوهشگران گاهی وسط همین زنجیره، برای چند ثانیه کار دیگری پیش پای افراد میگذاشتند و بعد از آنها میخواستند از نقطهی قبلی ادامه دهند. همین وقفههای کوتاه کافی بود تا جای فرد در زنجیره بههم بریزد. وقفههای متوسط ۲٫۸ ثانیهای خطاهای مربوط به ترتیب مراحل را تقریباً دوبرابر کردند و وقتی وقفه به ۴٫۴ ثانیه رسید، میزان خطا به حدود سه برابر افزایش یافت.