Blog
چه چیزی ارکان نظام را در یک مسیر قرار میدهد؟
به گزارش خبرگزاری رز نیوز به نقل از تسنیم؛ دکتر حمیده طائب در گفتگویی اختصاصی گفت: «باید با این نکته آغاز کنیم که رهبری که در کارنامه عملی خود، دو دوره ریاستجمهوری اسلامی ایران را ثبت نمودهاند، فردی نیست که صرفاً با تئوریها آشنا باشد. ایشان این دوران را در شرایط بسیار سخت و حساسِ دوران دفاع مقدس سپری کردند؛ دورانی که با دوگانگیهای سیاسیِ عمیق، یعنی تقابل میان روحانیت مبارزو مجمع روحانیون همراه بود. علاوه بر این، مسائل ناشی از ساختارِ آن زمانِ دولت، یعنی دوگانه میان ریاستجمهوری و نخستوزیری نیز از جمله دشواریهایی بود که ایشان با آن مواجه بودند. نکته بسیار حائز اهمیت این است که هر دو دوره ریاستجمهوری ایشان، با رأی بسیار بالای مردم و با حمایت گسترده جامعه انتخاب شدند؛ به گونهای که در سال 1360، ایشان توانستند رکورد بسیار بالای رأی مردمی را در تاریخ کشور کسب کنند.
حال، رهبری که با چنین درجه بالای علمی، تقوای کمالیافته و تجربه اجراییِ سنگینی که در مدیریت کشور داشتهاند، با هدف پیشبرد نظام جمهوری اسلامی و تلاش برای هرچه نزدیکتر شدن به اهداف مقدس و بنیادین انقلاب، دولتها را به عنوان یکی از اجزای حیاتی و مهمِ حرکت این سیستم، رهبری و یاری میکنند. در اینجا باید دقت داشته باشیم که وقتی ما از واژه نظام صحبت میکنیم، در واقع در حال سخن گفتن از یک سیستم هستیم؛ سیستمی که دارای ارکان، اجزا و ساختارهای مشخص است و هر یک از این اجزا، دقیقاً طبق آنچه در قانون اساسی آمده است، وظایف و مسئولیتهای خود را بر عهده دارند. بنابراین، رهبری نیز در این ساختار، طبق ضوابط قانون اساسی، وظیفه رهبریِ مردم، دولت و سایر قوای کشور را بر عهده دارد.
وی در ادامه با تبیین نگاه سیستمی به تضارب آرا، افزود: «اگر بخواهیم به درستی، نوعِ مواجهه رهبری با دولتها را تحلیل کنیم، باید از نگاه سیستمی استفاده کنیم. تنها در این صورت است که درک میکنیم چرا وجود تفاوت نظرها در چارچوب اصول، نه تنها یک مشکل، بلکه یک ضرورت است. این تفاوت نظرها و تضارب آراست که منجر به شکلگیری گفتمانهای مختلف سیاسی در کشور میشود. ایشان برخلاف نگاههای تقلیلگرایانه، از این تفاوت نظرها و تضارب آرا استقبال میکنند. در واقع، ایشان با نگاهی بسیار هوشمندانه، بر این باورند که تضارب آرا سوختِ حرکت سیستم است.
این نگاه را میتوان در کلام خود ایشان به خوبی مشاهده کرد؛ جایی که ایشان در تاریخ 20 تیر 1388 فرمودند: «یک وقتی به خود آقای خاتمی هم گفتم که اگر امروز یک جریان چپی در کشور وجود نداشت، من لازم میدانستم یک جریان چپ بهوجود بیاورم تا برآیند این دوتا حرکت آقای هاشمی و یک برآیند معتدل شود.»این جمله نشان میدهد که ایشان ضمن مراقبتِ مستمر از خط قرمزهای نظام که نباید از آنها عبور کرد، همزمان مردم را به مشارکت تشویق میکنند و از دولتهایی که برآمده از رأی مردم هستند، حمایت حداکثری کرده و به آنها احترام میگذارند. از سوی دیگر، هرگاه در حرکت دولتِ منتخب مردم، خطا، کوتاهی یا انحرافی از مسیر اصلی و اصیلِ نظام مشاهده کنند، هم به دولت تذکر مقتضی میدهند و هم سایر قوای کشور را برای تنظیم و اصلاح مسیر دولت یاری میفرمایند تا حرکت کلِ نظام، بدون عبور از چارچوبها و خط قرمزها، با تداوم پیش برود. اگرچه این روند بسته به شرایطِ مختلف ممکن است گاهی با کندی همراه شود، اما اصلِ مطلب این است که حرکت نظام هرگز متوقف یا منحرف نمیشود.»
طائب در خصوص چالشهای فرهنگی و نقش رسانهها و دانشگاهها اظهار داشت:«ما باید واقعبین باشیم؛ تغییرات فرهنگی فرآیندی بسیار زمانبر هستند. با توجه به پیشینه 2500 ساله فرهنگ سیاسی ایران و میراث نظام شاهنشاهی، عبور از آن الگوهای قدیمی و رسیدن به مدل حکمرانی اسلامی که بر پایه مردمسالاری دینی است، نیازمند یک گذار فرهنگی عمیق است. رهبر نظام اسلامی با هدایت مردم و سایر ارکان نظام، این تغییرات فرهنگی را پیش میبرند.
در این میان، مواجههای منصفانه و اخلاقمدارانه که از ویژگیهای اصلی یک نظام اسلامی است، ضرورت دارد؛ یعنی باید بین مردم و دولتها، و همچنین میان رسانهها، سایر قوای نظام و دولتها، نوعی تعامل اخلاقی و منصفانه وجود داشته باشد. این حوزه، یکی از عرصههای اصلی هدایت و نظارت است که رهبری تنظیمگری آن را انجام میدهند. رهنمودهای ایشان در سخنرانیها، هم شامل تذکر به مردم است و هم تذکر به مسئولین. ایشان همواره خواهان مشارکت و نظارت مردم بر مسئولین هستند و هم نظارت سایر قوای نظام بر دولتها را تأکید میکنند. اما در کنار اینها، ایشان بر آداب نقدو حوزههای نقدنیز تأکید فراوان دارند.
نکته قابل تامل اینجاست که نقد، خود سرفصل جداگانهای برای تبیین علمی میطلبد. متأسفانه به نظر میرسد در دانشگاههای ما، تدریس این آداب و اصولِ نقد، آنگونه که باید مورد توجه قرار نگرفته است. به تبع این خلأ آموزشی، فضای رسانهای و حتی برخورد برخی مسئولین نیز آنطور که شایسته نظام اسلامی است، شکل نگرفته است. نتیجه این وضعیت، عدم شکلگیریِ درست مطالبه عمومی و نظارت قضایی است. امیدواریم در آینده، مسیر کشور به سمت تحقق هرچه بیشتر آن فرامین الهی پیش برود و امام شهید، قویتر از زمان حیاتشان، در پیشرفت کشور یاریگر باشند.»
وی در پایان، مدل مواجهه رهبری با دولتها را در پنج محور استراتژیک خلاصه کرد:
اول: نگاه سیستمی، ساختارمند و قانونمدار؛ که هدف آن تقسیم کار دقیق میان اجزای نظام است. در این نگاه، مردم، مسئولین، رسانهها و سایر ارکان، هر کدام وظایف مشخصی طبق قانون دارند که رهبری رهنمودهای لازم را به هر یک ارائه میدهد. لذا پاسداشت از قانون، زیربنای اصلی این رویکرد است.
دوم: نگاه اخلاقمدار؛ که بر پایه تقوا و انصاف در نقد دولتها، مسئولین و حتی در مواجهه با معترضین مردمی استوار است .
سوم: جذب حداکثری رویکردها و نظرات؛ که شامل استقبال از تضارب آرا و ایجاد گفتگوهای سازنده بین گروههای مختلف برای پیشبرد آرمانهای انقلاب است. در این راستا، توصیه به برگزاری کرسیهای آزاداندیشی، نشستهای مستقیم مردم با مسئولین و شکلگیری گروههای مختلف گفتمانی بسیار حائز اهمیت است .
چهارم: شکلگیری حلقههای میانی؛ که وظیفه آنها یاری رساندن به دولت و مسئولین از یک سو، و تسهیل مشارکت مردم در حل مسائل نظام و پیشرفت کشور از سوی دیگر است.
پنجم: بهرهگیری از ظرفیتهای استراتژیک سپاه و بسیج؛ برای کمک به دولتها در پیشبرد اهداف نظام یا جبران نارساییها و ضعفهای احتمالی دولتها.
طائب در سخن پایانی با اشاره به یک تدبیر بزرگ افزود:«باید بدانیم که به تدبیر امام راحل، سپاه و بسیج در این نظام شکل گرفتند. یکی از بزرگترین محاسن این تدبیر این است که این نهادها در کنار دولتها، برای تحقق اهداف نظام عمل میکنند. یعنی اگر دولتها در مسیر پیشرفت به کمک نیاز داشته باشند، این ظرفیتها در خدمت آنها هستند؛ و اگر دولتها دچار ضعف شوند یا خدایناکرده در مسیر انحرافی حرکت کنند، سپاه و بسیج وظیفه جبران و بازگرداندن به مسیر اصلی را بر عهده دارند. خلاصه آنکه، یکی از تدابیر هوشمندانه امام راحل و در ادامه رهبر معظم، استفاده از سایر ظرفیتها برای کمک به دولتها یا جبران ضعفهای آنهاست.»
انتهای پیام/